Screenshot_2018-07-15 شبکه اجتماعی ساینا - میکروبلاگ چند رسانه‌ای.png 54610f1f65-5b2b7f1ac2fbb821018b79d8.jpeg IMG_20180611_203418_150.jpg 741aa1c217-5b17ec92c2fbb841008b6ea8.jpeg
هادی
هادی
شکلکارو نوشتی؟ :|
@hejab

هادی
هادی

وضعیت کلیکای دیروز

هادی
هادی

امروز هرچی زور زدم نتونستم به حلما برسم :خخخ

هادی
هادی
اگه یه درآمد ناچیز از ساینا داشته باشیم
یه حساب قرض الحسنه تو خود ساینا ایجاد میکنیم و پول ساینارو هرماه به قید قرعه به یکی از کاربرا وام میدیم ...

هادی
هادی
یکم اقتصادی فکر کنید از همین ساینا کلی میتونیم در آمد کسب کنیم فقط نیاز به همت شما و ایده های جدید داره

هادی
هادی
چشام میسوزه ولی نمیخوام کارمو ول کنم چیکار کنم؟ :|
احساس میکنم مریض شدم :|

هادی
هادی
تار و پود موج این دریا به هم پیوسته است
می زند بر هم جهان را، هر که یک دل بشکند!

صائب تبریزی

هادی
هادی
پخش خودکار بعدی:
؟
شعر طنز در مورد نماز در محضر رهبر انقلاب
30,941
شعر طنز سعید غلامی در دیدار شعرا با رهبر انقلاب/14 رمضان 1393:[...یک ذره فقط کند تر از سرعت نور است/هر رکعت من حائز عنوان جهانی­ست...ای دلبر من تا غم وام است و تورم/محراب به یاد خم ابروی شما نیست!/بی دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد/تا فکر من از قسط عقب مانده جدا نیست...از بس که پی نیم وجب نان حلالیم/در سجده ما رونق اگر هست صفا نیست]دانلود گزیده طنز دیدار شعرا با رهبری

@helma

هادی
هادی
روزگاری یک تبسم

یک نگاه

خوش تر

از گرمای صد آغوش بود . . .

فریدون مشیری

هادی
هادی
بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم
بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم

دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود
آخر شدی شهید در این بلا تو هم

آیینه ای مکدرم از دست روزگار
آهی بکش به یاد من,ای بی وفا توهم

چندی ست از تو غافلم ای زندگی ببخش
چنگی نمیزنی به دل این روزها تو هم

ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای
چون دیگران بخند به غم های ما توهم

تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد
چشم انتظار باش در این ماجرا توهم


هادی
هادی
همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد
زمانی از حقیقت های ما افسانه می سازد

سر مغرور من ! با میل دل باید کنار آمد
که عاقل آن کسی باشد که با دیوانه می سازد

مرنج از بیش و کم ، چشم از شراب این و آن بردار
که این ساقی به قدر "تشنگی" پیمانه می سازد

مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم
که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد

به من گفت ای بیابان گرد غربت کیستی؟ گفتم :
پرستویی که هر جا می نشیند لانه می سازد

مگو شرط دوام دوستی دوری است ، باور کن
همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد

فاضل نظری

هادی
هادی

هادی
هادی

در مانده‌ام به درد دل بی علاج خویش

و ز بد مزاجی دل کودک مزاج خویش

مهر خزانه یافت دل و جان و هر چه بود

جوید هنوز ازین ده ویران خراج خویش

جان را مگر به مشعلهٔ دل برون برم

زین روزهای تیره و شبهای داج خویش

فرهاد را که بگذرد از سر چه نسبت است

با آنکه مشکل است بر او ترک تاج خویش

عذب فرات گو دگری خور که ما خوشیم

با آب شور دیده و تلخ اجاج خویش

ای صاحب متاع صباحت تلطفی

کاورده عاجزی به درت احتیاج خویش

وحشی رواج نیست سخن را ، زبان به بند

تا چند دعوی از سخن بی رواج خویش

هادی
هادی


هزار تنهایی در من است
هرکدامشان، دلگیر تر...

هادی
هادی
ماجرای تشیع جنازه حافظ رو میدونید؟

صفحات: 4 5 6 7 8

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو