........................ - قلمرو خداوند، درون ما انسان هاست.

مشخصات

موارد دیگر
सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
2988 پست

دنبال‌کنندگان

(27 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

1546032361892885_large.jpg 1546087129664478_large.jpg 1546109535152100_large.jpg 1546109923755870_large.jpg

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
گفتمش : ای بت، ز تو دورم چرا؟
گفت که : از دور بتی می‌پرست

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
گفتمش : ار توبه کند دل ز عشق
گفت که : آن توبه به باید شکست

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
گفتهٔ او آفت جان بود و تن
لیک چنان گفت که در دل نشست

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
دیده ز دور آن قد و بالا چو دید
نعره در انداخت به بالا و پست

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
ea8d00ddc761a7a825c5e08c1402c713.jpg सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
تاچه کشم من؟ که بدین دست تنگ
ساغر می خواهم و آواز چنگ

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
چون می لعلم بچشانی، کنم
بوسه طلب زان لب یاقوت‌رنگ

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
عمر چو بادست همی در شباب
باده بمن ده، که ندارد درنگ

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
تا بر او زین دل زنگار خورد
رنگ زدایم به شراب چو زنگ

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
دوش چو می‌خوردم و خوابم ربود
یار به صلح آمد و بگذاشت جنگ

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
پرده برانداخت ز روی خیال
دست خوش آن صنم شوخ شنگ

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
گفتمش : آمد ز غمت دل به جان
گفت : گرت جان به لب آید ملنگ

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
دست در آغوش من آورد عور
آنکه همی داشت ز من عار و ننگ

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
او شکر افشان ودلم شکر گوی:
کانچه همی خواستم آمد به چنگ

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
صبح چو از خواب درآمد سرم
دست خودم بود در آغوش تنگ

सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
2fcc88265e149cf5575dfa70e1b68c6c.jpg सीयद ❤️ अली*برای تو نوشتم* تو برای او بخوان #❤️#
کانچه دل اندر طلبش می‌شتافت
در پس این پرده نهان بود، یافت

صفحات: 13 14 15 16 17