سکوت شب را دوست دارم چون همهمه ی دروغ در دامنش ندارد سیاه است ، سیاه سیاه ، حقیقت محض و چه صداهایی که فقط در سکوت شب شنیدنی ست میشنوی صدای فریاد آرزوهایم را ؟ یا اسیر روز کری شدی؟ شب و انسان و احساس و نقاب نترس نقابت را بردار ، تا روح عریانم را به تو تقدیم کنم

مشخصات

موارد دیگر
سکوت شب
1133 پست

دنبال‌کنندگان

(13 کاربر)

برچسب ‌های شخصی

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

157731950.png 824504522.png 411529830.png 894412686.png
سکوت شب
سکوت شب
“قلب”

راستش نمیدانم چیست …
اما این را میدانم که فقط جای آدمهای خیلی خوب است …

سکوت شب
سکوت شب
“قلب”

لانه ی گنجشک نیست
که در بهار ساخته شود
و در پاییز
باد آن را با خودش ببرد …

سکوت شب
سکوت شب
جایی میان قلب هست
که هرگز پر نمی‌شود
یک فضای خالی
و حتی در بهترین لحظه‌ها
و عالی‌ترین زمان‌ها
می‌دانیم که هست

بیشتر از همیشه
می‌دانیم که هست
جایی میان قلب هست
که هرگز پر نمی‌شود

و ما
در همان فضا
انتظار می‌کشیم
انتظار می‌کشیم

چارلز بوکوفسکی

سکوت شب
سکوت شب
ما آدم ها تو دوره های مختلف زندگیمون کارای متفاوتی متناسب با سن وعقل وتجربمون انجام میدیم
کودکیمون بی آلایش و یکرنگ آمیخته به آرامش که با ترس ها ودعواهای کودکی دچار تنش می شد
هرچی بزرگتر میشیم احساساتمون قوی تر میشه
بعضیا این احساسوبه راحتی بروز میدن
زود میخندند زود عصبانی میشن زود گریه میکنن
اما بعضیا احساساتشونو کنترل میکنن
شاید از ردون خیلی خوشحال باشن ولی فقط یک لبخند میزنن
یا خیلی داغونن ولی حرفی نمیزنن
عصبانیتشونو با یک اخم نشون میدن
اینجور آدما حرفاشونو به خودشون میزنن
غم ها و دردها و عصبانیتاشون برای خودشونه
این آدما تنهان چون بقیه زود ازشون خسته میشن :)

سکوت شب
سکوت شب
هر روز
از خواب بیدار میشوم
می بینم هنوز امروز است
فردا نیامده
پس فردا
واژه ای بیش نیست
هر چه هست امروز است
امروز را دریاب
امروزتون قشنگ
امروزتون عاشقانه
امروزتون خدایی
امروزتون شاد

سکوت شب
سکوت شب
فرقی نمیکند
کنار دریا باشی
وسطِ مهمانی
کنج اتاق
یا هر جایِ دیگر...!
روزهایِ تعطیل
بویِ تنهایی در سَرِ آدم میپیچد...!
باید یک نفر باشد
بدونِ غرور دوستت بدارد
آنقدر صمیمی
که اگر در مدتِ یک ساعت
برای بیستمین بار میخواستی حالش را بپرسی
دل دل نکنی
فکر نکنی
با خودت نگویی که نکند کلافه اش کنم
ترسِ از چشمْ افتادن را نداشته باشی!
یک نفر که حالِ تو را بلد باشد...
یک نفر که بدونِ توضیح بفهمد
این همه بی قراری دست خودت نیست!
یک نفر که غرورِ خاموشِ تو را
عشق معنا کند
نه چیز دیگری....!
یک نفر که حضورش
برای روزهای تعطیل الزامی ست!

سکوت شب
سکوت شب
بی خیال تمام هیاهوی اطراف

بر ساحل زندگی قدم می زنم

بی خیال فکر تو

دنیای خود را نقاشی می کنم

بی خیال تمام آنچه باید باشد

نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم

بی خیال همه رفت ها

به داشته های خود دل می بندم

اما

بگذار قدم بزنم...

قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی

این روزها...

غروب عشق برای من

حیات دوباره خورشید

در آنسوی آسمان بودن ها؛ بر ساحل زندگیست!

نسیم دریا بر لبانم می نشیند

با خود می اندیشم

گویا

عشق در همین حوالی ست...

و باز می گویم

شاید

تا غروب عشق

نیمروزی باقی ست...

سکوت شب
سکوت شب
امروز را دریاب ...
گاهی نه دفعۀ بعدی وجود دارد
نه وقفه‌ای و نه فرصتی دوباره
گاهی یا اکنون است
یا هیچوقت ...
پس
هوای اکنونت را داشته باش !

سکوت شب
سکوت شب
پرسید فرق بین دوست و رفیق، گفتم دوست فقط یک آشناست، یک همکار، یک همکلاسی، حتی یک همسایه گاهی یک همسفر، شاید حتی یک همراه، یک همراه از سرکوچه تا دم خانه مثلا، دوستی یک آشنایی ست که با یک سلام شروع می شود گاهی خداحافظی نگفته تمام می شود. یک اشتباه از دوست بیگانه می سازد اما رفاقت ریشه دارد به روز و ماه و سال نیست، گاهی در یک آن، یک لحظه ریشه می دواند، می رود تا مغز استخوانت، توی تمام جانت، دلت را قرص می کند رفیق به بودنش، به ماندنش، به رفاقتش، دوباره پرسید فرقش، گفتم به هر کس نمی گویی رفیق، رفیق یک جوری آرام جان است، قرار است، دنیا دنیا، دریا دریا هم که فاصله باشد از این قاره تا آن قاره رفیق رفیق می ماند که برای رفاقت نیازی به شباهت نیست....

سکوت شب
سکوت شب
کامنت اول ...

سکوت شب
IMG_۲۰۱۰۰۴۰۷_۱۳۱۸۳۵.jpg سکوت شب
اوج خلاقیت در زنگ فیزیک :باهم

سکوت شب
سکوت شب
باید به فکر تنهایی خودم باشم.

دست خودم را می‌گیرم و

از خانه بیرون می‌زنیم.

در پارک،

به جز درخت،

هیچ‌کس نیست.

روی تمام نیمکت‌های خالی می‌نشینیم،

تا پارک،

از تنهایی رنج نبرد!

دلم گرفته،

یاد تنهایی اتاق خودمان می‌افتم،

و از خودم خواهش می‌کنم،

به خانه باز گردد ..

سکوت شب
سکوت شب
اگر آمدی

به دلت بد راه نده

شهر همان شهر است

کوچه همان کوچه

خانه همان خانه…

فقط من کمی مرده‌ام!…

سکوت شب
سکوت شب
کاش می‌توانست

به رود بیندازد خودش را

ماهی کوچکی که

د‌لش دریا بود و

خانه‌اش برکه

سکوت شب
سکوت شب
ابریشم سیاه دو چشمت

یاد آور شبی زمستانی است

من بی ردا

بدون وحشت دشنه

شادمانه خواب می رفتم

ابریشم سیاه دو چشمت

خانه ی من است

آن خانه ای

که در آن خواب می روم

و می میرم.

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو