سکوت شب بیانگر تمام ناگفته هایی است که شنیدنش کار هر کس نیست عجیب با آن انس گرفته ام و عجیبتر تمامش را میشنوم و با عمق وجود درک میکنم

مشخصات

موارد دیگر
سکوت شب
2058 پست

دنبال‌کنندگان

(29 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

۲۰۲۰۰۷۰۱_۲۳۰۵۲۷.jpg IMG_20191011_205013_982.jpg AKS-10-2.jpg عکس-نوشته-شعر-عاشقانه-شاعران-معاصر.jpg
سکوت شب
سکوت شب
خسته ام از ارزوها ارزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی بال های استعاری

لحظه های کاغذی را روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانی زندگی های اداری

افتاب زرد و غمگین پله های رو به پایین

سقف های سرد و سنگین اسمان های اجاری

با نگاهی سر شکسته پشم هایی پنبه بسته

خسته از درهای بسته خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده میزهای صف شکسته

خنده های لب پریده گریه های اختیاری

عصر جدول های خالی پارک های این حوالی

پرسه های بی خیالی نیمکت های خماری

رو نوشت روزها را روی هم سنجاق کردم

شنبه های بی پناهی جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را با غبار روزها

خاک خواهد بست روزی باد خواهد برد

روی میز خالی من صفحه ی باز حوادث

در ستون تسلیت ها نامی از ما یادگاری

سکوت شب
سکوت شب
باز شب بود و من و قصه ی تنهایی من

چشم گریان منو این دل شیدایی من

دور بودم ز تو و حسرت دیدار به دل

تو نبودی و شدم پیش دل خویش خجل

خجلم چون که دلم خانه ی ارواح شده

غصه با این دل من مونس و همراه شده

کی رسد فصل وصال تو دلم بی تاب است

دل دریایی من بی تو دگر مرداب است

کوچه بی تو شده تاریک گذر خاموش است

کوله باری ز غم وغصه کنون بر دوش است

تو بیا تا که رود گل به گلستان سنبل

تا به گوشم برسد صوت و نوای بلبل

سکوت شب
سکوت شب
به یاد...
می نویسم از تو و از موج یادی که می کوبد به ساحل بی قرار قلبم.

تا دور ها تورا به نام اشک هایم می شناسم و با لحن همیشگی گریه می خوانمت.

تو حس می شوی از ان سوی قلبم.

از پشت حصار های وجودم.

نمیدانم تا کی بیاویزم گل خاطراتت را؟

از کجا به دست های تو برسم؟

از کدام پنجره تو را ببینم؟

از کدام هوا تو را نفس بکشم؟

بگو.به من بگو که صدای تو همان اوا لرزانی است که نام مرا می شناسد.

بگو که هنوز هم رنگ چشم مرا روی شیشه ی پنجره ی قلبت نقاشی میکنی.

بگو که میدانی من از جنس تنهایی ام به شهر دلتنگی صدایم کن.

بگو که هنوزم برای منی.

سکوت شب
سکوت شب
این را حتی روباه شازده کوچولو میداند.



من سکوت کارم شده.تمام روز و شب.

کاش کمی هم برای خودم و تو سکوت کنم.

سکوت شب
سکوت شب
غریبه شد...عادت شد...عشق شد...هستی شد...روزگارشد...



خسته شد...بی وفا شد...دور شد...بیگانه شد...حسرت شد...



فراموش نشد...فراموش نشد...

سکوت شب
سکوت شب
از این تکرار ساعت ها

از این بیهوده بودن ها

از این بی تاب ماندن ها

از این تردید ها

نیرنگ ها

خیانت ها

بی کسی ها

از این مرگ باورها و رویاها

و از این دنیا و ادم ها



بیزارم بیزار......

سکوت شب
سکوت شب
دلتنگم
برای او نه...

برای منه قبل از او...

چقدر قشنگ بودم....

سکوت شب
سکوت شب
برو...
ترس از هیچ چیز ندارم....

وقتی یقین دارم بیشتر از من...

کسی دوستت نخواهد داشت...

بیشتر از من کسی طاقت کم محلی هایت را ندارد

برو....!

ترس برای چه؟!

وقتی میدانم یه روز تف می اندازی

به روی تمام ان هایی که

به خاطرشان من را از دست دادی...

سکوت شب
سکوت شب
پاییز را هم

می توان زیبا دید

نگو خزان است

اتفاقات هم حکمت خاص

خود را دارند

همانطور که شاخه های

خشک مجموع

صدای دل نشین قدمهایمان

رامی سازند

خش خش برگ ها

هم زیباست اگر بخواهیم

سکوت شب
سکوت شب
عاشق که باشی ، پاییز که باشد

باران که ببارد انار که هیچ ،

سنگ هم اگر باشی

دلت ترک میخورد...

سکوت شب
سکوت شب
پاییز

سرد و بی رحم نیست

فقط

جسارت زمستـان را ندارد

ذره ذره زرد می کند

اندک اندک جان می سِتاند

قطره قطره می گِریاند

پاییــــز سرد نیست

نامـــهربان است

درســت مانند “تو ”

سکوت شب
سکوت شب
پاییز را دوست دارم… ﭘﺎﯾﯿﺰ، ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﺗﺐ ﮐﺮﺩﻩ! ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﻟﺮﺯ ﮐﺮﺩﻩ! ﺑﻐﻀﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﺭﺳﻮﺏ ﮐﺮﺩﻩ! ﺣﺮﻓﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ ! ﻣﻦ، ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺳﻮﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﺭ ﺗﺐ ﻭ ﻟﺮﺯ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﻢ! ﭘﺎﯾﯿﺰ، ﻋﺮﻭﺱ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺼﻞ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ . ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪ؛ ﻟﻪ ﻧﮑﻨﻢ؛ ﺑﺮﮔﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻧﻔﺲ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﺍﻡ ﻣﯽ ﻛﺮﺩﻧﺪ …!!!

سکوت شب
سکوت شب
پاییز

وفادار ترین فصل خداست

حافظه ی خیس خیابان های شهر را

همیشه همراهی می کند

لعنتی، هی می بارد و می بارد…

و هر سال

عاشق تر از گذشته هایش

گونه های سرخ درختان شهر را

می بوسد و

لرزه می اندازد به اندام درختان

و چقدر دلتنگ می شوند برگ های عاشق

برای لمس تن زمین

که گاهی افتادن

نتیجه ی عشق است…

سکوت شب
سکوت شب
این روزها درختها خود را
_ زیر باران _
سبک می کنند..
و تو خود باران هستی،

این روزها کلمات با نگفتن جاوید می شوند
و تو بی نهایت لحظه ای..

این روزها پاییز مثل
_صداقت_
زیباست..

و تو ایمان منی به مهر..!

...

ای دوست !

نامی دیگر باش برای پاییز ..

سکوت شب
سکوت شب
پاییز جان؛
مهرت که به ما نرسید
آبانت هم به غم گذشت
دوست داری
آذرت را
چگونه ببارم ....؟ ! ! !

صفحات: 8 9 10 11 12