سکوت شب بیانگر تمام ناگفته هایی است که شنیدنش کار هر کس نیست عجیب با آن انس گرفته ام و عجیبتر تمامش را میشنوم و با عمق وجود درک میکنم

مشخصات

موارد دیگر
سکوت شب
2058 پست

دنبال‌کنندگان

(29 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

۲۰۲۰۰۷۰۱_۲۳۰۵۲۷.jpg IMG_20191011_205013_982.jpg AKS-10-2.jpg عکس-نوشته-شعر-عاشقانه-شاعران-معاصر.jpg
سکوت شب
سکوت شب
چه دل نشین است امواج صدای آدم هایی که موسیقی محبتشان را فریاد میزنند...
آدمهایی که با محبتشان،
زمین را ستاره باران می کنند...
آدمهایی که با موسیقی کلامشان برای امواج خروشان دنیا لالایی می خوانند...

سکوت شب
سکوت شب
تو را به ترانه‌ها بخشیدم
به صدای موسیقی
به سکوت شکوفه‌ها
که به میوه بدل می‌شوند
و از دستم می‌چینند

تو را به ترانه‌ها بخشیدم
با من نمان
عمر هیچ درختی ابدی نیست
باید به جدایی از زندگی عادت کرد…

شمس لنگرودی

سکوت شب
سکوت شب
دی هم تمام شد...
دفتر بهمن را باز ڪن...
برگ اولش را...
با ڪاغذي از جنس دلت جلد ڪن...
صفحـہ بـہ صفحـہ اش را...
با اميد خط ڪشي ڪن...
صاف و يڪدست...
اينبار بهتر ورق بزن‌..
با احتياط بيشتري نگهش دار...
شروع بـہ نوشتن ڪن...
اينبار ڪمي خوش خط تر بنويس...

خط اول......
بـہ نام خدا...
سلام بهمن.....

سکوت شب
سکوت شب
-پرحرف-

سکوت شب
سکوت شب
انگار هزار بچه کبوتر منتظر در پسه چشمانت دلواپسی مرا می نگریستند …!!!

سکوت شب
سکوت شب
عاشق شدن در دی ماه / مردن به وقت شهریور

سکوت شب
سکوت شب
گفتی برای بردن بوی پیراهنت برخواهی گشت !!!

سکوت شب
سکوت شب
مادرم میگفت:پیشانی ات بلند است اما آینده نمیداند :)

سکوت شب
سکوت شب
نمی‌شود که بهار از تو سبزتر باشد
گل از تو گلگون‌تر
امید از تو شیرین‌تر
نمی‌شود پاییز
فضای نمناک جنگلی‌اش
برگ‌های خسته‌ی زردش
غمگین‌تر از نگاه تو باشد
نمی‌شود که تو باشی،
من عاشق تو نباشم

“نادر ابراهیمی”

سکوت شب
سکوت شب
هوا سرد است
من از عشق لبریزم
چنان گرمم
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است
هوا سرد است اما من
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟
تو را هر شب درون خواب می‌بینم…
تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم
و وقتی از میان کوچه می‌آیی
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم
به خود آرام می‌گویم:
دوباره خواب می‌بینم!
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد
بیا…
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم

سکوت شب
سکوت شب
قاصدک !
شعر مرا از بر کن..
برو آن گوشه باغ..
سمت آن نرگس مست…
و بخوان در گوشش…
و بگو باور کن…
یک نفر یاد تو را…
دمی از دل نبرد…

“سهراب‌سپهری”

سکوت شب
سکوت شب
حکایت باران بی‌امان است
این گونه که من
دوستت می‌دارم
شوریده‌وار و پریشان باریدن
بر خزه‌ها و خیزاب‌ها
به بی‌راهه و راه‌ها تاختن
بی‌تاب، بی‌قرار
دریایی جُستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن
حکایت بارانی بی‌قرار است
این گونه که من دوستت می‌دارم

“شمس لنگرودی”

سکوت شب
سکوت شب
من با تو می‌نویسم و می‌خوانم
من با تو راه می‌روم و حرف می‌زنم

وز شوق این محال:
که دستم به دست توست!

من،جای راه رفتن،
پرواز می‌کنم!

“فریدون مشیری”

سکوت شب
سکوت شب
روزش مهم نیست،
همه چیز به خنده ى اول صبحت بستگى دارد…
کافیست بخندى،
تا تمام روز را در آسمان قدم بزنم
امتحان کن

“علی‌ قاضی‌ نظام “

سکوت شب
سکوت شب
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف درمتن
ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش‌بینی نمی‌کرد
و خاصیت عشق این است…

“سهراب سپهری”

صفحات: 3 4 5 6 7