با موج، صخره گفت: همین هم غنیمت است
سیلیخور تو نیز که باشم غنیمت است
دست محبت تو اگر خیرخواه ماست
این زخم را چه داغ، چه مرهم غنیمت است
وقتی گذشته حسرت و آینده آرزوست
در تنگنای این دو عدم، دم غنیمت است
خون گریه کرد شیشهی می، سر به دوش جام
یعنی زمان مستی ما، غم غنیمت است
هرکس به کیمیای سعادت رسید گفت
با دوست هر دقیقهی عالم غنیمت است
القصه عیش هیچ شرابی مدام نیست
جز دوستی که خاطرهاش هم غنیمت است.
#فاضل_نظری
احسنت
چه قشنگ