تو پنهان کن خودت را در میان نقطه ها اما!!!

بدان من دوستت دارم

سه تا نقطه

به این معنا :

که تا هستم

که تا هستی

که تا هستند عاشق ها

شوم مست از لب لعلت

"اَدرکأساٌ و ناولَها"...
1 پست

سه نقطه های دلم ...

گروه عمومی · 23 کاربر · 2661 پست
Zeinab
Zeinab
بگو که از غم عشقت چگونه جان برهانم
چگونه این همه غم را به هر طرف بکشانم
نه پای رفتن از این جا نه طاقتی که بمانم
چگونه دست دلم را به دست تو برسانم؟

Zeinab
Zeinab
باتشکر.


Zeinab
Zeinab
شايد به هم باز رسيم،
روزی كه من
به‌سان‌ دريايی خشكيدم و
تو چون قايقی فرسوده
بر خاك ماندی.



Zeinab
Zeinab
‏صبح تا شب به هر نحوی می‌گذشت، اما وقتی که شب می‌آمد، همه‌ی غصه‌ها و رنج‌ها می‌آمدند.



Zeinab
Zeinab
با موج، صخره گفت: همین هم غنیمت است
سیلی‌خور تو نیز که باشم غنیمت است

دست محبت تو اگر خیرخواه ماست
این زخم را چه داغ، چه مرهم غنیمت است

وقتی گذشته حسرت و آینده آرزوست
در تنگنای این دو عدم، دم غنیمت است

خون گریه کرد شیشه‌ی می، سر به دوش جام
یعنی زمان مستی ما، غم غنیمت است

هرکس به کیمیای سعادت رسید گفت
با دوست هر دقیقه‌ی عالم غنیمت است

القصه عیش هیچ شرابی مدام نیست
جز دوستی که خاطره‌اش هم غنیمت است.



Zeinab
Zeinab
مدت شادی وغم نیست برابر به جهان
گریهٔ شمع شبی، خندهٔ صبح است دمی



Zeinab
Zeinab
چرا انسان تمایل بیشتری به افسردگی دارد تا امید؟

نظر من را بخواهید امید چیز خطرناکیست...

امید بقای ما را به‌خطر می‌ندازد؛ تا جایی که انسان حاضر است دل نبندد تا نرسد، و دردِ نرسیدن را تحمل کند و در عوض ناامید نشود.

Zeinab
Zeinab
دلم را آهنی کردم مبادا عاشقت گردد
ندانستم تو ای ظالم دلی آهن‌ربا داری.



Zeinab
Zeinab
گفتی شبی به خواب تو آیم ولی چه سود
چون من به عمر خویش ندانم که خواب چیست



Zeinab
Zeinab
شیرینی زندگانی بیش از یک بار به کام آدم نمی‌نشیند،
اما تلخی هایش هر بار تازه‌اند
هر بار تازه‌تر…

Zeinab
Zeinab
من تو را با خونِ دل از یاد بردم، لطف کن
هر کجا چشمت به من افتاد، کج کن راه را



Zeinab
Zeinab
هزار تکه شد از بی‌وفایی‌ات این دل
ولی هنوز به هر تکه‌‌اش نشانیِ توست

Zeinab
Zeinab
که میل به سوی تو داریم
و ره به سوی تو مشکل.


Zeinab
Zeinab
دوباره شب شد و از خواب خوش گریزانم
دوباره خانه‌ی ماه و ستاره مهمانم



Zeinab
Zeinab
چقدر از آدم هایی که به اصطلاح "سیرن" خوشم میاد.
به همون اندازه که ازین آدما خوشم میاد، از آدمایی که همش دنبال اینن یه چی ازت بکَنن، متنفرم.
شاید اوضاع اقتصادی و خانواده توش بی تاثیر نباشه اما بخش کوچیکی هست و باقی قضیه به خود فرد برمیگرده. میدونی بنظرم یه ویژگی شخصیتیه.
چون آدم هایی رو دیدم که باهاشون تعامل زیادی داشتم و متوجه شدم واقعا گشنه ان و این گشنگیِ روحشونه نه جسمشون.
.