........................ - قلمرو خداوند، درون ما انسان هاست.

مشخصات

موارد دیگر
{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1326 پست

دنبال‌کنندگان

(14 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

iranbanou1904074.jpg photo_2018-01-11_20-22-27.jpg images 1563131153863609_orig.jpg

{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
وقتی می نویسم ...
یک بهونه است.......
برای حضور تو...............

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1640742 { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
تا در این قصه پر حادثه حاضر باشم

حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و
من به دنبال تو یک عمر مسافر باشم

تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم

قسمت این بود، چرا از تو شکایت بکنم؟
یا در این قصه به دنبال مقصر باشم؟

شاید این گونه خدا خواست مرا زجر دهد
تا برازنده اسم خوش شاعر باشم

شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من
در پس پرده ایمان به تو کافر باشم

دردم این است که باید پس از این قسمت ها
سال ها منتظـر قسمت آخر باشم

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1132391601822281341142392531421232271315915010.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
خو شخوش ..
نامه گر سوخت ز تحریر فروغی نه عجب
که ز تفسیر غمت شعله در اقلام افتاد

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
images { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
میگساری که لب و چشم تو بیند، داند
که چرا از نظرم شکر و بادام افتاد

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
10531464629879464022.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
ریخت تا دام سر زلف تو بر دانهٔ خال
می‌خورم حسرت مرغی که در این دام افتاد

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
741432375321510923026147176215666017820473.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
این همه باده که مستان سبو کش زده‌اند
جرعه‌اش بود که از لعل تو در جام افتاد

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
g2g5m.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
آن که هرگز قدمی از پی ناموس نرفت
بر سر کوی خرابات نکونام افتاد

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
گل-ارکیده.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
همه از فتنهٔ ایام ز پا افتادند
فتنهٔ چشم سیاهش پی ایام افتاد

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
220px-Rosa_'Pierre_de_Ronsard'.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
نظر از روشنی شمس و قمر پوشیدم
تا نگاهش به من تیره سرانجام افتاد

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
images { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
چه کنم گر نکنم پیروی باد صبا
که میان من و او کار به پیغام افتاد

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
images { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
سر ناکامی دل باختگان دانستم
تا مرا کار بدان دلبر خودکام افتاد

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
گل-لیلیوم-اورینتال.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
تا دلم در خم آن زلف سیه‌نام افتاد
چون غریبی است که در کشمکش شام افتاد

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
asiatic-lily-600x600.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطف دوست
تنگ چشمم گر نظر در چشمه کوثر کنم

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
images { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار
عهد با پیمانه بندم شرط با ساغر کنم

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
lily-yellow.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
بازکش یک دم عنان ای ترک شهرآشوب من
تا ز اشک و چهره راهت پرزر و گوهر کنم

صفحات: 12 13 14 15 16

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو