حـس نـویـس . . .

گروه عمومی · 10 کاربر · 1477 پست
گـمـشـده
گـمـشـده
من تو را
«دوست دارم»

من تو را از خیلی قبل‌ها
دوست داشتم
قبل از خورشید
سحرخیزتر از صبح
قبل از ماه!

من تو را دورتر از زمین
نزدیک‌تر از زمان
من تو را پیش از شریعت
پیش از سیب
من تو را
ممنوعه دوست داشتم

من تو را تا عشق
من تو را تا خدا
دوست دارم..:قلب

گـمـشـده
گـمـشـده
عشق تُ
مرا آدم بدي كرده است
حسـود
حسـاس
زودرنـج
مرا ببـخش كه این همه دوستت دارم ...:هعی

گـمـشـده
IMG_20181106_145236_989.jpg گـمـشـده
برف:هعی تبریز:هعی

گـمـشـده
گـمـشـده
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﺷﻨﯿﺪﯾﻦ ﯾﺎ ﻧﻪ
ﻣﯿﮕﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺳﺐ ﺑﺨﻮﺍﺩ ﺍﺯ ﺭﻭﺩﺧﻮﻧﻪ ﺭﺩ ﺑﺸﻪ،
اﻭﻝ ﺁﺏ ﺭﻭ ﮔﻞ ﺁﻟﻮﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻌﺪ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﻪ!!
ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﻦ ﭼﺮﺍ؟

ﭼﻮﻥ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺗﻮ ﺁﺏ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﻭ ﺗﺤﺖ ﻫﯿﭻ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﭘﺎﺷﻮ ﺭﻭ ﺍﻭﻥ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ! ﭼﻮﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻧﻮﻋﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ ﺗﻮ ﺁﺏ...
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﯿﺴﺖ...

ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻣﺎ ﺁﺩﻣﺎ:
ﺭﻭ ﺩﻝ ﻫﺎﯼ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ،
ﺭﻭ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ،
ﺭﻭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ،
ﻭ ﺭﻭﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﻤﻮﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺩﻭﺳﺘﺸﻮﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ،
ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﭘﺎ ﻣﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﯿﻢ..:)

گـمـشـده
گـمـشـده
‏دارم تلاش میکنم که برام مهم نباشه‌ و‌ متاسفانه آدم همه رو میتونه گول بزنه غیر خودش:هعی

گـمـشـده
گـمـشـده
آدم ها یک بار عمیقا عاشق می شوند
چون فقط یک بار نمی ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند؛امّا بعد از همان یک بار، ترس ها آنقدر عمیق می شوند که عشق، دیگر دور می ایستد...


سکوت شب
سکوت شب
برو این جادست اذیتو ازار بس

موند به دلم یه جا بگم من یه نفر باهام هست

گرفتاری؟؟ شدی یه ادم کاری؟؟

هه...

خب تو دنیا کلی ادم گرفتار هست

مثه من ریته برو سراغ کسی که

بهونه نمیگیره ادمی که همه چیت شه

منم میرم از همه چی باتو سیرم

اینکه میمیرم به کسی چه...

سکوت شب
سکوت شب
سر بهم نزدی یعنی نمیخادم

مگه چقدر میکشه یه ادم

میخواستی برگردی برگشته بودی

دیگه چقدر به بودن تو دل میدادم

کلی حسه بد داده بودی

میگیم عیب نداره رد داده بودی

هرچی دربو داغون میکنیم فدای

اون روزا که خیلی فوق العاده بودی

سکوت شب
سکوت شب
من ...

همیشه تنهام با دردم

چشم بسته میرم تا اخرش با قلبم

خسته میشم ولی ادامه میدم

بیخیال اینکه با خودم چیکار میکردم

سکوت شب
سکوت شب
من گیره توام نه گیر اشتباهام

دسته من نیست سمته تو که میره پاهام

پشتتم همیشه گفتم تو خوبی

با اینکه خیلی وقته خوب نبودی باهام

سکوت شب
سکوت شب
من به دستای کسی مهتاج بودم که خودش مهتاج یکی مثه من بود

خیلیا تو زندگیش بودن یه روزی ولی توی زندگیش کی مثه من بود

سکوت شب
سکوت شب
دلگیرم از دست خیلیا از دست این روزا

ازین بدشدی ازین که رد شدم از حسه بین ما


دلگیرم بمون یکم پهلوم این بغض تو گلو

میکشتم نزار دوباره باز بشه دیدنت آرزوم

سکوت شب
سکوت شب
ابری میشه چشمام یه روزی که اون روز دور نیست

من التماست میکنم برگرد ولی مقدور نیست

باید بزارم سرنوشت سمت غصه پیش بره

یکی از ما دوتا باید پی زندگیش بره

سکوت شب
سکوت شب
آدم از یه روز بعد خودش خبر نداره

وقتی سایه ی خودش تنهاش میذاره

به تو که امیدی نیست ...

امیدوارم توی غصه کم نیارم

سکوت شب
سکوت شب
کجا برم که عطر تو نیوفته توی دسته باد

کجا برم کجا برم دیگه تورو یادم نیاد

از همه دنیا بگذرم من از تو که نمیگذرم

من هنوزم دوست دارم خودت بگو کجا برم

صفحات: 6 7 8 9 10

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو