حـس نـویـس . . .

گروه عمومی · 24 کاربر · 1975 پست
ᴍᴀʜɪ
IMG_20190622_142700_710.jpg ᴍᴀʜɪ
بوی خوش " تیر " می آید ...
پنجره ها را باز کن
بخند به روی گل های باغچه ...
بخند به روی پروانه هایی
که سر از پا نمیشناسند
بخند به روی دنیا
" گل های پیراهنت "
خبر از تمدید " بهار " دارند ...

❤❤❤


Yas
Yas
من‌ دَریادَریا دلتنگ توام ،
وَ تو نمیدانی دَریادَریا دلتنگی چقدر
عمیق و شدید و محکم قلب آدمی را
چنگ میزند ..
وَ تو نمیدانی دَریادَریا نبودن چقدر نوع
بشر را میکُشد ..
من زندگی را ،
ببین، من تمامِ زندگی را با تمامِ وجود
پس زدم و دلتنگی را عمیق و شدید و
مُحکم در آغوش گرفتم ..
وَ تو نمیدانی عمیق و شدید و مُحکم قدم
به سمتِ مرگ برداشتن چقدر
شیرین است وقتی اسمِ تو در میان باشد..

ᴍᴀʜɪ
Screenshot (40).png ᴍᴀʜɪ
بمان!
"دوست داشتنم"
هنوز بوی باران و کاهگِل می دهد،
بوی مدادِ جویده شده‌ی کودکی ام،
بوی گلبرگ های گلِ محمدیِ لای قرآن،
من تو را
قدِ انگشتانِ
دو دستم
دوست دارم...!:گمشده

ᴍᴀʜɪ
ᴍᴀʜɪ
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩم مقابلت " ﺁﺩﻡ " ﻧﯿﺴﺖ ....
ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﻓﺎﻧﻮﺱ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ...
ﮔﺎﻫــــــﮯ ﭼﻪ ﺍﺻـــــﺮﺍﺭ ﺑــــﻴﻬﻮﺩﻩ ﺍﻳﺴـــــﺖ ...
ﺍﺛــــﺒﺎﺕ ﺩﻭﺳــــــﺖ ﺩﺍﺷـــﺘﻨﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ،
ﻣــــــﻌﺮﻓﺖ ﻫﺎﮮ ﺑﯽ ﺟﺎﻳﻤﺎﻥ ...
ﻣـــــﻬﺮﺑﺎﻧﮯ ﻛﺮﺩﻥ ﻫﺎﮮ ﺍﻟـــﻜﻴﻤﺎﻥ ...
ﺑﻬﺎ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺎﮮ ﺑــــــﻴﺶ ﺍﺯ ﺣﺪﻣﺎﻥ ...
ﺗــــﻼﺵ ﻫﺎﮮ ﺑﮯ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺍﮮ ﺣﻔﻆ ﺭﺍﺑـــﻄﻪ ﻫﺎﻳﻤﺎﻥ !

ﻭﻗﺘﮯ ﺑﺮﺍﮮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﮮ ﺍﻣﺮﻭﺯﮮ ﺧﻮﺑﮯ ﻭ ﺑﺪﮮ ﻳﻜسان ﺍﺳـــﺖ !
ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ " ادم " ﺑﻮﺩﻥ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ ...:گمشده

ᴍᴀʜɪ
ᴍᴀʜɪ
[ با بعضی حرفا ناراحت نمیشی
فقط یه صدای خرد شدن کوچیک میاد از سمت چپِ بدنت (: ]

ᴍᴀʜɪ
IMG_20181010_170544_711.jpg ᴍᴀʜɪ
من همانم
که تمامم شده وقفِ دل تو ♥

ᴍᴀʜɪ
ᴍᴀʜɪ
گاه گاهی که دلم میگیرد
به خودم می گویم:

در دیاری که پر از دیوار است
به کجا باید رفت؟
به که باید پیوست؟
به که باید دل بست؟

حس تنهای درونم می گوید:
بشکن دیواری که درونت داری!
چه سوالی داری؟
تو خدا را داری
و خدا...
اول و آخر با توست .

و خداوند عشق است...:گمشده


ᴍᴀʜɪ
ᴍᴀʜɪ
همیشه از آدم هایی گفتیم که رفته اند
از رفتنشان
از خیانت ها و غرور و
بی توجهی هایشان
بیایید یکبار هم از خودمان بگوییم
یکبار هم خودمان را قضاوت کنیم
ببینیم کجای کارمان اشتباه بود
کجای عشقمان،هوس بود
کجای حرف هایمان،دلیلی شد
برای رفتنش
همیشه مقصر آن ها را دانستیم
و مهر تأیید اطرافیانمان
باوری کاذب ساخت برایمان
ولی خودمانیم،
شاید برای لحظه ای
با زبانمان شکستیم قلبش را
با رفتارمان سوزاندیم عشقش را
و تمام این ها
دلیلی شد برای رفتنش
بیایید یکبار هم که شده
خودمان را قضاوت کنیم،
نه آدم های رفته‌ی زندگی مان را... ^_^


ᴍᴀʜɪ
ᴍᴀʜɪ
در من ؛ نهنگ دیوانه ای ، شبانه به ساحل زد
ماهیِ سرکشی از تنگ ، بیرون پرید
و موریانه ی غمگینی ، به نقطه ی انهدام خویش رسید ...
در من ؛ هزار و یک چشم ، برای ابهام حادثه ای گریه می کند
هزار و یک زنِ خسته ، از راه های نمانده ، سر به بیابان زده
و هزار و یک کودکِ تنها و بی پناه ، جیغ می کشد ...
ولی من خوبم ، می خندم ، راه می روم ، چای می نوشم ،
و نفس می کشم ...
می بینی ؟ دنیا همینقدر می تواند خوب باشد ،
خوب تر از چیزی که فکرش را می کردی ...(:


ᴍᴀʜɪ
ᴍᴀʜɪ
هر شب 
خيال ميكنم دارمَت...
كنارِ خودم...
برايت چاى ميريزم و
شروع ميكنم از روزمرگى‌هايم سخن گفتن
هر روز
چشم باز ميكنم
چاىِ يخ كرده‌ات را سر ميكشم
و با نداشتنت خيلى منطقى كنار مى‌آيم
اين زندگىِ منِ بعد از توست .:خسته



ᴍᴀʜɪ
ᴍᴀʜɪ
مگر تو چقدر عمیق بودی
که من اینطور در تو
غرق شده ام ...! (:

ᴍᴀʜɪ
20190618_004248.png ᴍᴀʜɪ
جذاب های قبل تو سوتفاهم بودن♥‿♥

ᴍᴀʜɪ
ᴍᴀʜɪ
"حال بهتری خواهیم داشت"
اگر دست برداریم از
فردی که لیاقت محبت ندارد،
دشمنی که ارزش جنگیدن ندارد،
حقی که ارزش گرفتن ندارد،
و فکری که ارزش اندیشیدن ندارد . (¬‿¬)

ᴍᴀʜɪ
IMG_20190617_233612_003.jpg ᴍᴀʜɪ
تمام بی شعورها همین جورند!
وقتی بهشان بگویی بیشعور از آدم بدشان می‌آید... (:





ᴍᴀʜɪ
IMG_20190617_202053_186.jpg ᴍᴀʜɪ
Herkes gider
ama sen herkes değilsin
gitme!❤




صفحات: 7 8 9 10 11