........................ - قلمرو خداوند، درون ما انسان هاست.

مشخصات

موارد دیگر
{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1326 پست

دنبال‌کنندگان

(14 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

iranbanou1904074.jpg photo_2018-01-11_20-22-27.jpg images 1563131153863609_orig.jpg

{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
زندگی زیباست
اما.....................
با حضور تو .زیبا تر میشود

حضورت همیشه سبز

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
آتش عشق تو

ای غمزه تیز کرده به قصد هلاک ما
بر باد داده آتش عشق تو خاک ما

صد دل فدای چاک گریبان و دامنت
آخر بپرس حال دل چاک چاک ما

آتش گرفت سینه ز سوز درون من
اندیشه کن ز سوز دل دردناک ما

همچون بنفشه سر بدر آرم به پای بوس
سرو تو گر کند گذری بر مغاک ما

ساقی بیار کوزه و پر کن که روزگار
روزی بود که کوزه بسازد ز خاک ما

ترسم که آه من مسکین آتشین کند
آیینهٔ ضمیر مصفّای پاک ما

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
ای غافل از بلای
ای غافل از بلای دل مبتلای ما
جز مبتلا کسی نرسد در بلای ما

ممکن نباشد از سر کوی تو رفتنم
آری مقیّدست به زلف تو پای ما

حجاج اگر به کعبه بیت الحرم روند
ابروی توست قبله حاجت روای ما

ما معتکف به کوی توایم از سر صفا
موقوف آنکه سعی کنی بر صفای ما

دانم که درد عشق نباشد دوا پذیر
زحمت مکش طبیب ز بهر دوای ما

روز ازل که شادی و غم قسم کرده اند
شادی جان ما که غم آمد عطای ما

ابن حسام را ز دعا وصل تست امید
یا رب قرین کنی به اجابت دعای ما

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1557954191724916_orig.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
گر عاشق بی چاره
گر هیچ دلی داری دریاب دل مارا
حال دل این بی دل میپسند چنین یارا
گر عاشق بی چاره از جور نمی نالد
هم مرحمتی باید معشوقه ی زیبا را

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
آخر این درد
آخر این درد دل من به دوایی برسد
عاقبت ناله شبگیر بجایی برسد

آخر این سینه دلگیر غم آباد مرا
روزی از روزنه غیب صفایی برسد

بر درت شب همه شب یاوه در آنم چو جرس
تا بگوشم مگر آواز درآیی برسد

بجز از عمر چه شاید که نثار تو کنم؟
که به عمری چو تو شاهی به گدایی برسد

پای را باز مگیر از سرم ای دوست که دست
گر به هیچم نرسد، خود به دعایی برسد

عمر بر باد هوا داده‌ام و می‌ترسم
که به گلزار تو آسیب هوایی برسد

سر پابوس تو دارم من و هیهات کجا
به چنان پایه، چنین بی‌سر و پایی برسد؟

رویم از دیده به خون تر شد و می‌دانستم
که به روی من ازین دیده بلایی برسد

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
ای جمال تو مرا

ای جمال تو مرا شمع شب افروز امشب
شمع گو مشعله داری ز تو آموز امشب

شمع را تاب تو چون نیست از آن می سوزد
گو چو پروانه درین سوز همی سوز امشب

امشب از شمع رخت مجلس ما روشن شد
شمع گو چهر دلفروز میفروز امشب

شبم از طلعت زیبای تو امشب روزست
کاش تا روز قیامت نشود روز امشب

پاره‌ای بردل صد پاره ما دوخت ز وصل
سوزن ناوک آن غمزه دلدوز امشب

لب لعل تو به کام دل من داد بداد
بر مراد دل از اینم شده پیروز امشب

شب اگر حادثه زاید چه عجب ابن حسام
به علی رغم جهان عیش بیندوز امشب

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
گفت..................................

باید عاشق بشوی تا بفهمی چه دردی داره
گرح اولاسان ... .تا بیلسن نه وار. .اونا دیسن سئویرم .. .اودا دیه اغرماسن..

لو أنی أعرف أن الحب خطیر جداً ما أحببت
اگر می‌دانستم عشق تا به این اندازه خطرناک است، عاشق نمی‌شدم…

الموج الأزرق فی عینیک ینادینی نحو الأعمق
موج آبی چشمانت مرا به ژرفای بیشتر دعوت می‌کند…

بقول حافظ.....
صلاح کار کجا و من خراب کجا

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
اَلا یا ایُّها الساقی

ای کعبهٔ جان خاک سر کوی تو ما را
محراب دل اندر خم ابروی تو ما را

هر بار که پای از سر کوی تو کشم باز
پابست کند باز سر موی تو ما را

در راه تو خون دل عشاق سبیل است
گو چشم تو خون ریز به یرغوی تو ما را

جز نقش تو در دیده خیالی که در آید
از سر ببرد نرگس جادوی تو ما را

در مملکت حسن ز هر وجه که خوب است
در چشم نیاید به جز از روی تو ما را

زان روی که از سلسله اهل جنونیم
زنجیر کند حلقه گیسوی تو ما را

افتاده چشم سیهت ابن حسام است
زان روز که افتاده نظر سوی تو ما را
[لینک ]

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
ای سهی قامت گلبوی صنوبر بر ما
سایهٔ سرو قدت دور مباد از سر ما

هیچ نقاش چو رخسار تو صورت ننگاشت
آفرین بر قلم صنعت صورتگر ما

روی تو اختر سعد است و مرا از طالع
روی آن نیست که تابنده شود اختر ما

جرعه‌ای زان لب شیرین به لب ما نرسید
تا لبالب نشد از خون جگر ساغر ما

خود همین نام تمامم که پس از من نامی
ننویسند به جز نام تو در دفتر ما

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1557513671783501_orig.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
گه باید عاشقانه سرود
یا رب العالمین
ز حد بگذشت مشتاقی به جام بادهٔ باقی
«اَلا یا ایُّها الساقی ادر کَاساً وَناوِلها»

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1557513033345936_orig.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
گاهی باید عاشقانه خواست
یا ارحم الراحمین
به امیدی که بگشاید ز لعل یار مشکلها
خیال آن لب میگون چه خون افتاده در دلها

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
12556029_1739908952897141_1837554200_n.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
میگفت ...........
یک جور خوب باش ....
اگر ولت کرد ........
به خودش ظلم کرده باشد

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
Z { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
میگفت .........
سکوت گورستان را میشنوید ...
دنیا ارزش............
دل شکستن را ندارد ................

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
22858080_1412508622195393_252152449001848832_n.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
میگفت ...............
زندگی قا نون لیاقت هاست .............

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
Heavy-sms-2.jpg { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
میگفت.......................
تو را به ترانه‌ها بخشیدم
به صدای موسیقی
به سکوت شکوفه‌ها
که به میوه بدل می‌شوند
و از دستم می‌چینند

تو را به ترانه‌ها بخشیدم
با من نمان
عمر هیچ درختی ابدی نیست
باید به جدایی از زندگی عادت کرد…

صفحات: 10 11 12 13 14

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو