حـس نـویـس . . .

گروه عمومی · 10 کاربر · 1818 پست
گـمـشـده
IMG_20190411_140314_142.jpg گـمـشـده
این روزها
دلم یک کنج ساده وصمیمی میخواهد!
یک ایوان،
به سمت تمام بی خیال بودنها
من..دلم کمی حال خوش میخواهد!


گـمـشـده
IMG_20190410_222617_270.jpg گـمـشـده
عشق آمد که مرا با تو هم اندازه کند ‌

من که آتش شده ام ، به که تو دریا داری
بی سبب نیست که در ساحل من جا داری

ماه کامل شده ای ، چشم حسودانت کور
آنچه خوبان همه دارند تو یک جا داری. . . ❤

[لینک]

گـمـشـده
IMG_20190407_232353_775.jpg گـمـشـده
نگفتن ؛
همان دروغ گفتن است ،،،
قدری کثیف تر !


گـمـشـده
1053236x354_1512318520286195.jpg گـمـشـده
بزن باران که من هم ابریم . . .
بزن باران پر از بی صبریم . . .
بزن باران که این دیوانه سرگردان بماند ♪


[لینک]

گـمـشـده
1_gh-6.jpg گـمـشـده
نور ...
صدا...
تصویر ...
تو می روی...
و من بی تو...
آخرین سکانس ...
از یک عاشقانه ی غم انگیزم !:هعی


گـمـشـده
23668006_132661750839935_6077822617299976192_n.jpg گـمـشـده
اسفند عینِ پنجشنبه هاست
که صدبار قشنگ تر از جمعه هاست!

اصلا از همون شروعش قشنگه
حس بوی بهار، بوی تغییر...

شورِ قشنگ چهارشنبه سوری...

اسفند یعنی یک سال دیگه
یعنی یک شانس دیگه...

گـمـشـده
IMG_20181012_090930_029.jpg گـمـشـده

نفس های مرا
مگذار پای زندگی کردن!
بدنیا آمدن
هرگز
دلیل زنده بودن نیست...:خسته


گـمـشـده
photo_2018-03-16_15-57-22.jpg گـمـشـده
بزرگ شدیم و
فهمیدیم که دوا، آب میوه نبود.
بزرگ شدیم و فهمیدیم که پدر همیشه
با دستان پر باز نخواهد گشت آنطور که مادر گفته بود.
بزرگ شدیم و فهمیدیم که چیزهای ترسناک تر از تاریکی هم هست!
بزرگ شدیم به اندازه ای که فهمیدیم پشت هر خنده ی مادر هزار گریه بود
و پشت هر قدرت پدر یک بیماری نهفته!
بزرگ شدیم و فهمیدیم که مشکلات ما دیگر در حد یک بازی کودکانه نیست!
و دیگر دستهای ما را برای عبور از جاده نخواهند گرفت!
بزرگ تر که شدیم، فهمیدیم که این تنها ما نبودیم که بزرگ شدیم؛
بلکه والدین ما هم همراه با ما بزرگ شده اند و چیزی نمانده که بروند! شاید هم رفته باشند...!
خیلی بزرگ شدیم تا فهمیدیم که دلیل چین و چروک صورت مادر و پدر نگرانی از آینده ما بود.
خیلی بزرگ شدیم تا فهمیدیم سخت گیری مادر عشق بود،
غضبش عشق بود،
و تنبیه اش عشق...
و خیلی بزرگتر شدیم
تا فهمیدیم زیباتر از لبخند پدر،
انحنای قامت اوست ....!:فکر :قلب

گـمـشـده
446330717_178757.jpg گـمـشـده
-دوست‌داشتنت
پیراهن من‌‌ است
می‌پوشم و از یاد می‌برم
که جهان جای غمگینی‌ست
و تو از هیچ جنگی برنمی‌گردی

دوست‌داشتنت
پیراهن من است
می‌پوشم و به یاد می‌آورم
زنی خیالبافم
که تو را هرگز نخواهد دید.



گـمـشـده
20181109_104717.png گـمـشـده
-چه کنم با غم خویش؟
گه گهی بغض دلم میترکد
دل تنگم ز عطش میسوزد؛

شانه ای میخواهم؛
که گذارم سر خود بر رویش...

و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم،
ولی افسوس که نیست...


گـمـشـده
photo_2018-03-02_20-11-09.jpg گـمـشـده
- دلتنگیِ یک شب‌هایی را هیچ خیابانی گردن نمی‌گیرد..
تاریکیِ یک شب‌هایی را هیچ مهتابی روشن
نمی‌کند
گرد و غبارِ یک شب‌هایی را
هیچ بارانی شستشو نمی‌دهد
و تمامِ این شب‌ها را
نبودنِ تو رقم می‌زند ..):


گـمـشـده
Screenshot (211).png گـمـشـده
روزهایِ آخر اسفند ، حالِ عجیبی دارد ‌.‌..
خیابان ها بویِ عید می دهند ... و آدم ها مهربان ترند ...
همه جا پر است از بویِ عشق و ... بوی نابِ زندگی ...

اسفند مثلِ پنج شنبه می مانَد ...
یک خوشیِ زودگذر ... اما دلچسب ..‌.
یک انتظارِ کوتاه ... ولی دلپذیر ...

عید هم از راه می رسد ،
و به فاصله ی پلک زدنی ؛
تمام می شود ...
اما خاطراتِ اینِ اسفندهایِ عاشق ؛
هرگز از یادها نخواهد رفت ...

همیشه ... انتظارِ اتفاقاتِ خوب ،
از خودِ آن اتفاقات ، دلنشین ترند ...
و اسفند ؛
بهترین انتظار ،
برایِ بهترین اتفاق است ...
من این انتظار را ،
من این اشتیاق را ،
کودکانه دوست دارم ...

کاش این ماهِ بینظیر و خاطره انگیز ؛
تا آخرِ عمرمان کِش می آمد ...^_^

گـمـشـده
IMG_20180819_134347_583.jpg گـمـشـده
لعنت به من چه ساده دل سپردم . . .
لعنت به من اگر واسش میمردم . . .
دست منو گرفت و بعــد ولم کرد . . .
لعنت به اون کسی که عاشقم کرد . . .{-72-}

گـمـشـده
IMG_20181025_052523_256.jpg گـمـشـده
خواب نمی‌بَرد مرا،کرده دلم بهانه‌ات
هر طرفی نَظر کنم،مانده به جا نشانه‌ات:خسته

گـمـشـده
IMG_20181211_055013_952.jpg گـمـشـده
تا درودی دیگر بدرود : )

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو