یافتن پست: #لطفا

دلارام
دلارام
تو هنرمندی جانم
دلِ یک آدمِ سرسخت را بردی خداقوت : ){-168-}



گوینده و نویسنده: فنچتون

دلارام
دلارام
دلارام صدام میکردن، اهالی اون دنیای دور افتاده! اون خونواده ی گرم همیشه دلارام صدام میکردن!
بعضیاشونم بهم میگفتن فنچ، به خاطر اخلاقم و صد البته اینکه ته تغاری اون خونواده بودم
بعضیم دلی صدام میکردن!
دوستشون داشتم از تهِ قلب!
ترنم، بهار، زهراسادات1، زهراسادات2، فاطمه، نفس، زینب، الهه، ساحل، شادی و هدیه و...
تعدادشون زیاد بود!
همه ی لحظه های خوبِ زندگیمو ساختن!
یه روز با مدیر اون خونواده دعوام شد، سرِ هیچ و پوچا
بعدشم رفتم، از اون خونواده رفتم!
خیلی گذشت
دلم براشون لک زده بود، دوباره برگشتم
ولی با یه پیامی روبه رو شدم!
زهراسادات1. مرده بود!:)))
زهرا سادات منو با اون خونواده آشنا کرد
مثل خواهرِ بزرگم بود!
میگفتن تصادف کرده!
هعی..
زهراساداتِ عزیزم، خدانگه دار:)))))!

پ.ن1:مدیر خونواده منو ببخشید لطفا @hadi
پ.ن2: دلم براتون تنگ شده بود
پ.ن3: صدای مرا از 18 سالگی میشنوید!

گلاره خانوم
گلاره خانوم
سلام🥲
گلاره م🥲🥲
@Gelare

Nim
Nim
در طول جنگ جهانی، یک سرباز هر هفته به مادرش نامه می‌نوشت تا او را از وضعیت خود با خبر کند تا اینکه یک هفته نامه‌ای دریافت نکرد و بلافاصله شروع به نگرانی کرد...چند هفته گذشت و هنوز از پسر او خبری نبود تا اینکه یک روز نامه‌ای از ارتش دریافت کرد که می‌گفت پسرش اسیر شده و در اردوگاه اسیران جنگی نگهداری می‌شود و آنها به او اطمینان دادند که حال او خوب است و با زندانیان آمریکایی بدرفتاری نمی‌شود

چند هفته بعد زن بالاخره نامه دیگری از پسرش دریافت کرد که در آن نوشته شده بود: "مامان عزیز، سعی کن نگران من نباشی، آنها با ما خوب رفتار می کنند و من به محض پایان جنگ آزاد خواهم شد.فقط لطفا این تمبر روی نامه رو به تدی کوچولو بده اون عاشق عکسای تمبره... دوستت دارم، جو"

زن از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شد، اما مادرش هر چقد فکر کرد نتواست کسی به اسم تدی کوچولو را به یاد بیاورد...
او تصمیم گرفت تمبر را از پاکت جدا کند ...و آن را جدا نگه دارد اما به محض اینکه این کار را انجام داد، متوجه شد یک نوشته کوچکی پشت تمبر نوشته شده است به زور آن را خواند و متوجه شد که نوشته شده... "آنها پاهایم را بریده اند".

Ŧᵃᵗᵉᵐᵉʰ
Ŧᵃᵗᵉᵐᵉʰ
چرا خابیدین
من تنهام گنا دارم

30 دیدگاه
1401/01/29 - 01:06 در RAGNAR ·

30 دیدگاه
Ŧᵃᵗᵉᵐᵉʰ
Ŧᵃᵗᵉᵐᵉʰ
صدای بالا رفتن ذرات از لوله ی جاروبرقی واقعا دلنشینه.
هرچی اشغال بیشتر صداهه هم بیشتر😹

Nim
Nim
یادش بخیر، یه موقعی تو اوج فیلم مینوشت
لطفا سی دی شماره ۲ را وارد دستگاه کنید

"Kind idiot"
"Kind idiot"
دوباره فقط خودمم:/

خریت محض از حد با ادما باشون بیشتر حرف زد
دلت اگه اضافه معرفت کرد همه لطفات میشه وظیفت تهش🖤👌🏻

- باری تعالی!
+ جانم؟
- خسته ام یه بغل گنده لطفا❤️

"Kind idiot"
"Kind idiot"
-هدیه ای ک برات فرستاده بودم رو
پسند کردی؟
+من هديه های گرون قیمت دوس دارم؛
لطفا دفعه بعد وقتتو بهم هدیه بده(:

هادی
هادی
آقا من شرمنده همتونم به خدا انقد شرمنده که نمیتونم بیام پیام درست و حسابی هم بدم نمیدونم چرا انقد کارا میپیچه بهم هیچی درست در نمیاد لطفا برام دعا کنید باور کنید ساینا رو گذاشتم تو اولویت حتی با کسه دیگه ای صحبت کردم بیاد و برای اینجا قالبی که طراحی کردیم رو کد کنه و باز هم نشد . . .

فقط بدونید به شدت ناراحتم از این قضیه و شرمندتونم {-3-}

علی آقا
علی آقا
سلام
وخدافظ..

Ŧᵃᵗᵉᵐᵉʰ
Ŧᵃᵗᵉᵐᵉʰ
من تلگرام ندرم
اما ایتا دارم😐
اگه قبول کنین یه گپ به اسم ساینا اونجا بزنیم بعد
ممبرارو بیاریم اینجا
نظرتون؟ 😐
لطفا بگین چ منفی باشه چ مثبت

wolf
wolf
برای اینکه بتونیم موقع صحبت کردن تسلط بیشتری داشته باشیم ، چ کاری باید انجام داد ؟
اگه کتابی هم میشناسید لطفا معرفی کنید ✌️💗

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ