این گروه مخصوص افراد با جنبه و ظرفیت فوق سنگین است اگه هسدی که خوش اومدی فاتحتم بخون اگه نیستی پس جای دیگه هسدی

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

معتادین ساینا

گروه عمومی · 10 کاربر · 164 پست
هادی
هادی


ایشون«حسین خووان فرانسیسکو» از اسپانیاست.
چندوقتی هست که شیعه شدند.

پرسیدند که چرا نام حسین روانتخاب کردی؟
جواب داد: نامم را حسین نهادم تا به یاد بیاورم هیچگاه مقابل ظالم کوتاه نیایم...

هادی
هادی

هادی
هادی
برخی آدمها شمارا ترک می کنند،
اما این پایان داستان شما نیست.
این پایان نقش آنها در داستان شماست…

هادی
هادی
قشنگترین لحظات راکسی به تو می دهد که بتواندغمگین ترین لحظات را
از تو بگیرد..

هادی
هادی
یکی از اساتید بزرگ دعای قشنگی یاد داده بود:

می گفت از خدا بخواید دلی رو که قسمت شما نیست به دلتون نزدیک نکنه!

هادی
هادی
ای که رفته با خود دلی شکسته بردی
رفتی و به طوفان تن مرا سپردی
ای که مهر باطل زدی به دفتر من
بعد تو نیامد چه ها که بر سر من
ای خدای عالم چگونه بامرو شد
آن که روزگاری پناه و یاورم شد
سایه اش نماند همیشه بر سر من
زیر لب بخندد به مرگ و پرپر من
رفتی و ندیدی که بی تو شکسته بال و خسته ام
رفتی و ندیدی که بی تو چگونه پر شکسته ام
رفتی و نهادی چه آسان دل مرا زیر پا
رفتی و خیالت زمانی نمی کند مرا رها
ای به دل آشنا
تا که هستم بیا
وای من اگر نیایی
وای من اگر نیایی

هادی
هادی


خوب است که
پریشان کرد و
پشیمانم نکرد!!
خوبست که
ریسمانم بکرد و
بر دارم نزد!!

هادی
هادی



هادی
هادی


گریه‌های مادر بنیتا {-60-}
در مراسم شیرخوارگان حسینی (ع)

کُتِبَ عَلَیۡکُمُ ٱلۡقِصَاصُ فِی ٱلۡقَتۡلَی‌ۖ ٱلۡحُرُّ بٱلۡحُرِّ...

هادی
هادی
خـــ♡ــدایـا...

وقتی ڪه شب می‌رسد
افڪارم از تو و عشقت

آرامش می‌گیــرد
خوابم از مهرت

اطمینان می‌یابد
مرا از واسطه های

آرامش و شادی
بندگانت قرار بده

شبتون بخیر وشادی♡

هادی
هادی
این همه آنلاین همه دوبه دو پی وی هم دیگه این ؟ {-30-}

هادی
هادی
سلام -سلام-

هادی
هادی
هی نهنگ آبی نهنگ آبی نکنید..؟؟
.
.
.
.
.
نهنگ آبی دیگه چه صیغه ایه!
.
.
.
.
ماخودمون یدونه#نیسان- آبی# داریم اندازه نصف روسیه آدم کشته:))

هادی
هادی

کاش میدانستم این را پیشتر
هر که عشقش بیش دردش بیشتر

ادامه شعر دیدگاه اول

هادی
هادی
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین جگرم

خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام

جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم

منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی

هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم

پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت

پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم

هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود

که به بازار تو کاری نگشود از هنرم

سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم

تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم

تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس

خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم

از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم

خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت

شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم

صفحات: 1 2 3 4 5

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو