یافتن پست: #نوای-دل

آقای ؟没有人
آقای ؟没有人


از پی نقل مجلست هست بر آتشم جگر
چاشنیی نمی‌کنی گوشهٔ این کباب را

آقای ؟没有人
آقای ؟没有人

دیوانه میکنی دل و جان خراب را
مشکن به ناز سلسلهٔ مشک ناب را

آقای ؟没有人
آقای ؟没有人

رفتند رفیقان دل صد پاره ببردند
کردند رها دامن صد پاره ما را

آقای ؟没有人
آقای ؟没有人

رفت آنکه چشم راحت خوش می‌غنود ما را
عشق آمد و برآورد از سینه دود ما را

آقای ؟没有人
آقای ؟没有人

چو در جفات بمیرم بخوانی آنچه نوشتم
بر آستان تو از خون دیده حرف وفا را

آقای ؟没有人
آقای ؟没有人

چه اقبالست این یارب که دولت داده‌ای ما را
که در کوی فراموشان گذرشد یار زیبا را

آقای ؟没有人
آقای ؟没有人

تماشا می‌کنم این قد قیامت می‌کند یا رب
که خواهم تا قیامت یاد کردن این تماشا را

آقای ؟没有人
آقای ؟没有人

گر در شراب عشقم از تیغ میزنی حد
ای مست محتسب کش حدیست این ستم را

آقای ؟没有人
آقای ؟没有人


بزبان خویش گفتی که گذر کنم بکویت مگذر ز گفتهٔ خود گذری مای ما را

آقای ؟没有人
آقای ؟没有人


دلم در عاشقی آواره شد آواره تر بادا
تنم از بی‌دلی بیچاره شد بیچاره تر بادا

آقای ؟没有人
آقای ؟没有人

کسان به کوی تو پندم دهند و در جایی
که دیده روی تو بیند چه جای پند آنجا

آقای ؟没有人
آقای ؟没有人

گفتی صبوری پیش کن مسکینی از حد بیش کن
زینم از آن خویش کن من کردم این و آن کجا؟

آقای ؟没有人
آقای ؟没有人

گویند ترک غم بگو تدبیر سامانی بجو
درمانده را تدبیر کو دیوانه را سامان کجا؟

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ