امروز سر امتحان یکی از بچههای خوابگاه پشت سر ما نشسته بود، دوتا از همکلاسیامو هی نگاه میکرد بعدِ امتحان خیلی ضایع دوستش اومد منو صدا کرد وقتی پیششون بودم
بعد گفت ایدی سحر رو میخوام
بعد گفتم دوس پسر داره
بعدش پیام داد ایدی اونیکیم میخوام(تو پیامش جفتشونو میخواست) بعد تو اتوبوس که اونام بودن منو دید، بعد اومد نشست پیشم قشنگ اشاره کرد به هدیه و اونم میدید 😐
بعد بچه ها قرار شد ایدی سحرو بدم، نقش هدیه رو بازی کنه
سحر رفته گفته تو از نیما ایدی دو نفرو خواستی که😐
بعد پسره رو تو راهرو دیدم محلش ندادم😂😂😂
بعددد هم اتاقیم همکلاسیشه، بهش تعریف کرد اومد گیر داد بهم چرا ایسگاش کردی
حالا من کلی اسمون ریسمون بافتم که تو دو نفرو گفتی منم اشتباهی حواسم نبود ایدی همون اولی رو دادم
بعد به پسره هم گفتم خودت ضایع بودی دخترا فهمیدن به من چه😂🧑🏻🦯
مرگ بر دراما
یکی دیگه عاشق شده، یکی دیگه ضایع بازی در اورده
این وسط من ادم بده شده
هم پیش یارو
هم برای اولین بار صدامو رو هم اتاقیام بالا بردم
عیب نداره
دانصگاه دیگه
ببین من واقعا حوصله درامای عادی هم ندارم چه برسه عشقی
با دو سه تا ادم قبلا دوست بودم بعد یه رفتارایی دیدم قطع رابطه کردم باهاشون و هی همش میبینمشون و رو مخمه این قضیه
بعد یارو هم به هیچ جام نیست
ولیییی با هم اتاقیام نمیخواستم دعوا کنم و تهش برچسب هول دختر بخورم و این چیزا😐
به کتفت عواله کنهرچن درکت می کنم ما هم این سن و موفعیت رو گدروندیم
کلا حاشا کن و زیر بار واسطه بودن کسی نرو
من هیچوقت ازین کارا نکردم
اینم بچه ها گفتن میخوایم اسکلش کنیم، اینجوری ریدن
جرواجر
ولی ی روز دلت واسه همین داستانا تنگ میشه
اصصصصصلابخدا داشتم سکته میکردم
خداروشکر ذهن فعالم در لحظه یه داستان ساخت جمعش کردم
جرررر
میفهمم ولی
ولی بدتر از همه هم اتاقیم بود
بخدا میخواستم پاشم بزنم تو دهنش بگم تو باد کدوم باسنی
اره اینایی ک نه ته پیازن نه سرپیازه و باید بگیری جرشون بدی
ازشون متنفر شدم واقعا
از این طبقه متنفرم
بعد چندتا دوست داشتم میخواستم با اونا هم اتاقی شم اونام گفتن با دوستامون اتاق گرفتیم 🙂
و خب من مجبورم یک فاکینگ سال دیگه تحملشون کنم:(((((
اتاق دو تخته هم بهم نمیدن حداقل چشمم بهشون نیفته🫠
۵۶ تا پله
ادمای سسشر
کثیف
بی فرهنگ
دیوانه
بدوی
دزد
نه خواب دارم اینجا
نه وسایل ادم در امانه
نه آرامش دارم
چندتا هستن خیلی بو میدن کل طبقه رو به گند کشیدن
تازه خوراکیای همدیگه و منم برمیدارن
من امشب سوسیس داشتم میخواستم بپزم بخورم
یکی از بچه ها اومده بود برداشته بود برده بود 🙂🙂🙂
هم اتاقیام خدا میدونه اگر کوچیکترین بی احترامی بهشون کرده باشم
بهشونم تاکید کردم از شوخی و توهین بدم میاد
ولی انواع و اقسام بی احترامی رو دیدم ازشون
واقعااااا خستم
۶ ماهه افسردهم
این وضعیت شیری هم هی داره مزخرفتر میشه
نمیدونم واقعا گناه من چی بود که اینجوری شد
یه سری اتفاقات تقصیر خودمه اوکی!
ولی هم اتاقیامو من انتخاب نکردم
این وضعیت رو مقصرش من نبودم
خیلی چیزایی که تو حال بدم دخیلن گردن من نبوده
بابااااا نیما
اینقدر سخت نگیر توروخدا
به کتفت بگیر اینارو
من به شخصه معتقدم وقتی آدما تو موقعیتی قرار میگیرن که دوستش ندارن فقط بخاطر اینه ک یاد بگیرن با اون موقعیت چجوری سازگار بشن، تا ازشون ی ادم منعطف تر ساخته بشه
بعد اگ اینجوری باشی واقعا اذیت میشی چون من داشتم تو دانشگاه رفیق پسر ک اینجوری بود و واقعا اذیت میشد حالا اونم باباش خرپول بود ترم بعد براش خونه خرید ولی خب تا ترم آخر یواش یواش یکم شخصیتش پخته تر شد دیگ خودش بعضی اوقات میرفت میموند خوابگاه
اولش فشار هست رو آدم میفهمم ولی توهم یکم شل بگیر، چون خوابگاهه هزار جور آدم با هزار مدل تربیت اونجا هستن نمیتونی همه رو مجبور کنی درست رفتار کنن
اوایل خیلی بهتر بود
بعد ببین اتاقمون شد پاتوق عملا
هم اتاقیام شبا تا صبح بیدار بودن
دانشگاه نمیرفتن
من بدبخت این وسط فقط اذیت میشدم
یه مدت اتاق کناری بودم
ولی صبر و تحمل آدم هم یه حدی داری
یارو مثلا اومده درس بخونه یا تموم هم و غمش دختر باشه؟
همش بفکر سسچرخ و ول گشتن باشه؟
همش بفکر بازی و اینستا گردی باشه؟
بعدم یه سریاشون واقعااااا بی فرهنگن
ساعت ۱۲ شب تو راهرو دارن میگن میخندن
یهو گله ای میریزن تو اتاقامون:/
و من واقعا اذیتم🧑🏻🦯
ما اصفهان خونه داریم ولی نمیذارن برم که
منم اوایل همه چی به کمرم بود شوخی شوخی میگذروندم
ولی گاهی وقتا اذیت میشه ادم
اره میدونم حق داری واقعا سخته
ولی خب حقیقتا واقعا خیلیا واسه همین کارا میان دانشگاه اصن تو فاز درس و اینا نیستن
شخصیت و فرهنگشون هم کلا تعطیله
تو چرا ایدی همه رو داشتی
وویسا یکین
یکیش هم خوابگاهی بود تو گپ خوابگاهدخترا هم همکلاسیم
اخی حرف زدنشو نیگااخابگاه دخترا هم همین وصع
پسرا که قطعا بدتر
برو مسجد خابگاا با بجه ها اونجا متچ شو
یواش یواش برو اتاق اونا
اونا هم مشکلات خودشون دارن بحث سیاسی فعالیت های خاص
ولی اونو میشه به کتفت حواله کنی
عوصش وسایلت و حریم خصوصیت رعایت میشه موقع استراحت کمتر گاو بازی در میارن
ما هم ترم اول ارشد افتادم به عده ای گاو
حتی نماط صبح نمیشد بیدار شم می گفتن از تخت میای پایین ما خوابمون می پره تبریزی اصفهانی و دماع فیل افتاده های دایم خوش بودن
سال بعدش رفتم با شهرستا نی های خودمونی تو نمازخونه اشنا شدم
ببین اونایی که تو نماز خونن اکثرا یه فاز دیگن که اصلا دوست ندارم
دیگه هم خدا هم خرما باهم نمیدنتخدا بهت صبر بده
ولی کاش ی جوری بشه اتاقتوعوض کنی به هرحال اونجام هستن کسایی که مث تو مشکل دارن با اینا
کامنتا رو خوندم این وضع واقعا غیرقابل تحمله نمیشه به کتف گرفت
ببین من با همهههه چی کنار میامسر و صدا
سرما و گرما
حتی کثیف بودنشون
ولی با شوخی و توهین اصلا کنار نمیام واقعا
دلم درامای جدید میخواد