یه تیکه از من

گروه عمومی · 8 کاربر · 933 پست
مآه
مآه
من آدم حساسی نيستم ، وقتی خانه‌ی والدينم را ترک كردم گريه نكردم ، وقتی گربه‌ام مرد گريه نكردم ، وقتی در ناسا كار پيدا كردم گريه نكردم و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گريه نكردم !!
اما وقتی از روی ماه به زمين نگاه كردم بغضم گرفت با ترديد با پرچمی كه بنا بود روی ماه نصب كنم بازی می‌کردم از آن فاصله رنگ و نژاد و مليتی نبود ما بوديم و یک خانه ‌ی گرد آبی ، با خودم گفتم انسانها برای چه میجنگند ؟!
انگشت شصتم را به سمت زمین گرفتم و کره زمین با آن عظمت پشت انگشت شصتم پنهان شد و من با تمام وجود اشک ریختم ...!!



🕴 نيل ‌آرمسترانگ ( فضانورد )

مآه
مآه
کلی حرف زد خندید
یه دفعه داشت در مورد یه نفر میگفت دوستش گفت نمیدونم برم پیشش یا نه
گفتم دلو بزن به دريا برو ی دفعه ریخت بهم
آخی دوس داشتم آرومش کنم اصلا نگذاشت بفهمم چی شد هر چی بود بد آشوب بود
گف باید برم بودنم دیگه خطرناکه
گف داره زخمم سر باز میکنه
گف تو منو فهمیدی دیگه باید برم رفت...

مآه
مآه


مآه
مآه
‌به تعداد نیس که به معرفته ، یوسف یازده تا برادر داشت حسین یه عباس

مآه
مآه
هرچی که بوده و هست با یک رویا شروع شده💜



مآه
مآه
💙

مآه
مآه
هوا سرده زمین ها یخ زده
یکی از همسایه هامون میخواد خود کشی کنه
کلی پلیس و ادم وامبولانس جمع شده{-60-}

مآه
مآه
خدایا شکرت

مآه
مآه
تو آرزو کن خدای قاصدک ها مهربان تر از تصور توست ...🤍🌸

مآه
مآه


مآه
مآه


مآه
مآه


مآه
مآه
یعنی واقعا نمیخوای گوشیت رو برداری بیای تو صفحه چتم
و تایپ کنی: دلم برات تنگ شده ؟!

مآه
مآه
سلام دوستان روزتون بخیر باشه
روز خوبی براتون آرزو می کنم👌🌸


مآه
مآه
قصه مانند زخم است. زخم باز خاطره و داستان نمی‌سازد. تنها درد است و درد با روایت کردن نه تسکین که تکثیر می‌شود.

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

شبکه اجتماعی ساینا · طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو