یه تیکه از من

گروه عمومی · 7 کاربر · 1134 پست
مآه
مآه
وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشَم
باری رویِ شانه هایَش نباشم
که نداند با من چه کند
و کجایِ دلش بگذارد که نه من بشکنَم
و هم او ثابت بماند
وَ من به یکباره یاد گرفتم همه یِ اعتمادَم را در کوله پُشتی ام پنهان کنم تا دستِ هیچ احَد الناسی بهش نرسد
تا بشوَد اسباب بازیِ کودکی هایِ نداشته اش....
و مَن به یکباره اینچنین قَد کشیدم
و بزرگ شدم....

مآه
مآه
آنقدر خاص دوستت داشتم
كه يك ذره از خودم را
براى خودم نگه نداشتم
دنيا پر از آدمهاييست مثل من
كه خودشان را جايى جا گذاشتند
كه ديگر هيچ جايى
براى بلندشدنشان نيست....

امیر وجود

مآه
مآه
‏از لبانش خون می‌چکید
از جنگ آمده بود:
از گفتنِ دوستت دارم

رامین زارعی

مآه
مآه
من به هيچ سرزمينى تعلق ندارم
سيم‌خاردار مرزی هستم
آن سويم و اين سويم
هركه هست
به طرف ديگر من مى‌نگرد
نه به من

مآه
مآه
تنهایی مرا برگزیده است
و در رگ های من دویده است
چون خون من
و در نگاهم نشسته است


کسی هست که مرا
من را
از سکوت سوت و کورم دریابد.

مآه
مآه

بيا تا علف هاي هرزه بكاريم
اگر مرگ گل هاي مريم مهم نيست

مآه
مآه
خوب شد نيستى ببينى كه
دوست‌دارت هنوز هم تنهاست
او كه تكرار مى‌كند با خود
اشك، تنها سلاحِ بى‌كس‌هاست

مآه
مآه
از کدام آغوش به تو می‌شود رسید؟
مرگ؟
زندگی؟
خواب؟
حرفی بزن!
دارم تمام می‌شوم...

مآه
مآه


مآه
مآه
تو فکر کردی این دیوونه‌ها الکی دیوونه شدن؟
نه ؛
اینا با کلی درد دست‌ و‌ پا زدن
با کلی دلتنگی کنار اومدن
کلی حس‌های بد و مزخرف تجربه کردن
شب و روز به دیوار خیره شدن
آخرشم کم آوردن
و شروع کردن به خندیدن به همه‌ چیز

مآه
مآه
من تاریخِ آن شبی که
از عمق وجود گریستم را دقیقا
به خاطر سپرده ام
نه برای آن شب
بلکه برای آن صبح
برای آدمِ دیگری که روزِ بعد
به آن تبدیل شده بودم

مآه
مآه
صدای گلوله ای اگر شنیدی نترس
گلوله ایی که قصد تو باشد
صدایش شنیدنی نیست

مآه
مآه
احتمالا برایش دوران سختی بود،
دورانی که تقلا میکرد خودش را عادی نشان بدهد.

مآه
مآه
غم ؟
او را میگویی که آمد
و همه‌مان را برد
جز خودمان را ؟

Samira
Samira
{-113-}

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

شبکه اجتماعی ساینا · طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو