یافتن پست: #فریدون_مشیری

fatme
fatme
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردمان با جانِ انسان میکنند ..

"Kind idiot"
"Kind idiot"
من و این آتش هستی‌سوز،
تا جهان باقی و جان باقی‌ست.
بی تو، در گوشه‌ی تنهایی،
بزم دل باقی و غم ساقی‌ست!
‌‌‌‌‌

"Kind idiot"
"Kind idiot"
تو نيستي كِ ببيني چگونه با ديوار
بِ مهربانيِ يك دوست،
از تُ ميگويم!
تو نيستي كِ ببيني چگونه ازديوار
جَواب ميشنوم!

fatme
fatme
به دریا شکوه بردم از شب دشت
وز این.عمری که تلخ تلخ بگذشت

به هر موجی که می گفتم غم خویش
سری می زد به سنگ و باز می گشت



هدیه
هدیه
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم💞

wolf
wolf
نه کسی منتظر است،
نه کسی چشم به راه…
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه!
بین عاشق شدن و مرگ
مگر فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری
غیر از آه...!


ای سرکشیده از صدف سالهای پیش
ای بازگشته از سفر خاطرات دور
آن روزهای خوب
تو، آفتاب بودی


تو گذشتی و شب و روز گذشت
آن زمان‌ها به امیدی که تو
بر خواهی‌گشت
پای هر پنجره مات
می‌نشستم به تماشا، تنها
گاه بر پرده ابر، گاه در روزن ماه
دور، تا دورترین جاها می‌رفت نگاه
بازمی‌گشتم، هیهات!
چشم‌ها دوخته‌ام بر در و دیوار هنوز!


wolf
wolf
به گریه گفتمش از بوسه ای دریغ مدار

به خنده گفت که این باده را به خواب بنوش...


سکوت شب
سکوت شب
این منم تنها و حیران، نیمه شب
کرده ام همراز خود
مهتاب را
گویم امشب بینم آن گل را به خواب
من مگر در خواب بینم
خواب را


wolf
wolf
تو گفتی:
« من به غیر از دیگرانَم 
چُنینم در وفاداری، چنانَم. »
تو غیر از دیگران بودی
که امروز 
نه می‌دانی، نه می‌پُرسی نشانَم! 
‌ 

wolf
wolf

با او بگو
چه می کشم از دردِ اشتیاق
شاید وفا کند
بشتابد به یاری‌ ام...



شــادی
شــادی
.
زندگی می‌کشد آخر به کجا کارت را
باید از دور تماشا بکنی یارت را
.
روز دیدار، خودت را به ندیدن بزنی
شب ولی دوره کنی لحظهٔ دیدارت را
.
عاشقش باشی و تا عشق، خریدارت شد
دور سازی خودت از خویش خریدارت را
.
دوستش داشته باشی و نبیند هرگز
«دوستت دارم» در سینه گرفتارت را
.
بهترین پاسخ این درد، سکوت است، سکوت
نکند باز کنی مخزن‌الاسرارت را
.
رفتنی می‌رود و باز تو خواهی پرسید
از «نسیم سحر آرامگه یار...» ت را
.

.

.
.
.
{ صبح جمعتون بی دلتنگی }
.
.
.
.
.

wolf
wolf
‌گاهی میانِ خلوتِ جمع ،
یا در انزوای خویش ،
موسیقیِ نگاهِ تو را گوش می‌کنم!
وز شوقِ این محال ،
که دستم به دستِ توست،
من جای راه رفتن
پرواز می‌کنم ...!

{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

ᴍᴀʜɪ
ᴍᴀʜɪ
هر چه زیبایی و خوبی ...
که دلم تشنه ے اوست ...
مثل گل...
صحبت دوست...
مثل پرواز کبوتر...
می و ...
موسیقی و ...
مهتاب ...
و کتاب
کوه ، دریا، جنگل...
یاس ، سحر...
این همه یک سو ...
یک سوے دگر...
چهره ے همچو گل تازه ے تو ...
دوست دارم همه عالم را لیک...
هیچ کس را نه به اندازه تو ....:قلب



صفحات: 1 2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ