یافتن پست: #شهریار

mohamad
mohamad
‏منم که جور و جفا دیدم و وفا کردم
توئی که مهر و وفا دیدی و جفا کردی

شهریار

Ŧᵃᵗᵉᵐᵉʰ
Ŧᵃᵗᵉᵐᵉʰ
فلک همیشه به کام یکی نمی‌گردد،
که آسیای طبیعت به نوبتست ای دوست

Nim
Nim
خود جناب ‌شهریار⁩ هم وقتی خواست بی تفاوت باشه و نوشت
«تو بمان و دگران؛وای به حال دگران...» بعدش روشو برگردوند و زیرلب گفت «دل شکسته و اشک روان گواهت بس، که خوش به حال دگران!»
بعد شما نشستی میگی فراموشش کن؟؟ :))

آقای ؟没有人
آقای ؟没有人
خون دل..

ای غنچه ی خندان چرا خون در دل ما می کنی

خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا می کنی

از تیر کج تابی تو آخر کمان شد قامتم

کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا می کنی-# شهریار

Nim
Nim
مثل انعکاس ماه روی آب
همان قدر نزدیکی اما دور...

Nim
Nim
یکی مثل ایدا شاملو رو به این جایگاه و خوشی میرسونه
یکی هم مثل ثریا شهریارو نابود میکنه..
مراقب انتخاباتون باشید که یه ادم قابلیت داره تا عرش شمارو ببره یه ادم قابلیت داره به فرش بکشونتتون...

هادی
هادی
در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت
در انتظار تو میمیرم و در این دم آخر
دلم خوشست که دیدم به خواب گاه به گاهت
اگر به باغ تو گل بردمید و من به دل خاک
اجازتی که سر برکنم به جای گیاهت


EDRIS
EDRIS
مهربانی کی سرآمد؟ شهریارانرا چه شد؟

mohamad
mohamad
‏کاش یک روز سَر زلفِ تو در دست افتد
تا ستانم من از او دادِ شبِ تنهایی...


Ŧᵃᵗᵉᵐᵉʰ
Ŧᵃᵗᵉᵐᵉʰ
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی

Saye
Saye
عروسی بود
صدای آهنگ و بوق ماشین ها و دست زدن مردم حسابی فضا رو شاد کرده بود.
داد زدن عروس و دوماد اومدن ...
الحق که جفتشونم قشنگ شده بودن .
ته کوچه رو نگاه کردم.
سه چهار نفر انگار برعکسه همه حالشون خوب نبود !
یه موتور بود دو تا پسر ترکش بودن ، پسر پشتیه مسته مست به عروس نگاه میکرد و حرف نمیزد ، خیره شده بود به عروس فقط از بطریش فکر کنم عرق میخورد ...
یکیم یه ماشین بود که توش دو تا دختر بودن .
جفتشون گریه میکردن ولی یکیشون داشت زار میزد . گوشمو تیز کردم شنیدم به رفیقش گفت :
آخه ببینش چقدر کت شلوار دامادی بهش میاد ...
دیگه از اون وقت تا حالا عروسی که میبینم تنم میلرزه برا دو نفری که قراره نابود شن ..

P158
P158
پروردگارا♡

هر نقشِ نگارینت چون منظره‌ی خورشید
مجموعه‌ی لطف است و منظومه‌ی زیبایی
چشمی که تماشاگر در حُسن تو باشد نیست
در عشق نمی‌گنجد این حُسنِ تماشایی

« استاد شهریار »

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ