تا ابد به آنهایی که وقت تشنگی شدید و بی آبی

قمقمه ها راخاک می کردند تا کمتر یاد آب بیفتند

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

پلاک سرخ

گروه عمومی · 17 کاربر · 196 پست
مونا یزدی
مونا یزدی
یڪے از دنیا دل ڪَند و
رفت زیارت حرم،
روے سنگ مزارش نوشتند:
شہید مدافع حرم...
یڪے هم مثل من
اسیرِ دنیاست
باید سهمش
فقط بشہ
دیدن عڪسهاے
شهداے مدافع حرم...


مونا یزدی
مونا یزدی
اگــر دختــرکان به رنــگ و لعــاب به دیــوار شــهر پاشیــدن می بالــند..

تو زیر چـادرت بمـان...

" قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ "




مونا یزدی
مونا یزدی
جان

هــــر کسی با هــــر مقامی که بیاید هیئتت

قبلِ هر چیزی در این وادی فقط یک نوکر است

داخل روضه شـدی حتمـــا کمی تعظیم کن

در کنــار درب هیئت جایگـاه است


مونا یزدی
مونا یزدی


دائما طاهر باشید
و به حال خویش ناظر باشید
و عیوب دیگران را ساتر باشید
باهمه باشید و از همه گریزان باشید



۹۵


مونا یزدی
مونا یزدی
ملاقات با آقا

نبودم. رفته بودم ملاقات آقا.... عصر که برگشتم دفتر، پرسید نبودی.کجا بودی ؟
گفتم: خدمت آقا بودیم....

از جایش بلند شد. آمد جلو. پیشانیم را بوسید.
تعجب کردم. پرسیدم طوری شده ؟
گفت: این پیشونی بوسیدن داره. تو امروز از من به ولایت نزدیک تربودی....

یادگاران، جلد 11 کتاب
شهید امیرسپهبد

مونا یزدی
مونا یزدی
‌ﭼﺎﺩُﺭَﻡ
ﺳﯿﺎﻩ ﺗَﺮﯾﻦ ﺭَﻧﮓِ ﺟَﻬﺎﻥ ﻫَﻢ ﮐِﻪ ﺑﺎﺷَﺪ ,
ﺑﺎﻃِﻨَﺶ ﺭَﻧﮕﯽ ﺳﺖ !
پر از ﻧَﻘﺶِ ﺣَﯿﺎ ﻭَ ﻧِﮕﺎﺭِ ﻋِﻔَّﺖ ﻭَ ﭘﺎﮎ ﺩﺍﻣَﻨﯽ ....
ﺍَﮔَﺮ ﺗﻮ ﻓَﻘَﻂ , ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺍَﺵ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ , ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺍَﺯ ﭼﺎﺩُﺭِ ﻣَﻦ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺍَﺯ ﭼِﺸﻤﺎﻥِ ﺗﻮﺳﺖ !
ﻋَﻤﯿﻖ ﺗَﺮ ﺑِﻨﮕَﺮ....


مونا یزدی
مونا یزدی
راه مـــا که معلـوم ـبود،...

بگـو از نیامدنـــ

به کجـــــا رسـیدی⁉️


مونا یزدی
مونا یزدی
نام کتاب : بچه های حاج قاسم : خاطرات سردار حسین معروفی
نام نویسنده : افسر فاضلی شهربابکی
نام انتشارات : فاتحان

دست هایمان بسته بود.عده ای هم چشمانشان بسته بود.حتی نمی توانستیم تیمم کنیم.بچه ها در ماشین با حالت تضرع و زاری به من گفتند:حسین!چه کار کنیم،نمازمون قضا می شه؟گفتم :رو به قبله بشینین و با اشاره نمازتون رو بخونین


مونا یزدی
مونا یزدی
بار الهی
به عزیزانم اندیشه ای اخلاق

دیده ای بینا
گوشی شنوا
زبانی مهربان
دستهایی بخشنده
پاهایی استوار
تنی سالم

قلبی پر از عشق و دلدادگی عطا کن

شب خوش


مونا یزدی
مونا یزدی
أُخْتــُــ الْحُسـَـــیْنـــ ...

این دستـِــ خالےِ نوڪر

ڪہ بہ درگاھِ تو آمدھ‌استـــ

حاجتــ بہ سر ندارد إلا...

مدافعِ حرم شدن!


مونا یزدی
مونا یزدی
هروقـــت خواستے غیبت کنے ..
یادتــــــ باشه که ..
غیبت برکت زندگیــــتو مے بره
پس تـــرمز کن ...



مونا یزدی
مونا یزدی


شهادت اتفاقی نیست


مونا یزدی
مونا یزدی
همه آرزومیکنن مثل بمیرن
نه واسه چی مثل بمیری ؟
خب مثل زندگی کن
باید الگوی باشن واسه ما
نه الگوی مردن !
مثل اونها زندگی کن شهادت
برات رقم خواهد خواهد خورد


born78
born78
بچه ها را با شوخی بیدار می کرد تا نماز شب بخوانند . مثلا یکی را بیدار می کرد و می گفت 《 بابا پاشو من میخوام نماز شب بخونم ، هیچ کس نیست نگام کنه ! 》
یا می گفت :《 پاشو جون من ، اسم سه چهار تا مومن رو بگو تو قنوت نماز شبم کم آوردم ! 》

*روایت های کوتاه از شهدای منطقه ی عملیاتی نهر خین*

مونا یزدی
مونا یزدی
چــادرعربـــی سربکنـــی پوشــیه هــم روش
بیــن المــللی عاشقتــم عشــق سیـه پوش


صفحات: 1 2 3 4 5

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو