دنیارا بردی همراهت به نابودی
دنیا غم شد مگر تو چند نفر بودی؟.

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

درد عاشقی

گروه عمومی · 7 کاربر · 1042 پست
⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
وقتی که لبم به بوسه ای قانع شد
در راه اراده ی خودش قاطع شد
قانون اساسی دلم گفت ببوس
شورای نگهبان لبت مانع شد...

ارمیا
ارمیا
اگه درد با نوشتن تموم میشد ...

ارمیا
ارمیا
این که میزنن مخالف یعنی چی

ارمیا
ارمیا
دوست داشتنت
رفع تمامِ خستگی‌هاے
روزانه یِ مَن است
لطفاً هر روز بارها
برایم تکرآرش کن

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
دل شکسته هایم را زیر دوش حمام میبرم...

بغض هایم را زیر "شر شر"آب داغ می ترکانم..

تا همه فکر کنند...

قرمزی چشمهایم از دم کردن حمام است...!!

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
لطفا عقلم را پس بده!
میخواهم توی کشوی میزم
وسط تیله رنگی ها پنهانش کنم!
تا تو هستی
به کارم نمی آید!
از وقتی دستم را بی هوا گرفته ای
در آسمانم...
روی بند رخت خدا راه می روم
و برای همه ی دنیا زبان در می آورم!
از وقتی مهربان نگاهم کرده ای
روی رنگین کمان تاب میخورم و میرقصم!
مرا ببین...
فکر کن اگر دوستت دارم را هم گفته بودی چه حالی میشدم؟
امتحانش نمیکنی؟


⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
گفتم ای دل، نروی؟
خار شوی، زار شوی
بر سرِ آن دار شوی
بی بَر و بی بار شوی؟

نکند دام نهد؟
خام شوی، رام شوی؟
نپَری جلد شوی
بی پر و بی بال شوی؟

نکند جام دهد؟
کام دهد، از لب خود وام دهد؟
در برت ساز زند، رقص کند
کافر و بی عار شوی؟

نکند مست شوی
فارغ از این هست شوی؟
بعد آن کور شوی، کر شوی
شاعر و بیمار شوی؟

نکُنَد دل نکَنی، دل بکَنَد
بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟
برود در بر یار دگری صبح که بیدار شوی

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
ما مثلِ بقیه
عاشق و معشوق نیستیم،
ما قول داده ایم که پای عشق را
وسط نکشیم؛
ما با عشق کاری نداریم،
تا آن هم با ما کاری نداشته باشد،
تا روزگار را به کاممان تلخ نکند؛
عشق بین ما، تعریفِ دیگری دارد!
ما فقط دو دوستیم
که بیش از اندازه
به یکدیگر فکر می‌کنند..

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
یکی از جذاب ترین تعریف های عشق از زبان جبران خلیل جبران :
و آن کسی را که دوست داری، نيم دیگر تو نیست! او تویی، اما در جایی دیگر...

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
سردی خانه و این دلم به کنار ،

تو بگو با این دو استکان چای سرد که مانده در سینی چه کنم!؟

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
آزرده از هیچ آزرده از همه چیز
زخم هایی بر صورت داشت
که گویی لبخند می‌زد
ولی در گریبان خود می‌گریست
و بر لبخند خود می‌گریست.

بیژن_جلالی

ارمیا
ارمیا
مسیرمون با هم یکی بود
ولی مقصد جدا...

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
دردناک‌ ترین بخش ماجرا این‌جا بود
که ما تا بلندترین پرتگاه ها رفتیم و کسی نگرانمان نشد.
شاید آنقدر گفتیم خوبیم که باور کردند.

نرگس_صرافیان_طوفان

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
آخر ای دوست نخواهی پرسید

که دل از دوری رویت چه کشید

سوخت در آتش و خاکستر شد

وعده های تو به دادش نرسید

داغ ماتم شد و بر سینه نشست

اشک حسرت شد و بر خاک چکید

آن همه عهد فراموشت شد

چشم من روشن روی تو سپید

جان به لب آمده در ظلمت غم

کی به دادم رسی ای صبح امید

آخر این عشق مرا خواهد کشت

عاقبت داغ مرا خواهی دید

دل پر درد فریدون مشکن

که خدا بر تو نخواهد بخشید

ارمیا
ارمیا
از فاصله‌ها خسته، محتاج به آغوشم!
باید تو بلد باشی بر سینه فشردن را

صفحات: 3 4 5 6 7