دنیارا بردی همراهت به نابودی
دنیا غم شد مگر تو چند نفر بودی؟.

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

درد عاشقی

گروه عمومی · 7 کاربر · 1042 پست
⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
دوستی هایتان را به عشق نرسانید!
به جایی که سلام دادنش، سَر حالتان بیاورد و قربان صدقه های بی منظورش، خاص شود برایتان. به جایی که عقربه ها وقتی کنارش هستید، برای گذشتن عجله داشته باشند و قهوه ها تلخ به نظرت نیایند.
دوستی هایتان را به جایی که یک روز حرف نزدن با او، خُلقِتان را تنگ میکند و احوال پرسی نکردنش، حالِ خوبتان را بَد میکند، نرسانید.
دوست که بمانید، لااقل کنارِ خودتان داریدش. قدِ یک تبریکِ تولد، قدِ یک گپ و چایِ عصرانه، قدِ یک شب بخیر گفتن و عزیزم شنیدن از زبانش، قدِ نعمتِ بودنش...
به عشق که برسانیدش، در حسرتِ دوباره شنیدنِ اسمتان از زبانش هم میمانید، بقیه چیز ها که دیگر هیچ...

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
هربار که نگاهت میکنم
پی میبرم
این دنیا برای ادامه دادنش
نگاهِ تورا لازم دارد...

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
پیر شدن کنار تو چقدر میچسبد...

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
رادیوی زندگی من

روی موجِ خنده های توست

بخند که بودن در کنار تو برایم

بهترین جای جهان است....

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
چه فرقی می کند که کجایی؟!
در ازدحام بمبئی
یا سکوت شانزلیزه!
چه دور،
چه نزدیک!
دلتنگی،
دمار از آدم در می آورد،
وقتی که،،،
پای عشق میان باشد.

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
جان دلم بیا که
در چشم انتظاری آغوشت
این شب را پایانی نیست

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
ناز دانه ام
دیگر تو را نمی نویسم
نمیسرایمت
مرا با شعر و شاعری چه کار
میخواهم زراعت کنم
تو را باید کاشت
درست وسط قلبم
میان چشمهایم و روی لبهایم
تو را باید جور
دیگری "دوست داشت"...

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
گرچه فرهاد نیستی !
من اما ؛
شیرین حرف هایت می شوم !
مجنون چشم هایت ..
عاشق خنده هایت ..
گرچه شیرین نیستی !
اما ؛
چنان صخره ها را می تراشم،
تا شب ،صبح شود
راه باز شود
و انوار هنر عشق طلوع کند ؛

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
امشب
تو را
دچار شده ام
به قدر نفسی ؛
دریاب آغوشم را
و به قدر بوسه ای
دل بی قرارم را...

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
مینویسی مرا واژه به واژه،
میخوانم تو را دیوان به دیوان.
مینوسی ام ذوب میشوم،
میخوانمت آتش میگیرم
و این یعنی تعادل، یعنی تو،
یعنی عشق......

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
تو نا متعارف ترین
مهاجمی هستی
که بر من غلبه کردی....
و من خوشبخت ترین
مستعمره ی دنیا
حرف تو که در میان باشد
به جنگ ؛
به اسارت
به کشته شدن هم، لبخند باید زد...

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
جوری برایت شعر می گویم
تا تک تک کلمات مست شوند!
و واژه ها به بیراهه بروند!

و جوری برات می خوانمش
تا فرشته ها بر بال شان
بنوازند نام تو را..

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
پیش از بوسیدنت بگذار
پرده های پنجره ی اتاقم را کنار زنم
گنجشک ِ پشت پنجره ام چشم چرانی بکند

باران حظ ببرد
روی بام چه کسی میبارد

زمستان برف دلش آب شود
خیال خرداد کند ؛
.
فکرش را بکن
درخت گیلاس رو به روی پنجره ام
زیر باران شکوفه شود
گل رُز غنچه کند
اقاقیا گل بدهد

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
شهر خیالم در آشوب کودتای چشم او بود!

تا یک نفس برگشتم، قلبم با او رفته بود!

⭐مـــــــــــاحور⭐
⭐مـــــــــــاحور⭐
بوسه چیدن ز لبت
سلسله در سلسله هاست

اصلا این بوسه دوای
غم کم حوصله هاست....

صفحات: 9 10 11 12 13