مشخصات

موارد دیگر
amirali-62
43 پست

دنبال‌کنندگان

(13 کاربر)

بازدیدکننده

amirali-62
amirali-62
دوست دارم تو را در آغوش کشم
یا که بوسه بر لب و دست به گیسو کشم
راضی به رضای دوست همی خواهم بود
حتی تمام این طرح من خود بر بوم کشم
امیرعلی

amirali-62
amirali-62
آنکه ز شادی و خنده روزی امید میداد
امروز کم انگار عطر و بوی دود میداد
رفتم جلو که بگویم اورا چگونه هست احوال
گفت خموش باش شعر به آتش میداد

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
باده ده و نی نوازی کن
با این بنده بنده نوازی کن
مگر نیست رخ گویای حال
طرب کن و بند بازی کن

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
رسم وفا نباشد این
خطا گنه نباشد این
کنم تو را دعا ولی
کجا روم تو خود ببین

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
شکر خدا کنم همی درد کشم ولی
باز پناه میبرم خدا زجر می کشم همی
تو خود بگو راه کجا و چاره ای
بنده حقیر گشته ام امید تویی بلی

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
سخره گرفت مارا و بست به فاسدی
گفتم مگر تو از کجایی و ایا قاصدی
گفت نه من امده ام تو را شفا دهم
گفتم رو به ما نخورد جرم فاسقی

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
سوختن شمع اگر نور داشت
برایم سوختن و دود داشت
ظاهرش زیبا و قشنگ بود
ولی در باتن کمی جور داشت

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
دل ادم همچو محصول سر بسته است زان خبر از ان برای ما مثال درب بسته است چون قضاوت ما کنیم کندرو چیست سرخ و سفید شور و شیرین ممکن است

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
نوروز و بهار از پیذهم می گذشت
شادی عید و دور همی ها می گذشت
این تمامش جوی ابی ست که با امید
برای دریا شدن از ده ما زود می گذشت
غافل از این که سر راه سدی بسته اند
با غرور از پی هم هی تند می گذشت
ان طرف تر پمپ ابی بسته اند
سراشیبی را با غرور گاه خروشان می گذشت
پشت سد ماند و گرفتار شد
زد به دیوار و آرام شد روز ها می گذشت
آفتاب هم ازاو کم کرد و فرسوده شد
بی غرور گشت و آرام شد زمان می گذشت
این تکا پوی زندگی بحر چه بود
غافل که طول مسیر عمر بود که می گذشت

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
با سلامی از دلم بر دلت چون نیستی
اینک گر جویای احوالی دل خون نیستی
بارها از گزند بودم در امان اما ولی
این چنین دردی دلم هست چون نیستی

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
شعر را باید شست جور دیگر باید نوشت
این غزل های عاشقانه جور دیگر باز نوشت
از تو گفتن عشق گفتن آخر چه سود
هر چه گفتم یا نوشتم نیز باید از سر نوشت

amirali-62
amirali-62
سلااام

amirali-62
amirali-62
چنانچه در فراز و نشیب مسیر زندگی قرار گرفته اید مسیر را باید رفت

و وقتی فکر می کنید این مسیر مسیر شماست مسیر های دیگری که وجود دارد را نخواهید دید

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
بوسه ز لب های تو مرا سیراب نکرد

آرامش آغوش تو مرا خواب نکرد

دانم که تو میدانی و این دل بخدا

جز عشق تو این گونه مرا هیچ بیمار نکرد

امیرعلی

صفحات: 1 2 3

شبکه اجتماعی ساینا · طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو