مشخصات

موارد دیگر
amirali-62
43 پست

دنبال‌کنندگان

(13 کاربر)

بازدیدکننده

amirali-62
amirali-62
مست شدم این که الان هست شدم
بی سرو سامان قلم در دست شدم

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
من و این شعر هر دو تنهاییم
من گویم و خود خوانم ماییم
نیست کسی بنشیند که بگوییم از او
سال هاست که دوا و درمان ماییم
امیر علی

amirali-62
amirali-62
وقت ان است که این بار تو ساقی باشی
بدهی جام بدستم این بار تو باقی باشی

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
خوار منم خس منم تو که بلبلی
یاد ان دم که گلی بودم سنبلی
باز بیا پیشم بمان هر چند
خشکمو بی بال نه هم چو بلبلی

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
حال امروز مرا چه کسی میفهمد
شب با سیاهی امده کسی میفهمد
عمق دریاچه زیاد است هنوز
لمس کف در یا چه کسی میفهمد

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
اینکه یک دمی یک لحظه ای ترک کردی مرا
اینکه کجا یی تو همکنون پر ز برگ کردی مرا
اینچنین دلواپسی را سپردی تو بمن
باز میدهم عشق سایه ها تو پر بار کردی مرا

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
اکنون نشسته در سکوتم و دل خود میخورد تمام شده است و کارد به استخوان میخورد امیرعلی

amirali-62
amirali-62
قلب من میسوزد و باز درد می کشد
باریست ز غم کز درونش ردمی کشد
آری دل دریایی من سال هاست
طوفانی شده و با خود درد بد می کشد

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
خب دیگه روزگار همینه تو میمونی برای یه نفر
میره دورشو با همه میزنه و میاد میگه چه خبر
داستان خیلیا شده صبر و مکیدن البته سماق
باشد تا یاد بگیرم باید باکی و کجا بریم ما ددر

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
کو کجا آن خیابان نامش چه بود
اسمی از تو بر تابلوها یش نبود
عطر تو در تمام کوچه ها پیچیده است
ولی از تو هیچ نشانی برای من نبود

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
یاد روزایی میفتم که نیومده ولی نمیدونم چرا انقدر اون روزا خوبه و بهتر از الانه

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
یه روزی هم میرسه که برسه ...؟...

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
دوست داری که که چگونه یا که چطور من باشم
خود باور و یا که مغرور کمی بی حوصله هم من باشم
روزگار است دیگر می گذرد بر فوق یکی یا دیگری
دل به این و ان نمی باید بست به خود بندیم که شاید خوب باشم

امیرعلی

amirali-62
amirali-62
آنکه امروز دست به دامانش شده ام
همه روزه ز رحمت و کرمش ایمن شده ام
امیرعلی

amirali-62
amirali-62
رسم نوازش روزگار تازیانه است
گاهی به خود و گاهی به آشیانه است
امروز که این چنین خموش گشته ام
رسمیست که در میان مان عامیانه است

امیرعلی

صفحات: 1 2 3

شبکه اجتماعی ساینا · طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو