HaMkHoNeH

گروه عمومی · 36 کاربر · 4087 پست
wolf
wolf


{-1-}{-18-}

wolf
wolf


{-41-}{-134-}

wolf
wolf
بعضی ﭼﻚﻫﺎ ﺩﻭ ﺍﻣﻀﺎ ﺩﺍﺭﻧﺪ؛
ﺗﺎ ﺍﻣﻀﺎﻱ ﺩﻭﻡ ﻧﺒﺎﺷﺪ
نقد ﻧﻤﻲﺷﻮﻧﺪ،
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺩﻭﻡ،
ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻫﻞ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻫﻢ ﺍﻣﻀﺎ ﻛﻨﻨﺪ،
ﻫﻴﭻ ﻓﺎﻳﺪﻩﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ؛
ﺑﺎﻧﻚ ﻓﻘﻂ ﺻﺎﺣﺐ
ﺍﻣﻀﺎ ﺭﺍ ﻣﻲﺷﻨﺎﺳﺪ...

ﺣﺎﻝ،
ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ
ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﺮﺍﺭ
ﺍﺳﺖ ﺑﻴﻔﺘﺪ،
ﻣﺜﻞ ﭼﻚ دﻭ ﺍﻣﻀﺎ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ؛
ﻳﻚ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺳﺖ
ﻭ ﻳﻚ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺩﻳﮕﺮﺵ ﺧﻮﺍﺳﺖ خدﺍﺳﺖ ...
ﺗﺎ ﺍﻭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻫﻴﭻ
ﺍﻣﻜﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ،
ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ...{-128-}

wolf
wolf


این چ وضعه واقعن؟:|:گگگ

wolf
wolf


{-15-}{-18-}{-18-}

wolf
wolf


{-20-}{-20-}

wolf
wolf
گفت... "حمید"

بریم بیرون بگردیم؟

گفتم الان که بیرونیم!

گفت نه!

بریم یه جا که خیلی آروم باشه،

یه جایه قشنگ

یه جایی که دلمو قرص کنه

همینطور که ماشینو تو کوچه های تنگ و شلوغ میروندم

شروع کردم به فکر کردن

کجا می تونستم ببرمش

جایی که هم قشنگ باشه

هم دلشو قرص کنه

و هم بنزین ماشینم تموم نشه

یواش سرشو خم کرد

گذاشت رو شونه ام

بزور می تونستم دنده رو عوض کنم

چندبار صورتش رو روی شونه ی راستم، عقب و جلو کشید...

تا خوب جاگیر شه؛

بعد آروم گفت

"رسیدیم"

Screenshot_2015_11_25_19_11_00.png

wolf
wolf


{-15-}:قهقهه

wolf
wolf
@taheri
ممنون بابتع لایکات{-62-}{-90-}{-90-}
تقدیم با احتراااام{-74-}{-96-}
2Q==

wolf
wolf
جایی باید دست از گذشته بکشی

آمد

بود

خندید

رفت

را از حافظه ات پاک کنی

جایی باید به سرعت خودت را جمع و جور کنی

محکم بزنی توی گوش خودت

و بگی به داد خودت برس لعنتی

بلند شو

تو دو بار به دنیا نمی آيي


wolf
wolf
کاش می دانستی ...
یک زن از لحظه ای که ...
دوستت دارم می گوید
از لحظه ای که بوسیده می شود
از لحظه ای که به آغوش کشیده می شود،
دیگر خودش نیست
می شود تو
می شود با هم بودن...
آن لحظه که ترکش می کنی
دو نیم اش می کنی
و یک نیمه اش را با خود می بری!
نگو زمان همه چیز را حل می کند
که زمان، تنها، کند می کندجستجوی او را ...
برای یافتن نیمه دیگرش
نگو فراموش کن !
که او یک چشمش همیشه...
باقی می ماند به نیمه رفته دیگرش...



wolf
wolf
غروب جمعه را دوست دارم !!
به خاطر دلتنگی ات…
که
آرام
آرام
سرت را
روی شانه ام می گذارد …

جمعه ها را باید سکوت کرد

شعر نوشت و باران را نوازش کرد …

خطی از بغض های نوازش یاس را

نشانید بر طلوع شبنم گونه ی اشک …

و به پاس تمام نبودنها

شمارش ثانیه های سکوت را بر زمزمه ی بغضها روانه ی باران کرد

و اینگونه غروب کرد بر باور رویا گونه ی آدینه ی دلتنگی ها …

من و تو که خوب میدانیم
جمعه سال هاست که هیچ داستان خوشایندی ندارد
پس بیا از همین الان
به استقبال عصر دلگیر جمعه برویم

wolf
wolf
جمعه ات به خیر

هر کجا هستی به یاد من باش

من با تو چای نوشیده ام

سفرها کرده ام

از جنگل

از دریا

از آغوش تو شعرها نوشته ام

رو به آسمان آبی پرخاطره

از تو گفته ام

تو را خواسته ام

آه ای رویای گمشده

هر کجا هستی

جمعه ات بخیر …

wolf
wolf
تو نیستی
و هر روز
پر از دلتنگی ام …
چه فرقی می کند
سه شنبه باشد یا جمعه

دلتنگی که شعر نمیخواهد
کافیست بنویسی
عصرهای جمعه
بلندترین
ودلگیرترین شعرجهان را سروده ای

جمعه ها را نمیشود به تنهایی سپری کرد
باید کسی را داشته باشی
تا ساعت های تنهایی ملال آور را به پایان برسانی
کسی که از جنس خودت باشد
نگاهت را بخواند، بغض صدایت را بفهمد
جمعه ها باید کسی را داشته باشی
تا دستانش را در دستانت بگذاری و تمام شهر را قدم بزنی
کسی که در کنارش زمان و مکان را از یاد ببری
جمعه ها به تنهایی تمامت میکنند اما تمامی ندارند...!!

wolf
wolf
جمعه ها
قصه ی دلتنگی بی حوصله هاست
قصه ی ماتم من
از غم این فاصله هاست !
آه از این مشغله ها
فاصله ها و گله ها ؛
جمعه ها ؛
بی تو درون دل من ولوله هاست …!

صفحات: 10 11 12 13 14