مشخصات

موارد دیگر
مهدی مهدوی
7 پست

دنبال‌کنندگان

(10 کاربر)

بازدیدکننده

مهدی مهدوی
مهدی مهدوی
یہ وقـتایی نمیشہ ڪَفت "بڪَذریم"
از بعضی آدما
از بعضی خاطـره‌ها
از بعضی دوسـت‌داشتـن‌ها
نمیشہ آسـون ڪَذشت
نمیشہ روزت رو
بی "یادش بخیـر" شـب ڪنی
نمیشہ از ڪوچہ‌اے بڪَذرے صداے قـدماش صداے خنـده‌هاش نپیچـہ تـو پس‌ڪوچہ‌هاے دلتنڪَیت...
نمیشہ بی‌خیـال شد
نمیشہ ڪَذشت...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

مهدی مهدوی
مهدی مهدوی
گاهی باید بری تو کوچه علی چپ قدم بزنی،
برای خودت حرف بزنی،
سوت بزنی،
حتی شده الکی بخندی...
گاهی باید بری تو کوچه علی چپ تا بتونی ادامه بدی...
وجود کوچه علی چپ یه نعمته...
برای ندیدن بعضی چیزها یا حس نکردنشون...
گاهی کوچه علی چپ بهترین مکان برای وقت گذروندنه...

مهدی مهدوی
مهدی مهدوی
عاشقِ کبوتر بود !
می گفت ...
پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست ...
رهایش که می کنی هرجا برود...
خیالت راحت است که برمی‌گردد ...
فقط دو روز حواسش پرت شد...
فقط دو روز فراموششان کرد...
همه‌شان رفتند ...
همه‌شان گم شدند !
او دانه می‌ریخت اما دیر بود ...
هیچ کدامشان برنگشتند !
مشکل اینجاست...
ما یادمان رفته ...
هیچ تعهدی یک‌طرفه نیست !
وفادار ترین کبوتر هم، برایِ ماندنش؛
دانه می‌خواهد ...
"توجه" می‌خواهد...
"عشق" می‌خواهد ...
هیچ کبوتری ، ناچار به ماندن نیست ...
هیچ کبوتری !



نرگس_صرافیان_طوفان

مهدی مهدوی
مهدی مهدوی
گاهی! یک چای داغ بریز داخل زیباترین استکان خانه؛
یک دانه شیرینی هم بگذار کنارش‌...
همراه یک آهنگ دلنشین و به خودت بگو:

بفرمایید...‌! چایتان سرد نشود...!
به خودت‌؛
باورت و زندگی‌ات عشق بورز؛...
سن و سال‌ات مشکل عشق نیست؛
زمان نمی‌‌تواند بلور اصل را کدر کند؛
مگر آنکه تو پیوسته، برق انداختن آن را از یاد برده باشی ...
برای خودت دعا کن که آرام باشی‌؛ صبور باشی‌ ...
مهم نیست که آخرین زلزله‌ی زندگی‌ات چند ریشتر بود؛
مهم این است که دوباره از نو بسازی ...

مهدی مهدوی
مهدی مهدوی
یه وقتایی هم هست که اینقدر فکر کردی، اینقدر تو فکرت جنگیدی،اینقدر رفتی و برگشتی،اینقدر دو دوتا چهارتا کردی،اینقدر حدس زدی، پیش‌بینی کردی،اینقدر کم آوردی
و اینقدر تو فکرت مُردی و زنده شدی...
که اخرش گفتی ولش کن،بالاخره یه چیزی میشه دیگه،یا میشه یا نمیشه،یا میاد یا نمیاد،یا خوب میشه یا بد...
این همه فکر نداره، این همه حال خراب کردن نداره، اینهمه بدقلقی و ناراحتی نداره!
از یه جایی به بعد هممون
یهو میزنیم زیر همه چیز میگیم ولش کن دیگه خسته شدم یا میشه یا نمیشه...
بعضی وقتام باید رهاش کرد،این فکر لعنتیو میگم، به حال خودش رها کرد، مهم نباشه،چی میشه!
بالاخره یا میشه یا نمیشه ...
-محمد خسروابادی

مهدی مهدوی
مهدی مهدوی
گاهی مینویسم از سر دلتنگی ...
گاهی سکوت میکنم گاهی چشمم رو میبندم به تمام دنیا

گاهی اسمشو میذارم روزشن فکری و این طوری خودمو دور میزنم

گاهی واقعا سخت میشه برام گفتن حرفایی که دوستشون ندارم و گاهی مجبور میشم و گاهی مجبورم میکنن ....

روزگار بعضی موقع ها بدجور به ادم پیله میکنه مجبورت میکنه کارهاو رفتارهای انجام بدی که دلت نمی خواد ولی .....

گاهی دلم می خواد تمام وجودم خالی بود از تهی ... از تهی هایی که به ظاهر پر بودن . گاهی مینوسیم دل خویش و گاهی ....

گاهی مجبورت میکنه و گاهی مجبور میشی یه دایره دور خودت بکشی و شاید پرچینی باشه بر احساست ....

مهدی مهدوی
مهدی مهدوی
باورهای خوب باورهایی است که به شما احساس آرامش و اطمینان قلبی می ده،

وقتی دنبال احساس خوب باشی اتفاق های خوب می افتند

وقتی هنوز نگران نرسیدن به یه سری خواسته هات هستی، یعنی داری ازشون دور می شی

پس بیا تنها باورهایی رو قبول کن که بهت احساس بهتری می ده و کمک کننده هستند تا بتونی به زیبایی خواسته هات و خلق کنی.

تو میتونی
چونکه تو لایق بهترینهایی قوی و  با اراده ای
پس تلاشتو کن

*به امیدِ روزهای روشن*