صاحبان دل های حساس نمی میرند... بلکه بی هنگام ناپدید میشوند...! #احمد_شاملو

مشخصات

موارد دیگر
...خآنوم زنده بودی...
3949 پست

دنبال‌کنندگان

(45 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

Screenshot_۲۰۱۹۰۹۱۷-۰۳۱۴۳۲_Chrome.jpg images Screenshot_۲۰۱۹۰۹۱۰-۰۴۲۷۳۸_Chrome.jpg 47231885_751167361910039_6869370869838694400_n.jpg
...خآنوم زنده بودی...
1549803117008936.jpeg ...خآنوم زنده بودی...
...

...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
دلواپس نباش
مرد و زن ندارد،
خیلی از ماها
مدتها پیش مرده ایم..!
آن موقع که باید
دوستت دارم را می گفتیم
در سکوت جمعه ها،
حسرت روزهایی که گذشت
را می خوردیم...


...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
بعضی ها
زندگى شان شده مثل سلف سرويس!
از هر آدمى قسمتی را داخل بشقابشان ميگذارند و
فقط تماشايشان ميكنند...
دوست دارند دست خورده شان كنند،
كه نفر بعدى
رغبت نكند حتی سمتش برود...!


...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
این روزها حالم همچون دایره ای میماند
که هیچ گوشه ای برایش دنج نیست ...!

...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
ی آدمایی چقد عوض میشن...واقعن دیع نمیشه شناختشون ...

...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
{-18-}{-18-} [لینک ]

...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
دولخ کردین...-ملدم-

...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
با هیجان دوستت دارم

مثل رد شدن از رودخانه

وارد شدن به منطقه‌ی شکار ممنوع

یا بریدن ترمز در سراشیب جاده

دوست داشتنَت زیباست اما خطرناک...

...خآنوم زنده بودی...
images ...خآنوم زنده بودی...
...

...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
@hadi سلام بر مودیرع جان...:تعجب
خادتی ...؟:تعجب

...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
دَم از بازی میزنی!..........دَم از حکم دل میزنی!..........پس به زبان “قمار” برایت میگویم!.......
قمار زندگی را به کسی باختم که “تک” “دل” را با “خشت” برید!...........باخت ِ زیبایی بود!............
یاد گرفتم به دل ، “دل” نبندم!...........یاد گرفتم از روی “دل” حکم نکنم!............
دل را باید بُــر زد جایش سنگ ریخت که با خشت تک بــُری نکنند!

...خآنوم زنده بودی...
dbd2fc67-6830-4335-aefb-8a3b7cb6b2fa.jpg ...خآنوم زنده بودی...
گاهی آدم رمانی نیمه تمام دارد، می رود خانه چای دم می کند، سیگاری زیر لب می گذارد، تکیه به بالشی می دهد و نرم نرم می خواند. خب، بدک نیست. برای خودش عالمی دارد، اما بدبختی این است که هر شب نمی شود این کار را کرد.
آدم گاهی دلش می خواهد بنشیند و با یکی در مورد کتابی که خوانده است حرف بزند، درست انگار دارد دوره اش می کند. اما کو تا یکی این طور و آن همه اُخت پیدا بشود...؟!



...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
حسین جان ؛
تمام کوچه ها سیاه پوشِ تواند !
دل ها را نمی دانم ،
فکر ها را نمی دانم ...
تو برای "شُهرت" نرفته بودی !
تو رفتی تا انسانیت را بیدار کنی
تو یار می خواستی‌ ، نه عزادار !
کاش لا اقل عزاداری هایمان بیش از این ها از سرِ دل می بود .
شاید اگر بود ؛
هیچ آدم بی پناهی نبود که شب های خود را توی کارتن صبح کند ،
یا کودکی ، که روی بالینِ سنگ ها بخوابد ،
یا انسانی که از گرسنگی و فقر بمیرد .
عزاداری هایمان اگر واقعی بود ؛
ریشه ی فقر را می خشکاندیم ،
ریشه ی ظلم را می سوزاندیم ،
و گرنه لعن کردنِ آدم هایی که چند صد سال پیش مرده اند ، راحت ترین کارِ دنیاست ...


...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
آیا مسئولِ نهایی آرامشِ جهان
آغوش عجیبِ حضرتی به نام زن است ... ؟


سکوت شب
116347627.png سکوت شب

باز نشر توسط wolf
صفحات: 7 8 9 10 11

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو