12ABAB1C-DB03-4F23-BBCC-3DE8D18CA123.jpeg 83580401-1E55-44E6-B697-AA92116DE8E4.jpeg B9AB16E5-602D-438E-A746-2FD13690389F.jpeg B9F47744-0216-4EE1-AC66-011249A38CDF.png
wolf
wolf
... [لینک]



wolf
wolf
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست …

به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موییت گرفتاری هست …

گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست …

هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیدست تو را بر منش انکاری هست …

صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خاری هست …

نه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست …


wolf
wolf
زن موجودی است درک نکردنی؛ کلیه قوانین مدنی، دولتی، مذهبی درباره این موجود اشتباه کرده اند. در کلیه این قوانین نسبت به زن سخت گیری و بی رحمی شده است...

📕 زوربای یونانی

wolf
wolf
بس که دلتنگم اگه گریه کنم میگویند قطره ای
قصد نشان دادن دریا دارد ...!


wolf
wolf
گيرم که من نگويم؛ لطف تو خود نگوید:
کاين خسته چند نالد هر شب بر آستانم ...؟


wolf
wolf
دردی عظیم، درد‌یست؛
با خویشتن نشستن
در خویشتن شکستن …


wolf
wolf
چونان صاعقه‌ای
بر من فرود آمدی
و دو نیمم کردی؛
نیمی که دوستت می‌دارد
و نیمی دیگر که رنج می‌برد
به خاطر نیمه‌ای که دوستت دارد …!


wolf
wolf
انسان نباید روح خود را دو دستی تقدیم کسی کند که قصد ندارد روحش را تقدیم کند. کسی که هدیه نمی‌ دهد قدر هدیه را نمی‌ داند ...!


wolf
wolf
همه‌ی زنان،
با حضور زنی دیگر فراموش نمی‌شوند!
زنی وجود دارد که اگر گم شد،
تمام زندگی‌ات را
برای جمع کردن چهره‌اش
از صدها زن دیگر،
می‌گذرانی و پیدایش نمی‌کنی ... !


wolf
wolf
😂😂😂😂

wolf
wolf
کاش می‌شد برای تو کاری کنم.
برای اینکه لبخند بزنی، برای اینکه خوب شوی، برای اینکه حال جهان تو خوب باشد.
کاش می‌شد باری از روی شانه‌های تو بردارم. که دلم می‌گیرد از غم این روزهای تو، که رنج می‌کشم از رنج‌های عمیقی که می‌کشی.
کاش آغوش من شفابخش بود، که بغلت می‌گرفتم و خوب می‌شدی، که می‌بوسیدمت و دردهای تو تمام می‌شد.
دلم گرفته از دست‌‌ها، از دهان، از شانه‌ها، از آغوشم،
لعنت به من
که دارمشان و
هنوز تو غمگینی ...


wolf
wolf
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
که چنان ز او شده‌ام بی سروسامان که مپرس ...
کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد
که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس ...
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست
زحمتی می‌کشم از مردم نادان که مپرس ...
زاهد از ما به سلامت بگذر کاین می لعل
دل و دین می‌برد از دست بدان سان که مپرس ...
گفت‌وگوهاست در این راه که جان بگدازد
هر کسی عربده‌ای این که مبین آن که مپرس ...
پارسایی و سلامت هوسم بود ولی
شیوه‌ای می‌کند آن نرگس فتان که مپرس ...
گفتم از گوی فلک صورت حالی پرسم
گفت آن می‌کشم اندر خم چوگان که مپرس ...
گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا
حافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرس ...

wolf
wolf
این هنر است که بدانی کجای رابطه باید تمامت را برایش خرج کنی و کجا برای کشیدنش به جلو، عقب بکشی...
چه موقع زود زود پیام سین کنی و چه وقت پیامش را آنلاین حتی تیک هم نزنی...
کی برای دیدنش اصرار کنی و کی هر چه گفت ببینمت بهانه بیاوری...
این سیاست است که بدانی کی عاشق پیشه باشی و کی اذیت کنی ...

اما من نه هنرمند خوبی بودم
و نه از سیاست خوشم می آمد...
از همان ابتدا تمامم را برایت گذاشتم
و اعتراف میکنم صدبار هم که باز بیایی دوباره ناشیانه برایت تمام میشوم ...


wolf
wolf
گفتن دوستت دارم
همیشه شبیه دل به دریا زدن‌ست ...
رها کردن تیری که دیگر
هرگز به کمان باز نمی‌گردد ...
دوستت دارم
هر سرانجامی که بیابد ،
این تیر که رها شود
دیگر هیچ‌کس
آن آدم قبلی نخواهد بود ... !!!


wolf
wolf
این منم ، همان که اندکی تنهایی و یک فنجان چای داغ ؛ حال دلش را خوب می کند و چند خطی کتاب و فکر کردن به چیزهای تازه ؛ ساز دلش را کوک ...
کسی که لابلای سکوت و تنهاییِ گاه گاهش ، نفسی تازه می کند و با لبخندی عمیق تر از قبل ؛ به ارتشِ آدم ها پیوسته ، اما راهِ خودش را می رود !
در من تمایلِ شگفت انگیزی به سکوت هست ،
به کشف رازهای کوچکِ سر به مُهر مانده ،
و ایمان داشتن به اتفاقاتِ خوبِ در راه مانده ...
این منم ؛
کسی که به طرزِ دیوانه واری ، شبیهِ هیچکس نیست...!


صفحات: 5 6 7 8 9