. . . ســرم ظرفیتع خاطراتم را نــــــــ♥ــــدارد . . .

مشخصات

موارد دیگر
تُــــ
2542 پست

دنبال‌کنندگان

(27 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

images (19).jpg 009KhodaHafez.jpg images (15).jpg photo_2019-04-23_21-36-44.jpg
تُــــ
qoilr8fjvr85ircxy7ms.jpg تُــــ
مردم شروع می‌کنند به فکر کردن در مورد دیگران، فقط به خاطر اینکه از فکر کردن در مورد خودشان پرهیز کنند!

- اشو

تُــــ
6041.jpg تُــــ
جنون زلف هایت برده از من باز، بازی را

بیا پایان بده مردانه این گیسو درازی را



بکش ابرو، بزن چاقو، بده مرهم، خدایی کن

به شدت دوست دارم این مدل بنده نوازی را



تمام پاره خط های تنم را قطع کن با وصل

بر اندازیم این قانون خط های موازی را



فقط تو می توانی قاتل یک شهر باشی، بعد

به یک لبخند برداری کلاه هر چه قاضی را



بیا با اتحادی مزدوج حل شو در آغوشم

که از بنیاد برداریم اضلاع ریاضی را



دهان دائم الخمرِ خُمت را بسته تر کن باز

بیا از رو ببر یکجا، زکریاهای رازی را





مرتضی خدایگان

تُــــ
images (20).jpg تُــــ
دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردم
سرم خورده به دیواری که فکرش را نمی کردم

مدارجبر هستی را فقط بیهوده می گردم
اسیرم کرده تکراری که فکرش را نمی کردم

خرابم می کند با اخم وبا لبخند می سازد
دلم را برده معماری که فکرش را نمی کردم

زمین را مثل اسکندربه حکم عشق او گشتم
شدم سرباز بیماری که فکرش را نمی کردم

ولی هرنقطه ای رفتم شعاع درد دورم زد
به دستش داشت پرگاری که فکرش رانمی کردم

به هر دستی که دور گردنم افتاد دل بستم
مرا زد عاقبت ماری که فکرش را نمی کردم .........


مرتضی خدمتی

تُــــ
images (16).jpg تُــــ
زندگی مشکلی نیست
که بخواهد حل شود،
بلکه واقعیتی است که باید تجربه شود!

- سورن کی یرکگور

تُــــ
images.jpg تُــــ
بگردم دور تو، دور نگاهت، دور باطل ها

مرا دیوانه می خوانند، امثال تو عاقل ها



پری رویی، نه... زیباتر، سر زیبایی ات بحث است

به طرزی که کم آوردند توضیح المسائل ها



حسادت می کنم با هرکه دستش لای موهایت...

حسادت می کنم حتی به این موگیر ها، تل ها



مرا از دور میدیدی، خودت را جمع می کردی

بیا یک بار دیگر هم شبیه آن ((اوایل ها))...



و من معنی بعضی شعر ها را دیر می فهمم

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها



مرتضی عابدپور لنگرودی

تُــــ
sevda.jpg تُــــ
در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شد

ترس از رقیب بود … که آخر زیاد شد



این قدرهام نصف جهان جمعیت نداشت

با کوچ او به شهر، مهاجر زیاد شد



یک لحظه باد روسری اش را کنار زد

از آن به بعد بود که شاعر زیاد شد



هی در لباس کهنه اداهای تازه ریخت

هی کار شاعران معاصر زیاد شد …



از بس که خوب چهره و عالم پسند بود

بین زنان شهر سَر و سِر زیاد شد



گفتند با زبان خوش از شهر ما برو

ساک سفر که بست، مسافر زیاد شد







محمدحسین ملکیان

تُــــ
images (10).jpg تُــــ
فکر می­کردم در آغوشش بگیرم بهتر است

بعدها دیدم در آغوشش بمیرم بهتر است



گرم آغوشش شدم ،دست و دلش لرزید و گفت :

شاید از دستت دلم را پس بگیرم بهتر است



از قفس، هرکس رهایت می کند، عاشقتر است

این که من با آن که آزادم، اسیرم، بهتر است



عشق من ! این روزهــا آزادگان زندانی اند

زندگی، بی عشق ، زندان است ، گیرم بهتر است !



عشق من ! ای کاش بودی ،عشق من ای کاش بود

زندگی،این طور اگر باشد،بمیـــرم بهتر است...
محمدجواد آسمان

تُــــ
images (11).jpg تُــــ
دوست را
زیر باران
باید دید

عشق را
زیر باران
باید جست


تُــــ
images (18).jpg تُــــ
آب را گل نکنیم،
شاید این آب روان،
می رود،
پای سپیداری،
تا فرو شوید اندوه دلی....

تُــــ
photo_2019-04-14_01-48-10.jpg تُــــ
من به
مهمانی دنیا رفتم ..
من به دشت اندوه..
من به باغ عرفان
من به ایوان
چراغانی دانش رفتم..


تُــــ
photo_2019-04-14_20-35-48.jpg تُــــ
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر ، سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل:
وای، این شب چقدر تاریک است!

تُــــ
images (5).jpg تُــــ
قیمت وصل نداند مگر آزردهٔ هجر


تُــــ
download.jpg تُــــ
روی خوش زندگی همین است
همین که کسی باشد
صبح را بخیر کند
شب را آرام
پای فنجانِ چایت باشد
و ظرف‌های روی میز را زوج کند

واقعاً چقدر زیبا می‌شود
وقتی به جای تشکر
می‌گویی «دوستت دارم»...


تُــــ
images (14).jpg تُــــ
امشب ای ماه!شدم
غرق غم و تنهایی،

باز من ماندم و تو،
شعر و شب و شيدایی!


تُــــ
images (12).jpg تُــــ
و در معراجِ آغوشت پر از
حالِ خوشایندم !

امیر عباس خالقوردی

صفحات: 3 4 5 6 7

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو