صاحبان دل های حساس نمی میرند... بلکه بی هنگام ناپدید میشوند...! #احمد_شاملو

مشخصات

موارد دیگر
رفیقِ گمشده
3348 پست

دنبال‌کنندگان

(37 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

1563463433841958_large.jpg 500x500_1563353453471353.jpg b6b0f54ac986d89dd58c7510d62f94df-425 4fecb8ad21f1e60f45ec89ca35fc6261-425
رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
یک روز دست می گذارند
روی قلبشان و ما را مرهمِ زخم صدا میزنند،

روز بعد فریاد می کشند که به دردشان نمیخوریم!
به راستی کدام دارو ساز در کجای جهان خطا کرده؟؟

که یک روز خاصیتِ شفابخشی داریم و
روز بعد در نظرشان یک سمِ کشنده ی مهلکیم
که یک روز دوای دردیم و روز بعد خودِ درد ...!

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺁﺩﻣﻬﺎ...ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭﺷﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﻪ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﺑﻮﺩﻧﯽ، ﭘﺮ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ..
.ﺣﻮﺍﺳﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﺩ...!

رفیقِ گمشده
ddcfe162c5bd91e091ea1afa1cfaa1d2-425 رفیقِ گمشده
.غم بی تو ماندن انچنان سنگین است
که به هر آینه ای می نگرم می شکند

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
میگن راحت باش حرفتو بزن، حرفتو میزنی ناراحت میشن : |

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
صحبت از کسی نیست من حتی میتونم به آهنگی که دوست داری حسادت کنم‌{-85-}

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
به به..چیپسع فلفلی...{-185-}{-185-}

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
@lost
دوست دارم صدایت بزنم
بگویی جانم
آرام بپرسم
تو از کجا پیدایت شد؟
لبخند که میزنی
اشک امانم نمی دهد!
دلم میسوزد از سالهایی که نداشتمت!:اشک

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
من خواب دیده ام که شبی با ستاره ها
از کوچـــــــه های شهر دلم میکنی عبور
یا خواب من مثال معجزه تعبیر میشود
یا اینکه آرزوی تو را میبرم به گــــــــــور

itely
itely
خار خندید و به گل گفت سلام

و جوابی نشنید

خار رنجید ولی هیچ نگفت

ساعتی چند گذشت

گل چه زیبا شده بود

دست بی رحمی نزدیک امد

گل سراسیمه ز وحشت

افسرد

لیک ان خار در ان دست خزید

و گل از مرگ رهید

صبح فردا که رسید

خار با شبنمی از خواب پرید

گل صمیمانه به او گفت سلام

گل اگر خار نداشت

دل اگر بی غم بود

اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود

زندگی عشق اسارت قهر و اشتی

همه بی معنا بود

باز نشر توسط wolf
رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
سفره‌ی دلِ مرا در باد، کسی گشوده نخواهد یافت.
من خوابِ یک ستاره‌ی صبور
زیر بالش ابرهای راحله دیده‌ام،
یا باد می‌آید و آسمان را خواهد رُفت،
یا شاید کرامتی شد و باران آمد...

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
ناگهان دلت چه تنگ می شود

براے کسی که از رگ گردن به تُــو نزدیکتر است

و کنارت نیست ...

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
چ شبع شاعرانع ای...

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
آن کهنه درختم
که تنم زخمی برف است

حیثیت این باغ منم
خار و خسی نیست

امروز که محتاج توام
جای تو خالی است

فردا که می‌آیی به سراغم
نفسی نیست


رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
آن که مست آمد و دستی
به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم
به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را
به رخ ما بکشد
تنه ای بر در این
خانه ی تنها زد و رفت


رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
گُلِ محمدیِ من، مپرس حالِ مرا
به غم دچار چنانم، که غم دچارِ من است…

صفحات: 2 3 4 5 6

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو