خسته ام ; از این همه بی حاصلی...

مشخصات

موارد دیگر
【wolf】
1338 پست

دنبال‌کنندگان

(17 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

1530055771302731.jpg 95_abartazeha_ir-1069.jpg images 500x500_1530988798415622-min.jpg
【wolf】
【wolf】
من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز

که انعطاف تو، یکسان نشسته در هر چیز



تفاهمی است میان من و تو و گل سرخ

رفاقتی است میان من و تو و پاییز



به فصل فصل تو معتادم ای مخدر من

به جوی تشنه ی رگ های من بریز بریز



نه آب و خاک، که آتش، که باد می داند

چه صادقانه تو با من نشسته ای-من نیز



اسیر سحر کلام توام، بگو بنشین

مطیع برق پیام توام، بگو برخیز



مرا به وسعت پروازت ای پرنده مخوان

که وا نمی شود این قفل با کلید گریز



محمدعلی بهمنی{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
خوب بود...
همه چی داشت خوب پیش میرفت...
تا اینکه..
تا اینکه دعوایمان شد...
یک بحث و دعوای ساده...
همان زمان بود که نفر سومی وارد رابطه مان شد
آرامش کرد،دلداری اش داد...
وابسته اش شد...
عاشقش شد...
من فراموش شدم...
تمام شدم...
و حالا نشسته ام و به این فکر میکنم که آیا بحث و دعوا شیرینی هر رابطه است؟؟؟
درست است...
بحثمان شیرین بود...
آنقدر شیرین که دلش را زد....
آنقدر شیرین بود که شیرین قصه مرد...
{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
214487767-talab-ir.jpg 【wolf】
{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
قـــدری تــامل...
ســــرتا پایـــم را خلاصــه کنـنـد..

میشــــوم "مشتــــــی خاکـــــــ"

کــه ممکـــن بــود" خشـــــتی" بــاشــد در دیـــــوار یـــکــ خـــانــه..

یـــا "سنگـــی "در دامــــان یـــک کـــوه..

یـــا قـــدری "سنـــــگ ریزه"در انتهــــای یــکـــ اقیــــانوس...

شــایـــد "خـــاکــــی" از گلـــدان..

یــا حتــــی " غبــاری" بر پنجـــره..

امــــــا مـــرا از ایــن میـــان برگـــزیــدنــد:

بــرای" نهــایت"

بـــرای"شرافـت"

بــرای"انسانیــت"

و پــــروردگــــارم بــزرگــوارانـــه اجـازه ام داده بــــرای:

"نفـــس کشیـــــدن"

"دیـــــدن"

"شنیــــدن"

"فهـــــــمیــدن"

و "ارزنـــده ام "کـــرد بابـــت نفســــی که در مــن دمیـــــد..

مــن منتـــخب گشــتـه ام:

بــرای "قــرب"

بــرای"رجعت"

بــرای"سعــادت"

مــن مشتــــی از خـــاکـــم کــه خــدایمــ اجـــازه داده:

بــه"انتــخاب"

بــه"تغـیـیـر"

بــه"شوریـدن"

بــه"محبــت"

بـــه "مهربـــانی"

وآی بــــــــر مــن اگـــر قـــدر ندانـــــــــم : )

{-35-}{-118-}{-35-}{-118-}{-35-}{-118-}{-35-}{-118-}{-35-}{-118-}{-35-}{-

【wolf】
【wolf】
ماجرای من و تو، باور باورها نیست

ماجرایی است که در حافظه ی دنیا نیست



نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم

ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست



تو گمی درمن و من درتو گمم - باورکن

جز در این شعر نشان و اثری از ما نیست



شب که آرام تر از پلک تو را می بندم

بادلم طاقت دیدار تو - تافردا نیست



من و تو ساحل و دریای همیم - اما نه!

ساحل این قدر که در فاصله با دریا نیست





محمدعلی بهمنی{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
Negah_be_biganeh.jpg 【wolf】
هرگاه یک نگاه به بیگانه می کنی

خون مرا دوباره به پیمانه می‌کنی



ای آنکه دست بر سر من می‌کشی! بگو

فردا دوباره موی که را شانه می‌کنی؟



گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن !

باشد، ولی نصیحت دیوانه می‌کنی



ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی

در سینه‌ی شکسته‌دلان خانه می‌کنی؟



بر تن چگونه پیله ببافم که عاقبت

چون رنگ رخنه در پر پروانه می‌کنی



عشق است و گفته‌اند که یک قصه بیش نیست

این قصه را به مرگ خود افسانه می‌کنی



فاضل نظری{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
دلم کمی گریه میخواهد
چشمانم بسان بچه ای لجبازی میکند
با دلم راه نمیاید
حرف خودش را میزند
مات و مبهوت
خیره مانده بر افق
انگار حواسش جای دیگریست
با دلم یاری نمیکند
چشمانم بر افق خیره
تورا میگردند
گرچه نمیدانند مکانت را؛ جایت را
اما جالب است بر دلم امید دارند
امید یاری
چون میدانندحرفهایشان را دلم به گوشت خواهد رساند
بین خودمان بماند
دلم به چشمهایم گفته است
حتم دارد که امشب چون تو پلک بر هم گذاری
و خواهی که با رویا هم آغوش شوی
مرا بخاطر خواهی آورد...
کاش چشم و دلم باهم یکی بودن...
من همچنان دوستت دارم...{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد

زمانی از حقیقت های ما افسانه می سازد



سر مغرور من ! با میل دل باید کنار آمد

که عاقل آن کسی باشد که با دیوانه می سازد



مرنج از بیش و کم چشم از شراب این و آن بردار

که این ساقی به قدر « تشنگی » پیمانه می سازد



مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم

که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد



به من گفت ای بیابان گرد غربت ! کیستی ؟ گفتم :

پرستویی که هر جا می نشیند لانه می سازد



مگو شرط دوام دوستی دوری ست ، باور کن

همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد



فاضل نظری{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی

کو رفیق رازداری! کو دل پرطاقتی؟

شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت

شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی

تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد

غنچه‌ای در باد پرپر شد ولی کو غیرتی؟

گریه می‌کردم که زاهد در قنوتم خیره ماند

دور باد از خرمن ایمان عاشق آفتی

روزهایم را یکایک دیدم و دیدن نداشت

کاش بر آیینه بنشیند غبار حسرتی

بس که دامان بهاران گل‌به‌گل پژمرده شد

باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتی

من کجا و جرأت بوسیدن لب‌های تو

آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتی‌



فاضل نظری {-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
غم خوار من به خانه‌ی غم ها خوش آمدی

با من به جمع مردم تنها خوش آمدی

بین جماعتی که مرا سنگ می زنند

می بینمت برای تماشا خوش آمدی

راه نجات از شب گیسوی دوست نیست

ای من، به آخرین شب دنیا خوش آمدی

پایان ماجرای من و عشق روشن است

ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی

با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود

منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی

ای عشق ای عزیزترین میهمان عمر

دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی!



فاضل نظری{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم

خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم

سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست

صخره ام هر قدر بی مهری کنی می ایستم

تا نگویی اشک های شمع ازکم طاقتی است

در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم

چون شکست آینه، حیرت صد برابر می شود

بی سبب خود را شکستم تا بیننم کیستم

زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست

کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می زیستم



فاضل نظری{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
0000Mah_Dar_Ab.jpg 【wolf】
نفس کشیدم و گفتی زمانه جانکاه است

نفس نمی کشم ، این آه از پی آه است



در آسمان خبری از ستاره ی من نیست

که هر چه بخت بلند است ، عمر کوتاه است



به جای سرزنش من به او نگاه کنید

دلیل سر به هوا گشتن زمین، ماه است



شب مشاهده ی چشم آن کمان ابروست

کمین کنید رقیبان سر بزنگاه است



اگر نبوسم حسرت ، اگر ببوسم شرم

شب خجالت من از لب تو در راه است



فاضل نظری

{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
بی لشگریم؛ حوصله ی شرح قصه نیست

فرمانبریم؛ حوصله ی شرح قصه نیست

با پرچم سفید به پیکار می رویم

ما کمتریم، حوصله ی شرح قصه نیست

فریاد می زنند؛ ببینید و بشنوید

کور و کر ایم! حوصله ی شرح قصه نیست

تکرار نقش کهنه ی خود در لباس نو

بازیگریم! حوصله ی شرح قصه نیست

آیینه ها به دیدن هم خو گرفته اند

یکدیگریم! حوصله ی شرح قصه نیست

همچون انار خون دل از خویش می خوریم

غم پروریم! حوصله ی شرح قصه نیست

آیا به راز گوشه ی چشم سیاهِ دوست

پی می بریم؟! حوصله ی شرح قصه نیست...



فاضل نظری{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
ای زندگی بردار دست از امتحانم

چیزی نه میدانم نه می‌خواهم بدانم

دلسنگ یا دلتنگ، چون کوهی زمینگیر

از آسمان دلخوش به یک رنگین‌کمانم

کوتاهی عمر گل از بالانشینی‌ست

اکنون که می‌بینند خارم، در امانم

دلبسته‌ی افلاکم و پابسته‌ی خاک

فواره‌ای بین زمین و آسمانم

آن روز اگر خود بال خود را می‌شکستم

اکنون نمی‌گفتم بمانم یا نمانم

قفل قفس باز و قناری‌ها هراسان

دل‌کندن آسان نیست! آیا می‌توانم؟



فاضل نظری{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
من خود دلم از مهر تو لرزید ، وگرنه

تیرم به خطا می رود اما به هدر ،نه!

دل خون شده وصلم و لب های تو سرخ است

سرخ است ولی سرخ تر از خون جگر ، نه

با هرکه توانسته کنار آمده دنیا

با اهل هنر؟آری! با اهل نظر ؟نه!

بد خلقم و بد عهد زبانبازم و مغرور

پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟

یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد

یک بار دگر ،بار دگر، بار دگر …..نه!{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

صفحات: 1 2 3 4 5

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو