§...اگع دشمن نداشتم، باید بع قدرتع خودم شک می کردم...§

مشخصات

موارد دیگر
Z²_82_21²5
2232 پست

دنبال‌کنندگان

(23 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

24.jpg شعر-دلتنگی-1880-00205249828.jpg asheghane-namakstan-2.jpg 1053500x484_1473422565536235.jpg
Z²_82_21²5
images Z²_82_21²5
...

Z²_82_21²5
images Z²_82_21²5
...

Z²_82_21²5
God-6.jpg Z²_82_21²5
:دی:عینک

Z²_82_21²5
1900524021-talab-org.jpg Z²_82_21²5
...

Z²_82_21²5
dltangi-1.jpg Z²_82_21²5
...

Z²_82_21²5
1446147975_14141410_121.jpg Z²_82_21²5
....

Z²_82_21²5
images Z²_82_21²5
...

Z²_82_21²5
51d2b0709d690a897bba7d320e15f2cc.jpg Z²_82_21²5
...

Z²_82_21²5
images Z²_82_21²5

Z²_82_21²5
images Z²_82_21²5
...

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
وقتی دلم برات تنگ می شه می فهمم
چقدر خوش شانسم که یه آدم فوق العاده برای دلتنگ شدن دارم:قلب
@Taheram

Z²_82_21²5
0665042b8aceea651198e6ec60c0cfe2-425 Z²_82_21²5

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
چگونه دست دلم را بگيرم ودر كنار

دلتنگيهايم قدم بزنم

در اين خيابان

كه پر از چراغ و چشمك ماشينهاست

...نه آقايان:

مسير من با شما يكي نيست

از سرعت خود نكاهيد

من آداب دلبري را نمي دانم

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
باتو هستم ای غریبه،
آشنایم میشوی؟
آشنای گریه های بی ریایم میشوی؟
من تمام درد باران را خودم فهمیده ام ...
مثل باران آشنای بی صدایم میشوی؟
روزگار،
این روزگار بی خدا تا زنده است
ای غریب آشنا،
آشنایی با خدایم میشوی؟
من که شاعر نیستم
شکل غزل را میکشم
رنگ سبز دلنشین صفحه هایم میشوی؟
ای غریبه با شکوه و دلخوشی
همسرای خنده های باصفایم میشوی؟
بوی غربت میدهد این لحظه های بی کسی
با تو هستم ای غریبه آشنایم میشوی؟؟؟؟

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
تنها ، بی همزبان ، خسته و یک سکوت بی پایان ...
در آغوش تنهایی ، آرام اما از درون نا آرام ...
میخوانم همراه با سکوت ترانه دلتنگی را ...
میدانم که کسی صدای مرا نمیشنود ، اما چاره نیست باید سکوت این لحظه ها را با فریادی بی صدا شکست !
همدلی نیست اینجا که با دل همنشین شود ، همدردی نیست که با قلبم همدرد شود ، همنفسی نیست که به عشقش نفس بکشم !
سکوت ، سکوتی در اعماق یک قلب بی طاقت ، مثل این دلشکسته که به امید طلوعی دوباره ، امشب را تا سحر بیدار نشسته !
دیگر صدای تیک تیک ساعت نیز بیصداست ، زمان همچنان میگذرد اما خیلی کند!
انگار عاشق این لحظه هاست ، با ما نامهربان است ، دوست دارد لحظه های تنهایی را !
خواستم همزبانم دل تنهایم باشد ، انگار که این دل نیز در حسرت روزهای عاشقیست!
و تنها سکوت در فضای دلگیر خانه ، حس میکنم بیشتر از هر زمان بی کسی را !
قطره ای اشک در چشمانم حلقه زد ، بغض گلویم شکست ، و اینبار چند لحظه ای سکوت با صدای گریه هایم شکست .....
اشکهایم تمام شد ، دوباره آرام شدم ، سکوت آمد و دوباره آن لحظه ی تلخ تکرار شد!

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو