خسته ام ; از این همه بی حاصلی... ****************** تقدیر من این بود در این غار مجازی * تنهاتر از انسان نخستین شده باشم

مشخصات

موارد دیگر
【wolf】
2057 پست

دنبال‌کنندگان

(21 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

477_Bench_Landscape.jpeg 009Derakht.jpg 4e1fb1933b63745c15f3403d6595d200-425 444d414919f80a9a529574d45b2c960a-425
【wolf】
【wolf】
این دو روزو چیکار کنیم؟؟؟{-1-}{-2-}{-2-}{-2-}{-30-}

【wolf】
【wolf】
@payam158 {-2-}{-41-}{-41-}{-41-} [لینک ]

【wolf】
【wolf】
@Hamed_R -بیتر ادب- بیترادبع بی عبضیه بی کفاصطه چیز:عصبانی-عصبیم-
{-93-}{-70-}{-66-}{-87-}{-184-}{-194-}{-195-}{-183-}{-183-}{-183-}

【wolf】
【wolf】
آن کیست که چشمانِ تری داشته باشد؟

تا بر سرِخاکم گذری داشته باشد؟!


بر گور ِمن ای دوست به دنبال چه هستی؟!

هیهات! که این خانه دری داشته باشد


هنگامِ دریدن شد وشمشیر مهیاست

کوآن که دراینجا جگری داشته باشد؟


بی هیچ گمان منتظر بو سه ی تیغ است

هر کس که دراین راه، سری داشته باشد!



سر می زند از آن سوی این قافله خورشید

آری! اگر این شب سحری داشته باشد


ما گمشده در گمشده در گمشده هستیم

"شاید کسی از ما خبری داشته باشد!"


یدالله گودرزی
@lost{-2-}

【wolf】
【wolf】
@ali31
سلام داداچ خوبی؟؟؟:):دی{-2-}

【wolf】
【wolf】
چقدر سفت شده است پدال دوچرخه دونفره عشقمان
یا من خسته شدم یا به سربالایی رسیدیم
شاید هم تو دیگر رکاب نمی زنی … !

【wolf】
【wolf】
دستهایی پر ز خالی پیشِ روست

سایه های لاابالی پیش روست

گیسوانت را پریشانتر مکن

کاین زمان آشفته حالی پیش روست

زخم خود را باکسی هرگز مگوی

شانه های بی خیالی پیش روست

تا به کی در آینه زل می زنی؟!

یک بغل تصویر خالی پیش روست

خوشه های سبز را انبار کن

یوسفِ من! خشکسالی پیش روست



یدالله گودرزی

【wolf】
【wolf】
چونَست به درد دیگران درمـانی
چون نوبتِ دردِ ما رسد
دَر مـانی...؟!

" مـولانا "

【wolf】
【wolf】
شب در سکوتِ آینه آشوب می کنی

حالم بد است، حالِ مرا خوب می کنی



بیدار می کنی تو گلوی پرنده را

هاشور می زنی به لبم طرحِ خنده را



من بُهتِ سرد و ابریِ یک آه ممتدم

در درّه ی عمیقِ نگاهت مردّدم!



لبخند را به روی لبم قاب می کنی

رسمِ قدیمِ آینه را باب می کنی



ماه از لبانِ شیری تو آب می‌خورَد

صدها ستاره بر تنِ تو تاب می خورَد!



عالَم برای خواندنِ تو گوش می شود

شب پیشِ چشم های تو خاموش می شود….! *



یدالله گودرزی

【wolf】
【wolf】
می کشم بر شانه هایم غربت ِاندوه را

غربتِ اندوهِ بی مانند ِهمچون کوه را



شانه هایم زیر این بیداد کم می آورند

کاش می شد کوه باشم این غم ِ بشکوه را



کاش دست مهربانی می زدود از روی لطف

لایه لایه دردهایِ مبهم ِانبوه را



کاشکی دریادلی با ما روایت کرده بود

درد های بی شمار ِشاعری نستوه را



دردهایی چون خوره خونِ غزل را می خورّد

کاش می شد باز گویم دردهای روح را …!





یدالله گودرزی

【wolf】
【wolf】
اول از خوبی ، خطابم می کند

بعد با یک “نه ” جوابم می کند !



جُرعه جُرعه جُرعه می بخشد به من

مست می سازَد ، شرابم می کند



خشت خشتِ جان من در دستِ اوست

زیرِ پای خود خرابم می کند



قطره ، قطره ،آبرویم می بَرَد

از خجالت گاه آبم می کند



تا که گیسو می سپارَد دستِ باد

مو به مو دارد عذابم می کند



پرسشی همواره در ذهن ِ من است

می رود یا کامیابم می کند؟!



کاش می دانستم این حوّاصفت

داخلِ آدم حسابم می کند !



باغبانِ کاشیِ روح ِ من است !

می بَرَد قمصر ، گلابم می کند



شب ، حضورِ مبهمِ گیسوی اوست

بر مدارِ شب، شهابم می کند



عاقبت با تابشِ چشمانِ خویش

ذرّه ، ذرّه، آفتابم می کند !





دکتر یدالله گودرزی

【wolf】
【wolf】
با من بگو که همرهِ من پیر می شوی

یا آنکه بینِ راه، ز من سیر می شوی؟ !



ای ماهِ دوردستِ من، ای ماهیِ گُریز!

کی در میانِ بِرکه به زنجیر می شوی؟!



چون چکه ای ز نور، درآیینه می چِکی

آنگاه مثلِ آینه تکثیر می شوی



رویای صادقی که سرانجام می رسی

یک خوابِ عاشقانه که تعبیر می شوی



چین می خورَد نگاهِ غم انگیزِ آینه

وقتی ز دستِ آینه دلگیر می شوی



می روید ازکویرِگلویم، گُلی کبود

وقتی شبیهِ بُغض، گلوگیر می شوی !



دست ازفریب وفاصله بردار، خوبِ من !

داری برای خوب شُدن دیر می شوی..!





یدالله گودرزی

【wolf】
【wolf】
دلم گرفته برای دوباره دیدنِ تو

برای بوسه زدن موقعِ رسیدنِ تو



چه اتفاقِ قشنگی ست عاشقی کردن

میان بِرکه ی آرامِ آرمیدنِ تو !



چه آهوانه می گُذری ای پلنگِ آبی پوش

پُر است دستِ من از حسرتِ رمیدنِ تو



تو سیب سرخ نیازی و دستِ من نارَس !

بگو چگونه شبی می رسم به چیدنِ تو؟!







یدالله گودرزی

【wolf】
【wolf】
@payam158

تویِ شیرینی، تو اول! قند، دوم می‌شود

مزه ی سوهان اعلا پیش تو گم می‌شود



بین قُطاب و گز و نُقلِ محلی ساده است

حدس اینکه طعم لبهای تو چندم می شود !



روزها رد می‌شود، چشمت شرابی کهنه‌تر

پلکهایت کم کَمک تبدیل به خُم می‌شود



هر کجا ساکن شوی در نقشه، مانند شمال

جمعیت آنجا گرفتار تراکم می‌شود



چشم بسته، هر کسی بویت کند توی سرش

باغهای پرگُلِ قمصر تجسم می‌شود



ماه را جای تو می گیرم نمی دانم چرا

اینقدر این روزها سوءتفاهم می شود!



دود کن اسپند را، چشم حسود از دیدنت

شورِ شور، اصلا دو تا دریاچه‌ی قم می‌شود



وقتِ شرعی، لطف کن از پیش مسجد رد نشو

موجبات سستیِ ایمان مردم می‌شود



وسوسه یعنی تو! شالیزار هم یعنی بهشت

بیخودی آدم دچار سیب و گندم می شود...





جواد منفرد

【wolf】
【wolf】
در گیر ظلمتم که پی یک نشانه است

هرجا چراغ دیده گمان کرده خانه است



دائم افول می کنم از خویش این منم

رودی ک برخلاف مسیرش روانه است



اشک روان و موی پریشان و بار غم

چیزی که قحطی آمده بعداز تو شانه است



آگاهی از درون تو یک آرزوی دور

چون کشف غارهای بدون دهانه است



جریان عشق در تو شبیه غزل ثقیل

در من ولی به سادگی یک ترانه است



در قلب بی حرارت تو جای عشق نیست

چکش زدن به آهن سرد احمقانه است



جواد منفرد

صفحات: 13 14 15 16 17

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو