صاحبان دل های حساس نمی میرند... بلکه بی هنگام ناپدید میشوند...! #احمد_شاملو

مشخصات

موارد دیگر
رفیقِ گمشده
3323 پست

دنبال‌کنندگان

(37 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

500x500_1563353453471353.jpg b6b0f54ac986d89dd58c7510d62f94df-425 4fecb8ad21f1e60f45ec89ca35fc6261-425 236x472_1561386390585208.jpg
رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده


...

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
تابستان گرم و داغ من!

مرا سخت و محکم در آغوش بگیر !



من سرد و زمستانیم . . .



بهمن عطایی

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
دوست داشتن


گاهی وقت ها تحمل است...


اینکه بتوانی با زخم های زندگی


هنوز سرپا ایستاده باشی




دوست داشتن


گاهی وقت ها ، زندگی ست


مثل سینه ای بدون نفس


از مرگِ قلب بدون عشق


آگاه باشی




دوست داشتن گاهی وقت ها سنگین است


مثلِ سنگینیِ لیاقت دوست داشته شدن !


و بعضی وقت ها دوست داشتن ،حیاتی دیگر است




زنده نگه داشتنِ کسی درون ات


حتی با وجود این فاصله های دور...




اُزدمیر آصف

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
اگر عاشقِ کسي ديگر شوم،

ديگر همانند گذشته دلتنگ‌ات نمي‌شوم !

حتي ديگر گاه به گاه گريه هم نمي‌کنم ،

در تمام جملاتي که نام تو در آنها جاري‌ست ،

چشمانم پُر نمي‌شود

تقويم روزهايِ نيامدنت را هم دور انداخته‌ام .

کمي خسته‌ام، کمي شکسته

کمي هم نبودنت، مَرا تيره کرده است .

اينکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز ياد نگرفته‌ام ،

و اگر كسي حالم را بپرسد، تنها مي‌گويم خوبم !

اما مضطربم

فراموش کردن تو عليرغم اينکه ميليون‌ها بار به حافظه‌ام سَر مي‌زنم

و نمي‌توانم چهره‌ات را به خاطر بياورم، من را مي‌ترساند !

ديگر آمدنت را انتظار نمي‌کشم

حتي ديگر از خواسته‌ام براي آمدنت گذشته‌ام ،

اينکه از حال و رُوزت باخبر باشم، ديگر برايم مهم نيست !

بعضي وقت‌ها به يادت مي‌افتم

با خود مي‌گويم: به من چه؟ درد من براي من کافي‌ست !

آيا به نبودنت عادت کرده‌ام ؟

از خيالِ بودنت گذشته‌ام ؟

مضطربم

اگر عاشق کسي ديگر شوم

باور کن آن روز، تا عمر دارم ،

تو را نخواهم بخشيد !



اُزدمير آصف

گـمـشـده
گـمـشـده
کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...
ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...

وقتی بر در خانه اش رسیدم
هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
هر چه بود باز بود...

گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی...
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!

کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک...

"مهربان خدایم دوستت دارم:فکر

باز نشر توسط wolf
رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
زنبورها را مجبور کرده ایم،...
از گل های سمی عسل بیاورند !!!
و گنجشکی که سال ها،
بر سیم برق نشسته
از شاخه های درخت می ترسد !!!
با من بگو چگونه بخندم ؟
هنگامی که دور لب هایم را،
مین گذاری کرده اند !!
ما کاشفان کوچه های بن بستیم
حرف های خسته ای داریم...
این بار،
پیامبری بفرست،
که تنها، گوش کند !...




رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
آدم ها یک بار عمیقا عاشق

می شوند.!

چون فقط یک بار نمی ترسند

که همه چیز خود را از دست بدهند؛

اما بعد از همان یک بار،

ترس ها آنقدر عمیق می شوند

که عشق دیگر دور می ایستد...

آلبر کامو

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده


...

رفیقِ گمشده
500x490_1562352000986756.jpg رفیقِ گمشده
دلت که گرفت
در من قدم بزن
برایت جاده ای می شوم بی انتها...

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
شطرنج یعنی
موهای سپیدم
چشمهای سیاهت را
مات کنند...!

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
گفتند که نامحرمی و بوسه حرام است
دل گفت که محرم تر از این عشق کدام است؟
بوسیدم و لب دادم و آغوش کشیدم
نامحرم من محرمی و کار تمام است...!

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
چه نادانند آن مردمی که گمان می‌برند عشق با معاشرت طولانی و همراهی مستمر پدید می‌آید !
عشقِ حقیقی آن است که زاده‌ی سازگاری روحی باشد و اگر این تفاهم در یک لحظه کامل نشود ، در یک سال و یک نسل تمام نیز به کمال نمی‌رسد ...


رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
دونفری که عاشق همن باید همدیگه رو به یه اندازه دوست داشته باشن وقتی یکی ، اون یکی رو بیشتر دوست داره و تند تند در عشقش پیش میره
مثل وقتیه که دونفر دارن یه فرش رو لوله میکنن و یکی تند تند میپیچه و او یکی عقب میفته
نتیجه اش یه فرشه که نافرم پیچیده شده
هر از گاهی دوست داشتن همدیگرو بررسی کنین
گاهی لازمه ترمز کنید تا اون بهتون برسه ...

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
می پرسند :خوبی؟ آخر یک نفر هم نیست بگوید: صحبت یک روز و دو روز که نیست.. تو مدت هاست بغض گلوی منی.. خیلی وقت ست، شب ها تا صبح.. تو ...تو ...تو ...تو را می شمارم ... خوبش هم اینجاست ،همه ستاره می شمارند که خوابشان ببرد، من تو را میشمارم و تا صبح بیدار.. شاید که تو مرا ببری.. تو که میدانی بانو.. بحث یک نخ و دو نخ که نیست.. من بیش از اینها از دست تو می کشم ،میکشم و به تو فکر می کنم،به تو فکر می کنم و صفحه ی سیاه حوادث دلم را می خوانم.. و چقدر خبر.. و چقدر دود.. اینجا بدون تو هوا آلوده است.. آخر صحبت یک قطره و دو قطره هم نیست.. خانه خراب شدیم از اشک ،تازه خوبست مرد ها گریه نمی کنند و الا که.. بگذریم هر کس برای خود یک پری دارد،پری چشم من دریایی ست انگار.. چه می گویند اینها؟ صحبت یک فنجان و دو فنجان که نیس یک مزرعه چای خسته ام.. یک جهان بغل، دلتنگم و یک تهرااان ،دلم گرفته.. بی طاقتم.. اما.. اما از تو چه پنهان، وقتی از جانم حرف می زنم دقیقا صحبت یک جان ست.. یک جان.. پس وقتی می گویم از نبودنت می میرم یعنی دقیقا از نبودنت می ...

سجادشهیدی

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
هر دوی ما

یک نفر را تنها گذاشتیم،

اول تو مرا

و سپس من

خودم را

ایلهان برک

صفحات: 13 14 15 16 17

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو