§...اگع دشمن نداشتم، باید بع قدرتع خودم شک می کردم...§

مشخصات

موارد دیگر
Z²_82_21²5
2232 پست

دنبال‌کنندگان

(23 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

24.jpg شعر-دلتنگی-1880-00205249828.jpg asheghane-namakstan-2.jpg 1053500x484_1473422565536235.jpg
Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
پرسیدی و شرحی به جز حال خرابم نیست

بیدارم و خاموش غیر از این جوابم نیست

زهری به غایت تلخ در رگ جای خون دارم

در خویش می پیچم گریز از پیچ و تابم نیست

فانوس سرگردان این شهرم ولی افسوس

جانم برامد از دهان و آفتابم نیست

تا شب هراسانم غرورم هست و شورم نه

تا صبح بیدارم خیالم هست و خوابم نیست

در پای خود می ریزم و خاموش می سوزم

پروای این اندوه بیرون از حسابم نیست

آنقدر نومیدم که وقت تشنگی حتی

ذوق توهم بین دریا و سرابم نیست

پنداشتی دریای آرامم ولی از ترس

روحم ترک برداشت و دیدی حبابم نیست



عبدالجبار کاکایی

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
اگرچه دست و دلی سخت ناتوان دارم

تو را نمی دهم از دست ، تا توان دارم



سری به مستی نیلوفران صحرایی

دلی به روشنی باغ ارغوان دارم



اگرچه مرده ای ، ای عشق ! نعش نامت را

هنوز هم که هنوز است بر زبان دارم



چراغ یاد تو را در کجا بیاویزم

کز این کبود نفس گیر در امان دارم ؟



میان سینه من آتشی است چون فانوس

اگرچه خواستم این شعله را نهان دارم



عبدالجبار کاکایی

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
مصرع دوم بیته ۵ تقدیم به شوما:دی@payam158

بمون ولی به خاطر غرور خسته ام برو

برو ولی به خاطر دل شکسته ام بمون



به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا

شکسته ام ولی برو ، بریده ام ولی بیا



چه گیج حرف می زنم ، چه ساده درد می کشم

اسیر قهر و آشتی میون آب و آتشم



چه عاشقانه زیستم چه بی صدا گریستم

چه ساده با تو هستم و چه ساده بی تو نیستم



تو را نفس کشیدم و به گریه با تو ساختم

چه دیر عاشقت شدم چه دیرتر شناختم



تو با منی و بی توام ببین چه گریه آوره

سکوت کن سکوت کن سکوت حرف آخره



ببین چه سرد و بی صدا ببین چه صاف و ساده ام

گلی که دوست داشتم به دست باد داده ام



بمون که بی تو زندگی تقاص اشتباهمه

عذاب دوست داشتن تلافی گناهمه

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
دوستت دارم چه بیرحمانه باور کن عزیز !

عاشقم یک عاشق دیوانه باور کن عزیز !

گرچه هر شب کار من گریه ست دلواپس نباش

رو به راهم باز خوشبختانه باور کن عزیز !

رو به راهی که شبی با خود تو را تا دور برد

رو به راهی که مرا ویرانه.. باور کن عزیز !

لب مربا، چشم عسل، خامه بناگوش منی

چیده ام با یاد تو صبحانه باور کن عزیز !

چای می ریزم برایت گرچه پیشم نیستی

جای تو خالی ست در این خانه باور کن عزیز !

بغض کرده گوشه این آغوش مانتوی تو را

باز این پیراهن مردانه باور کن عزیز !

گاه من، من نیستم در آینه شاید تویی

لرز دارد هق هق این شانه باور کن عزیز !

گل چنان هستی که تا نام تو را می آورم

می نشیند بر لبم پروانه باور کن عزیز !

نه ! نمی گیرد کسی جای تو را در سینه ام

تا ابد هستی یکی یکدانه باور کن عزیز !

عاقبت یک روز می آیی که دیگر نیستم

اشک شاید.. شکوه آید اما نه، باور کن عزیز !

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی

نامه ای خیس به دستم برسانی بروی



در سلام تو خداحافظی ات پیدا بود

قصدت این بود از اول که نمانی بروی



خواستی جاذبه ات را به رخ من بکشی

شاخه ی سیب دلم را بتکانی بروی



جای این قهوه فنجان که به آن لب نزدی

تلخ بود این که به جان لب برسانی بروی



بس نبود این همه دیوانه ی ماهت بودم !؟

دلت آمد که مرا سر بدوانی بروی!؟



جرم من هیچ ندانستن از عشق تو بود

خواستی عین قضات همه/دانی بروی



چشم آتش! مژه رگبار! دو ابرو ماشه !

باید این گونه نگاهی بچکانی بروی



باشد این جان من این تو , بکشم راحت باش

ولی ای کاش که این شعر بخوانی بروی



شهراد میدری

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
شیـرم و از دست آهـــویت فـــراری می شوم

می روم در گوشه ای مشغول زاری می شوم



می سپارم یال و کـــوپال پریشان دست باد

های و هــوی گریه های بیقراری می شوم



می گذارم زیر پا قانون جنگل، هرچه باد

بی خیال آنهمه قانـون مداری می شوم



شیرها حق داشتند از جمع خود طردم کنند

من فقـط ننگــم دلیل شرمساری می شوم



جای خونت خــون دلها می خـورم از دست عشــق

اشکم و می جوشم و چون چشمه جاری می شوم



پنج ِ وارونه به روی هر درختی می کشم

پنجــه روی قلب های یادگـاری می شوم



می کشم با " آ "ی آهم میله میله دور خود

خیـــره بــر آواز غمگیــن قنــــاری می شوم



تا کــــه چشمانت خرامان باز از اینجـا بگذرد

در کمین، دیوانه ی لحظه شماری می شوم



"دوستم داری؟" میـان کـــوه نعــره می زنم

دلخـوش پژواک " آری.. آری.. آری" می شوم



عاشــقت هستم نمی خواهی چـــرا باور کنــی؟

عاشقت هستم که از دستت فراری می شوم



عاقبت یک شب به قعــر دره ات خواهم پرید

سینــه چاک تو غـــزال ِ بختیاری می شوم



"شهراد میدری"

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
شده هرگز دلت مال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟

نگاهت سخت دنبال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟


برایت اتفاق افتاده در یک کافه ی ِ ابری

ته ِ فنجان ِ تو فال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟


خوش و بش کرده ای با سایه ی ِ دیوار وقتی که

دلت جویایِ احوالِ کسی باشد که دیگر نیست؟



چه خواهی کرد اگر هربار گوشــــی را که برداری

نصیبت بوقِ اشغالِ کسی باشد که دیگر نیست؟



حواس ِ آسمانت پرت روی ِ شیشه های ِ مه

سکوتت جار و جنجالِ کسی باشد که دیگر نیست



شب ِ سرد ِ زمستانی تو هم لرزیده ای هرچند

به دور ِ گردنت شال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟



تصور کن برای ِ عیدهـای ِ رفته دلتنگی

به دستت کارت پستال ِ کسی باشد که دیگر نیست



شبیـه ِ ماهی ِ قرمز به روی ِ آب می مانی

که سین ات هفتمین سال ِ کسی باشد که دیگر نیست



شود هر خوشه اش روزی شرابی هفتصد ساله

اگر بغضت لگدمال ِ کسی باشد که دیگر نیست



چه مشکل می شود عشقی که حافظ در هوای ِ آن

الا یا ایها الحال ِ کسی باشد که دیگر نیست



رسیدن سهم ِ سیب ِ آرزوهایت نخواهد شد

اگر خوشبختی ات کال ِ کسی باشد که دیگر نیست



شهراد میدری

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
این عکسه چیه واقعن من گوذاشتم پروفم؟؟؟!:وای
همش تقصیره علیه...حواسمو پرت میکنه:جارو
@sahel
@Elahe

s-h-k
s-h-k
گاهی ، وقت خداحافظی از کسی ..
خواسته یا ناخواسته میگیم : «مواظب خودت باش ! »
مواظب خودت باش یعنی فکرم پیش توئه !
مواظب خودت باش یعنی برام مُهمی !
مواظب خودت باش یعنی نگرانتم !
مواظب خودت باش یعنی دوستت دارم !
مواظب خودت باش یعنی به خدا می سپارمت !
مواظب خودت باش یعنی از الان دلم واست تنگ شده!
مواظب خودت باش یعنی... واقعاً مواظب خودت باش.

باز نشر توسط wolf
s-h-k
s-h-k
دستم به دوست داشنت
که بند شده
از دنیا بی نیاز شده ام
چرا که
تویی را دارم که
هیچ کس ندارد...
جُز من

باز نشر توسط wolf
Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
گریع کردم با اشک پنهان
نالع کردم با اه سوزان
هق هق خسته ام ، در سراب فراق زندانی شد
و صدای دربند کشیده ام ، در سیاهچال انفرادی کینه، بوی مرگ را استشمام میکند
دیگر اشکی نچکید
چشم هایم ک به دوردست ها خیرع شدع بود
بع التماسع گونه ام ، پاسخی نداد
ولی من گریه کردم
میدانم ک گریع کردم

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
‏غم ما را می خورد بعد مردم به ما می گویند غم نخور!
مثل این که به پرنده بگویی چه کار به کار قفس بی نوا داری؟ ولش کن بدبخت گناه دارد...

رسول ادهمي

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
@Elahe خودتی؟؟؟:مشکوک
چ وحشتناک:اشک:اشک

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
به من زنگ نزن به دیدنم بیا
این تلفن لعنتی
دکمه‌ی آغوش ندارد

Z²_82_21²5
jezioro_mcdonald_usa-Copy.jpg Z²_82_21²5
فاصله برای عشق همانند باد برای آتش است
عشق های ضعیف را خاموش می کند و عشق های قوی را بیشتر تحریک می کند
عشق تو قدرت من است

صفحات: 8 9 10 11 12

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو