صاحبان دل های حساس نمی میرند... بلکه بی هنگام ناپدید میشوند...! #احمد_شاملو

مشخصات

موارد دیگر
رفیقِ گمشده
3323 پست

دنبال‌کنندگان

(37 کاربر)

بازدیدکننده

برچسب ‌های کاربردی

500x500_1563353453471353.jpg b6b0f54ac986d89dd58c7510d62f94df-425 4fecb8ad21f1e60f45ec89ca35fc6261-425 236x472_1561386390585208.jpg
رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده


با دقت وارسی می کنم

پوستم را

در جستجوی روزنه ای

که روی آن درج شده باشد :



" خروج "



بیل نات

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
صنما شاه جهانی ز تو من شاد جهانم...


رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
°

خودت را به هر راهى هم كه بزنى
هميشه يك جايى هست
كه دوستت دارم هايش را به ياد بياورى
باور نمى كنى
اين تو
اين تمام راهها...!


رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده

بگذار زندگی راه خودش را برود

بگذار خیال کند که ما هنوز

برای گردش یک سال دیگر،

یک روز دیگر،

یک بوسه‌ی دیگر ،

به او وفادار خواهیم ماند ..

بگذار نداند که ما در پریشانی پرسش‌هایمان

بارها با مرگ خوابیده‌ام ..

ما برای زندگی ،

نه به هوا نیازمندیم

نه به عشق ،

نه به آزادی

ما برای ادامه ،

تنها

به دروغی محتاجیم که فریب‌مان بدهد

و آن‌قدر بزرگ باشد که دهان هر سوالی را ببندد...!



عزیز نسین

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
°
شمعدانی شده ام...
تا به ساقه ی نازک تنهایی ام ...
دست می بری...
بوی خوش دوستت دارم...
همه ی ایوان دلم را بر می دارد...


رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده

شادی کوچکی می خواهم

آنقدر کوچک

که کسی نخواهد آن را از من بگیرد...!

ناظم حکمت

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
°

دردناك ترين درد دنياست
روى دوست داشتنش حساب باز كرده باشى و
او هيچ حرفى براى گفتن نداشته باشد..!


رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
بازے حڪم یادم داد، وقتے تڪ باشے
از شاهم سرترے...

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
چند سال بعد روزی که فکرش را هم نمیکنیم

توی خیابان باهم روبرو میشویم

تو از روبه رو می آیی

هنوزباهمان پرستیژ مخصوص به خودت

قدم برمیداری فقط کمی جا افتاده تر شده ای....

قدم هایم آهسته تر میشود . . .

به یک قدمی ام میرسی

وباچشمان نافذت مراکامل برانداز میکنی

درد کهنه ای ازاعماق قلبم تیر میکشد...

و رعشه ای می اندازد براستخوان فقراتم

هنوز بوی عطر فرانسوی ات را

کامل استنشاق نکرده ام

که ازکنارم رد شده ای...

تمام خطوط چهره ات را

در یک لحظه کوتاه درذهنم ثبت میکنم...

می ایستم وبرمیگردم

ومیبینم تو هم ایستاده ای!!

میدانم به چه فکر میکنی!

من اما به این فکر میکنم

که چقدر دیر ایستاده ای!

چقدر دیر کردی!

چقدر دیر ایستاده ام!

چقدر به این ایستادن ها سالها پیش نیاز داشتم

قدم های سستم را دوباره ازسر میگیرم...

تو اما هنوز ایستاده ای...

خداحافظی‌ها ممکن است

بسیار ناراحت‌کننده باشند،

اما مطمئناً بازگشت‌ها بدترند.

حضور عینی انسان نمی‌تواند

با سایه‌ی درخشانی که در نبودش ایجاد شده

برابری کند. . .



مارگارت اتوود

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
اونجایی که یه دختر میگه
بهم قول داده بودی
قابلیت اینو داره که عرش خدا بلرزه...!!

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
بعضی از صبح ها که از خواب پا می شی با خودت فکر می کنی “نمی تونم از پسش بر بیام”

و بعد تو دلت می خندی ، چون یاد تموم صبح هایی می افتی که این حس رو داشتی...!

چارلز بوکوفسکی

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
ما آلوده‌ «حسادت» و «کینه»ایم،
کینه به همه‌چیز و همه‌کس.
فقر، فقر، فقر...فقر، مغز استخوان ما را
از کثافت و لجن انباشته است.
این افسانه است که می‌گویند
«ملّتی که گرسنه است، ایمان و اخلاق و خدا ندارد».
من برای تو بسیاری از کشورهای جهان را
که پس از جنگ دوم «هیچ» بودند
و در «گرسنگی مطلق»، همه چیز شدند مثال می‌آورم،
از چین تا آلمان. آنچه مانع ایمان و وجدان می‌شود، فقر نان و پیرهن نیست،
فقر اخلاق و معنویت است.
کارد بخورد به شکمی که
همه‌ هدف یک جامعه یا یک ملّت را تشکیل می‌دهد!

احمد شاملو

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
در هجده سالگی دیگر دیر شده بود.
در هجده سالگی آدم سالخورده‌ای شده بودم.
شاید همه همینطورند، نمی‌دانم،
هیچ وقت از کسی نپرسیده‌ام. …
به هر حال سالها را پشت سر می‌گذاریم،
بهترین سالهای جوانی را،
خجسته‌ترین سالهای عمر را.
سالخوردگیِ غافلگیر کننده‌ای بود.
می‌دیدم سالخوردگی خط و خال صورتم را به هم ریخته،
ترکیب قاطعی به لب و دهانم داده بود.
چینهای پیشنایم عمیق شده بود.
چهرهٔ سالخورده‌ام باعث وحشتم نشده بود،
برعکس، برایم جالب هم بود،
انگار کتابی بود که تند میخواندمش ‌‌...!

مارگریت دوراس

رفیقِ گمشده
4.jpg رفیقِ گمشده
...

رفیقِ گمشده
رفیقِ گمشده
تو
دوست داشتنی ترين
پيچكی هستی
كه دلم می خواهد
به دست و پای زندگيم بپيچی
و مدام قد بكشی در لحظه هايم
و حالم را خوب تر كنی...




صفحات: 8 9 10 11 12

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو