حتمابخونید خیلی قشنگه {-29-}

داستان واقعی که در پاکستان اتفاق افتاده است !

دکتر ایشان ، پزشک و جراح مشهور پاکستانی ، روزی برای شرکت در یک کنفرانس علمی که جهت بزرگداشت و تکریم او بخاطر دستاوردهای پزشکی اش برگزار می شد ، با عجله به فرودگاه رفت .

بعد از پرواز ، ناگهان اعلان کردند که بخاطر اوضاع نامساعد هوا و رعد و برق و صاعقه ، که باعث از کار افتادن یکی از موتورهای هواپیما شده ، مجبوریم فروداضطراری در نزدیکترین فرودگاه را داشته باشیم ...

بعد از فرود هواپیما ، دکتر بلافاصله به دفتر استعلامات فرودگاه رفت و خطاب به آنها گفت :
من یک پزشک متخصص جهانی هستم و هر دقیقه ، برای من برابر با جان خیلی انسانهاست و شما می خواهید من 16 ساعت ، تو این فرودگاه منتظر هواپیما بمانم ؟
5 امتیاز + / 0 امتیاز - 1394/08/23 - 11:25
دیدگاه
Roz-roz

یکی از کارکنان گفت :
جناب دکتر ، اگر خیلی عجله دارید می تونید یک ماشین دربست بگیرید تا مقصد شما ، سه ساعت بیشتر نمانده است ...

دکتر ایشان ، با کمی درنگ پذیرفت و ماشینی را کرایه کرد و براه افتاد که ناگهان در وسط راه ، اوضاع هوا نامساعد شد و بارندگی شدیدی شروع شد بطوریکه ادامه دادن برایش مقدورنبود ...

ساعتی رفت تا اینکه احساس کرد دیگه راه را گم کرده است ...

خسته و کوفته و درمانده و با نا امیدی براهش ادامه داد ...
که ناگهان کلبه ای کوچک توجه او را به خود جلب کرد ...

کنار اون کلبه توقف کرد و در را زد ، صدای پیرزنی را شنید :
- بفرما داخل ، هر که هستی در بازه ...

دکتر داخل شد و از پیرزن که زمین گیر بود خواست که اجازه دهد از تلفنش استفاده کند . پیرزن خنده ای کرد و گفت :
کدام تلفن فرزندم ؟ اینجا نه برقی هست و نه تلفنی ... ولی بفرما و استراحت کن و برای خودت استکانی چای بریز تا خستگی بدر کنی و کمی غذا هم هست بخور تا جون بگیری ...

دکتر از پیرزن تشکر کرد و مشغول خوردن شد ، درحالیکه پیرزن مشغول خواندن نماز و دعا بود ... که ناگهان متوجه طفل کوچکی شد که بی حرکت بر روی تختی نزدیک پیرزن خوابیده بود ، که هر از گاهی بین نمازهایش ، او را تکان می داد .

پیرزن مدتی طولانی به نماز و دعا مشغول بود . بعد از اتمام نماز و دعا ، دکتر رو به او کرد و گفت :
بخدا من شرمنده این لطف و کرم واخلاق نیکوی تو شدم ، امیدوارم که دعاهایت مستجاب شود.

پیرزن گفت :
شما رهگذری هستید که خداوند به ما سفارش میهمان نوازیتان را کرده است .
من همه دعاهایم قبول شده ، بجز یک دعا ...

دکتر ایشان می پرسد :
چه دعایی ؟

پیرزن می گوید :
این طفل معصومی که جلو چشم شماست ، نوه من هست که نه پدر داره و نه مادر ، به یک بیماری مزمنی دچار شده که همه پزشکان اینجا ، ازعلاج آن عاجز هستند ...
به من گفته اند که یک پزشک جراح بزرگی بنام دکتر ایشان هست که او قادر به علاجش هست ، ... ولی هم او خیلی از ما دور هست و دسترسی به او مشکل هست و من هم نمیتوانم این بچه را پیش او ببرم ... و هم می گویند هزینه عمل جراحی او خیلی گران است و من از پس آن برنمی آیم ... می ترسم این طفل بیچاره و مسکین ، خوار و گرفتار شود ... پس از خدا خواسته ام که چاره ای برای این مشکل جلویم بگذارد و کارم را آسان کند !

دکتر ایشان در حالیکه گریه می کرد ، گفت :
به والله که دعای تو ، هواپیماها را از کار انداخت و باعث زدن صاعقه ها شد و آسمان را به باریدن وا داشت ... تا اینکه من دکتر را بسوی تو بکشاند .
من بخدا هرگز باورنداشتم که الله عزوجل با یک دعا ، این چنین اسباب را برای بندگان مومنش مهیا می کند و بسوی آنها روانه می کند .

******************

وقتی که دستها ، از همه اسبابها کوتاه می شود و امید ، حتی در تاریکی ها همچنان ادامه دارد ، فقط پناه بردن به آفریدگار زمین و آسمان بجا می ماند و راه ها از جایی که هیچ انتظارش را ندارید ، باز می شود .

هر جایی که امید ادامه دارد ، تمام کائنات در راستای خواسته ی او تلاش می کنند .
این داستان ارزش خوندن داشت
گابریل گارسیا مارکز
باور نميكنم خدا به كسي بگويد:
" نه...! "

خدا فقط سه پاسخ دارد:
١- چشم....
٢- یه کم صبر کن....
٣- پيشنهاد بهتري برايت دارم....

همیشه در فشار زندگی اندوهگین مشو...
شاید خداست که در آغوشش می فشاردت
برای تمام رنجهایی که میبری صبر کن!

صبر اوج احترام به حکمت خداست . . .

1394/08/23 - 11:27
dr-gharibeh

++++++++++++++++++

1394/08/24 - 01:27
azam78

زیباااااااااااااااااااااا

1394/08/27 - 13:48

باز نشر توسط

پربحث ها

داغترین ها

1. بازنشر نکردین دوباره میذارمش : بنده خدایی میگفت :بهتر نبود به جای اینکه 14 میلیارد هزینه ی ساخت ضریح امام حسین کن...یخرن 2. چقد شعربلدین؟؟ بیاین مشاعره کنیم تو دیدگاه این پست : 3. #سَـلامـ ...{-29-}{-35-} #مـُژدهـ ، #مـُژدهـ ...{-21-} #بِشِتابیـــد ...{-21-} اَوَلیـن مِهـمانـِ #صـَندَلـیِـ-...35-} 4. " ' " ' " ' " ' " ' " ''' 5. اگه اجازه بدین می خوام یه تبلیغات پاپ آپ به شبکه اضافه کنم چون واقعا از پس هزینه هاش برنمیام دیگه ممنون :) 6. کاربران گرامی یه چیزی رو شاید خودتونم میدونید ولی بهتره من بگم دوستانی که تازه اومدن هم بدونن اینجا چون یه شبکه اج...م شد 7. #دشـمـن با خـود چه فکـــر کـــرده ؟؟؟ انـگار از آن هشــت ســال #درس-عبــــرتــــ نگرفـتــــ ... کشـــور مــ... ... 8. حتمابخونید خیلی قشنگه {-29-} داستان واقعی که در پاکستان اتفاق افتاده است ! دکتر ایشان ، پزشک و جراح مشهور پاکست...نم ؟ 9. دهه هفتادی ها هم شهید میشوند تاریخ تولدش را که دیدم جا خوردم... 1374 میشود بیست سال . کوچکتر از من… دیروز توی سوری...بارک 10. میتونیم اینجا با رسم و رسوم شهرهای ایران اشنا بشیم.دیدو بازدید عید تو شهر شما چطوریه؟ 11. حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه)متولد کدام ماه شمسی هستن؟ الف)فروردین ب)خرداد ج)شهریور د)بهمن 12. سلام به همگی لطفا مهارت ها و تخصص های خودتون رو تو دیدگاه این پست برامون بنویسید . بعد برین سر سطر علایقتونم ب...ین . 13. کاربران گرامی اگه یه تعداد کاربر بیاریم اینجا که یکم شلوغن خیلی مذهبی نیستن چه واکنشی نشون می دین؟ میتونید باهاشون...رین؟ 14. آب میبــــــینم٬نمیــــنوشم ... نـــه از بهــــــر #ثــــــواب... یـــــــاد #لـــــــبهای بهـــــم چســــــــبید... ... 15. چرا به امام زمان (عج) اباصالح می‌گویند؟ بزرگ نمایی کوچک نمایی چرا به امام زمان (عج) اباصالح می‌گویند؟ به گزارش ش... می‌

کاربران فعال

گروه‌های فعال

برچسب ها

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو