یافتن پست: #11

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
از نام دو چشم خود چه پرسی؟
......
این فتنه گرست و آن دگر شوخ........................

ای چشم تو شوخ تر ز هر شوخ
چشم از تو ندیده شوخ تر شوخ

از نام دو چشم خود چه پرسی؟
این فتنه گرست و آن دگر شوخ

بالله! که نزاد مادر دهر
مانند تو نازنین قمر شوخ

مسکین دل عاشقان شکستند
این سنگدلان سیمبر شوخ

ترک سر خویش کن، هلالی
کین طایفه اند سر بسر شوخ

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست...........
.........تاب آن زلف پریشان تو بی چیزی نیست

از لبت شیر روان بود که من می
گفتم.............
............این شکر گرد نمکدان تو بی چیزی نیست

جان درازی تو بادا که یقین می دانم.............
..........در کمان ناوک مژگان تو بی چیزی نیست

مبتلایی به غم محنت و اندوه فراق..... ..
........ای دل این ناله و افغان تو بی چیزی نیست

دوش باد از سر کویش به گلستان بگذشت..........
............ای گل این چاک گریبان تو بی چیزی نیست

درد عشق ار چه دل از خلق نهان می دارد......................
................حافظ این دیده گریان تو بی چیزی نیست

WOLF_1517
WOLF_1517
هیشکی هم ولنتاین رو بهمون تبریک نگف...{-15-}{-112-}{-139-}{-139-}{-139-}

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
عشق در خلوت حسن انجمن راز خود است
جيب دارد سر پروانه بزانوي چراغ

سير هستي چقدر برق ندامت دارد
شعله در رنگ عرق ميچکد از روي چراغ

طبع روشن زغبار دو جهان آزاد است
تيرگي رخت تکلف نبرد سوي چراغ

غافل از مرگ بافسون امل نتوان زيست
شانه دارد نفس صبح بگيسوي چراغ

رنگ پروانه اين بزم ندارد (بيدل)
تا بکي نکهت گل واکشي از بوي چراغ

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
نمیرنجم اگر باور نداری عشق نابم را

لبت نه گوید و پیداست میگوید دلت آری
که اینسان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری

دلت می آید آیا از زبانی این همه شیرین
تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان آری؟

نمی رنجم اگر باور نداری عشق نابم را
که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری

چه میپرسی ضمیر شعر هایم کیست آن من؟
مبادا لحظه ای حتی مرا اینگونه پنداری

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی
کو رفیق راز داری؟ کو دل پرطاقتی؟

شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت
شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی

تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد
غنچه‌ای در باغ پرپر شد ولی کو غیرتی؟

گریه می‌کردم که زاهد در قنوتم خیره ماند
دور باد از خرمن ایمان عاشق آفتی

روزهایم را یکایک دیدم و دیدن نداشت
کاش بر آیینه بنشیند غبار حسرتی

بس که دامان بهاران گل به گل پژمرده شد
باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتی

من کجا و جرئت بوسیدن لبهای تو
آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتی

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمن
با تواَم بی خبر از حال و پریشانی ِ من.................

با تواَم لعنتیِ خالی از احساس بفهم
بی قرارت شده ام شاعره ی خاص بفهم

لعنتی خسته ام از دوری و بی تاب شدن
پای دلگیرترین خاطره ها آب شدن

لعنتی خسته ام از حال بدم، زخم نزن
بی تو محکوم به حبس ابدم، زخم نزن

باورم کن که به چشمان تو معتاد منم
پادشاهی که به جنگ آمد و افتاد منم

قافیه باختم و شعر سرودم یعنی
به هر آن کس که تو را دید، حسودم یعنی

نفسم بندِ تو و درد مرا می خواند
بعدِ تو حسرت دنیا به دلم می ماند

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
من خودم بودم و یک حس غریب........................

من نه عاشق بودم
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من خودم بودم و یک حس غریب
که به صد عشق و هوس می ارزید

من خودم بودم دستی که صداقت میکاشت
گر چه در حسرت گندم پوسید

من خودم بودم هر پنجره ای
که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود
و خدا میداند بی کسی از ته دلبستگی ام پیدا بود

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
آخر این عشق مرا خواهد کشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میگند ..عشق بیاد ..........
طوفان غم همراهش هست.............

آخر ای دوست نخواهی پرسید؟
که دل از دوری رویت چه کشید

سوخت در آتش و خاکستر شد
وعده های تو به دادش نرسید

داغ ماتم شد و بر سینه نشست
اشک حسرت شد و بر خاک چکید

آن همه عهد فراموشت شد؟
چشم من روشن، روی تو سپید!

جان به لب آمده در ظلمت غم
کی به دادم رسی ای صبح امید؟

آخر این عشق مرا خواهد کشت
عاقبت داغ مرا خواهی دید

دل پر درد مرا مشکن
که خدا بر تو نخواهد بخشید

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
تو با قلبِ ویرانه ی من چه کردی؟
ببین عشقِ دیوانه ی من، چه کردی؟

در ابریشمِ عادت، آسوده بودم
تو با حالِ پروانه ی من چه کردی؟

ننوشیده از جام چشمِ تو مستم
خمار است میخانه ی من، چه کردی؟

مگر لایق تکیه دادن نبودم؟
تو با حسرتِ شانه ی من چه کردی؟

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده، با خانه ی من چه کردی؟

جهانِ من از گریه است خیسِ باران
تو با سقف کاشانه ی من چه کردی؟

Masoome
Masoome
خداحافظ دوران مجردی
برگه جدیدی از زندگیم شروع شد
خداجونم کمکم کن ک بتونم از پس زندگی بر بیام
خیلی استرس اینده رو دارم

Delaram 313
Delaram 313
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایااااااااااااااااااااااااااااااا
عااااااااااااااااااااااااااااااااااااشقتم{-45-}{-41-}{-57-}{-69-}{-74-}{-81-}{-96-}{-90-}{-94-}{-107-}{-115-}{-132-}{-137-}{-140-}{-153-}{-155-}{-154-}{-168-}{-180-}{-171-}

{  Սիդ@阿里陌生人 }
{ Սիդ@阿里陌生人 }
هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه ................
ای ترس تنهای من اینجا چراغی روشنه...............

آنان که عاشقند
آنان که بسیار عاشقند
و آنان که از جام دیوانگان نوشیده اند، بهتر می دانند
که دل عاشق را از کینه نصیبی نیست
اگرچه دلگیرند و متهم
اما تا آن سوی ابد هم
دلشان شور لبخند لیلایشان را خواهد زد

پ.ن: برسد دست آن یاری که فرمود چون دوستش دارم، حالش بد است.. و هرگز با خود نیندیشید، که چون "دل" شکست، حالش بد است.

WOLF_1517
WOLF_1517
... 11:11 ...

علی آقای
علی آقای
بچه ها خانمم مریضه میبرمش شیمی درمانی اگه دلتون سوخت سر نمازتون دعاش کنین لطفاً....{-35-}{-35-}

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو