یافتن پست: #چشم

هادی
هادی
خرابم نکن عذابم نده
چرا این همه سرد چی شده
یه حرفی بزن نگاه کن به من
دارم خسته میشم جوابم بده
نذار کم بشن نخواه گم بشم
یا حرف و حدیثای مردم بشم
با احساس موندن به من جون بده
نجاتم از این حال ویرون بده
با احساس موندن به من جون بده
نجاتم از این حال ویرون بده
نذار دق کنم خسته شم بشکنم
ببین چشممو عاشق این منم
نگو دیره و دوره نگو بی منی
داری با سکوتت منو میشکنی
چیکار کردم اینجوری دل سنگ شدی
تو رویای عشقم چه بی رنگ شدی
چی شد بی من از لحظه ها رد شدی
چی شد خوب من این همه بد شدی
نذار آرزوهام هدر شه همین
منم دل دارم میشکنه پس ببین
نذار پای دوست داشتنا خم بشه
نذار حسمون بیش از این کم بشه
از اون صبرما مونده یک تار مو
به جز حرف رفتن یک چیزی بگو
به چشمام نگاه کن پر از خواهشه
همه خواهشم از تو آرامشه
نذار دق کنم خسته شم بشکنم
ببین چشممو عاشق این منم
نگو دیره و دوره نگو بی منی
داری با سکوتت منو میشکنی
چیکار کردم اینجوری دل سنگ شدی
تو رویای عشقم چه بی رنگ شدی
چی شد بی من از لحظه ها رد شدی
چی شد خوب من این همه بد شدی

فقط خدا
IMG_20180414_005232_975.JPG فقط خدا
{-83-}

{-64-}{-81-}

{-142-}

هادی
هادی
آن دوست که من دارم وان یار که من دانم{-164-}

شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم{-164-}

بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را

بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم{-180-}

حلما
حلما
‏از یه جایی به بعد به خودت میای میبینی اوووه چقد دیگه من ، من نیستم

فقط خدا
فقط خدا
آنها که موهای صاف دارند...
فر می‌زنند...
و آنها كه موی فر دارند ..
موی‌شان را صاف می‌كنند...

عده‌ای آرزو دارند خارج بروند
و آنها كه خارج هستند برای وطن دلشان لك زده و ترانه‌ها می‌سُرایند

مجردها می‌خواهند ازدواج کنند
متأهل‌ها می‌خواهند مجرد باشند...

عده‌ای با قرص و دارو از بارداری جلوگیری می‌كنند
و عده‌ای دیگر با قرص و دارو میخواهند باردار شوند...

لاغرها آرزو ﺩﺍﺭﻧﺪ چاق بشوند
و چاق‌ها همواره حسرت لاغری را می‌كشند

شاغلان از شغلشان می‌نالند...
بیکارها دنبال همان شغلند...

فقرا حسرت ثروتمندان را می‌خورند
ثروتمندان دغدغه‌ی نداشتن صفا و خون‌گرمیِ فقرا را دارند...

افراد مشهور از چشم مردم قایم می‌شوند مردم عادی می‌خواهند مشهور شده و دیده شوند...

سیاه‌پوستان دوست دارند سفیدپوست شوند و سفیدپوستان خود را برنزه می‌کنند...

و هیچ‌کس نمی‌داند تنها فرمول خوشحالی این است:

"قدر داشته‌هایت را بدان
و از آنها لذت ببر"

قانونهای ذهنی می‌گویند خوشبختی یعنی "رضایت"

مهم نیست چه داشته باشی یا چقدر،

مهم این است که از همانی که داری راضی باشى

آن‌وقت ”خوشبختی”...:):قلب

Yasamin
Yasamin
چشم از قلب شکایت کرد.
گفت:تو عاشق میشوی من اشک میریزم
قلب گفت:تو نگاه میکنی و من درد میکشم

مهرابه
مهرابه
پیشِ چشم همه از خویش یَلی ساخته‌ام
پیشِ چشمان تو اما سپر انداخته‌ام...

فقط خدا
فقط خدا
ای دل{-201-}ای دل{-169-}{-201-}

حلما
حلما
‏تو چشمای کسی غرق شدیم که خودش داشت سمت یکی دیگه شنا می‌کرد...

Yasamin
Yasamin
تا شقایق هست زندگی باید کرد ..!.......^_^

ابوالفضل
gorye dobareh3D-3.jpg ابوالفضل
امشب دوباره به یاد چشمات گریه کردم{-201-}{-78-}

ابوالفضل
ابوالفضل
@helma

{-95-}
سلام چطوری ؟{-92-}{-107-}

هادی
هادی

مردان با غیرت ، چشمان با حجاب دارند

محمدحسن اسايش
محمدحسن اسايش
mh.asayesh



مژده مژده شد روشن، ُ چشم اهل دين به به گشته جشن ميلاد مير مومنين به به

بيت حق چراغان شد ، عرش نور باران شد از پرتورخسار فرمانده ي دين به به

اي شيعه نما شادي ، آمد از خدا هادي رهنماي دنيا و روز واپسين به به

چشم مصطفي روشن ، عالم همه شد گلشن زآفريدگار اورا آمد آفرين به به

فوج ملک از بالا، ذکر يا علي گويا دسته گل بر افشانندبر روي زمين به به

بر قدوم آن سرور، ريز شد گل احمر لا حول ولا بر آن فرخنده جبين به به

رمز هل اتي آمد ، حجت خدا آمد بر خاتم پيغمبر آمده نگين به به

گل نما نثار امشب ، بر قدوم يار امشب خانه زاد حق آمد بر ياري دين به به

نقل ها بر افشانيد ، مدح ومنقبت خوانيد دست حق عيان آمد ، خوش ز آستين به به

قلب (کربلايي) شاد ، زاين جشن وازاين ميلاد از لحد کند فرياد ، تاروز پسين به به --

--نقل ازصص 61-62 شکوفه هاي غم -جلد اول-نادعلي کربلايي -انتشارات خزر -تهران ----

---(سرود در ولاد

محمدحسن اسايش
محمدحسن اسايش
در ولادت امیر المومنین ،مولدکعبه:mh.asayesh



مژده مژده شد روشن، ُ چشم اهل دين به به گشته جشن ميلاد مير مومنين به به

بيت حق چراغان شد ، عرش نور باران شد از پرتورخسار فرمانده ي دين به به

اي شيعه نما شادي ، آمد از خدا هادي رهنماي دنيا و روز واپسين به به

چشم مصطفي روشن ، عالم همه شد گلشن زآفريدگار اورا آمد آفرين به به

فوج ملک از بالا، ذکر يا علي گويا دسته گل بر افشانندبر روي زمين به به

بر قدوم آن سرور، ريز شد گل احمر لا حول ولا بر آن فرخنده جبين به به

رمز هل اتي آمد ، حجت خدا آمد بر خاتم پيغمبر آمده نگين به به

گل نما نثار امشب ، بر قدوم يار امشب خانه زاد حق آمد بر ياري دين به به

نقل ها بر افشانيد ، مدح ومنقبت خوانيد دست حق عيان آمد ، خوش ز آستين به به

قلب (کربلايي) شاد ، زاين جشن وازاين ميلاد از لحد کند فرياد ، تاروز پسين به به --

--نقل ازصص 61-62 شکوفه هاي غم -جلد اول-نادعلي کربلايي -انتشارات

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو