یافتن پست: #چشام

dearyourselfd
PicsArt_10-09-05.44.29.jpg dearyourselfd
این روز ها ترا#بهونه کردم

گـمـشـده
photo_2018-03-19_18-27-12.jpg گـمـشـده
{-7-}

سکوت شب
سکوت شب
دلت که می‌لرزید من با چشام دیدم
تو زل تابستون چقدر زمستونه

هوا گرفته نبود دلم گرفت اون شب
به مادرم گفتم هنوز بارونه

قطار رد شد و رفت، مسافرا موندن
مسافرا که برن قطار می‌مونه

تو برف بارونی قطار قلب منه
قلب شکسته من تو برف مدفونه

دونه به دونه غمی ریل به ریل شبم
غم توی خونه من هر شبو مهمونه

بگو شب بخوابه من بیدارم
من شبو زنده نگه می‌دارم

یه شب که سردم بود به مادرم گفتم
هوا که سرد می‌شه یاد تو میفتم

طفلی دلش لرزید دلش دوباره شکست
تو زل تابستون تو کوچه برف نشست

مسافرا شعرن تو برف و بارونی
قطار قلب منه چشم تو پنجره‌هاش

پنجره‌ها بسته‌ن مسافرا خسته‌ن
ببار تا دم صب به فکر هیچی نباش

دونه به دونه غمی غصه به غصه شبم
کاشکی یه روز صب شه کاش فقط ای کاش

گـمـشـده
گـمـشـده
[لینک] :(:گریه

dearyourselfd
hejab-2.jpg dearyourselfd
من هنوز بی تو
اماچه
سینه ام ..بجای گلو از بیرون می#جهد [لینک ]

رکسانا
رکسانا
مهم این دلمه
که بد جوری میخوادت ....
وگرنه چشام که بهترشوهم میبینه.....

مهرابه
مهرابه
فکر میکنم به اینکه چند سالِ بعد حتما ما هم پیر میشیم اما پیر شدن ما کجا و پدربزرگ و مادربزرگ هامون کجا؟
نه به عشقی وفادار موندیم که نوه هامون پزشونو بدن ، نه تصور ذهنیِ خوبی برای هم باقی گذاشتیم که وقتی معشوقه ی دوره ی جوونیمونو دیدیم لبخند بزنیم و اشک تو چشامون جمع شه؛ نه وقت گرفتاریِ بچه هامون دعا و قرانی بلدیم براشون بخونیم که پشت و پناهشون بشه نه هیچ وقت بچه هامون میتونن تو انشاهاشون از چهره ی نورانی ما سر سجاده بنویسن ، نه آلبومی داریم که بشینیم برای هم ورق بزنیم و بگیم یادش بخیر فلانی عجب آدمِ خوبی بود؛ حتی مطمئنم تو جیب هیچ کدوممون نخود و کشمش هم پیدا نمیشه‌...
خیلی دیگه سنت ها رو حفظ کرده باشیم کنسرو قرمه سبزی ها ی آماده رو گرم میکنیم که فقط یادمون باشه یک زمانی این غذا برای ما نمادِ عشق و خانواده بود...
در واقع ما همین آدم های بدجنسی هستیم که برای هم میزنیم ؛ خیانت میکنیم ؛ دل میشکنیم ؛ دروغ میگیم و پشت هزارتا عمل جراحی خودمونو گم کردیم...
ادامه دارد...

سکوت شب
سکوت شب
دیگه حتی امروز اسمه منم یادت نیست
برات مهم نیست میشن چشام به یادت خیس
دیگه انگاری واقعا به حالو روز من حواست نیست
حواست نیست...

سکوت شب
سکوت شب
چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه
میره یک گوشه پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه
یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار
میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه
دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه
اون بالا باد داره زاغه ابرا رو چوب میزنه
اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه

فقط خدا
فقط خدا
آخه منو چ به سحر خیزی {-48-}{-68-}{-118-}{-182-}
{-177-}

s-h-k
s-h-k
از داروخونه يه بسته اشك مصنوعى گرفتم خواستم حساب كنم گفت ميشه ٦٠ تومن ، از اون موقع چشام پر از اشك طبيعيه

صحرا
صحرا
چمیلم نذری بالای خوش گلت:عاشق

Patrick
Patrick
کجایی تو؟ @wolf{-195-}22

صحرا
صحرا
هلو

17 دیدگاه
1397/07/3 - 06:32 توسط موبایل · ۱ موافق

17 دیدگاه
Z²_82_21²5
10531502746322065182.jpg Z²_82_21²5
{-15-}{-1-}

صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو