یافتن پست: #همین

【wolf】
【wolf】
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست

تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست



گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست



قانعم بیشتر ازاین چه بخواهم از تو

گاهی از دور تو را خواب ببینم کافیست



آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافیست



من همین قدر که با حال و هوایت گه گاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست



فکر کردن به تو یعنی غزل شور انگیز

که همین شوق مرا خوب ترینم کافیست



محمدعلی بهمنی{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

سکوت شب
سکوت شب
وقتی می خواهی بروی

آسمان، صاف است

راه ها، هموار

ترن ها مدام سوت می کشند

همین طور

کشتی ها

اما وقتی می خواهی بیایی

دریاها، طوفانی می شوند

آسمان ها، ابری

و راه های زمینی را نیز

برف می بندد

صحرآ|مآمآنیه سآینآیی ها:)
images-4-1.jpg صحرآ|مآمآنیه سآینآیی ها:)
:دی

49 دیدگاه
1397/07/23 - 20:56 توسط موبایل · ۲ موافق

49 دیدگاه
گـمـشـده
گـمـشـده
مظلوم ترین عضو خونه بخچاله ، همه در همه حالت های روحی فقط در این بدبخت رو بیخود باز و بسته میکنن !:|

گـمـشـده
گـمـشـده
‏یادمون باشه که همیشه ذره ای حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود"
‏کمی کنجکاوی پشت "همینطوری پرسیدم"
‏قدری احساسات پشت "به من چه اصلا"
‏مقداری خِرَد پشت "چه میدونم"
‏و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" وجود داره...:)

【wolf】
【wolf】
همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد

زمانی از حقیقت های ما افسانه می سازد



سر مغرور من ! با میل دل باید کنار آمد

که عاقل آن کسی باشد که با دیوانه می سازد



مرنج از بیش و کم چشم از شراب این و آن بردار

که این ساقی به قدر « تشنگی » پیمانه می سازد



مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم

که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد



به من گفت ای بیابان گرد غربت ! کیستی ؟ گفتم :

پرستویی که هر جا می نشیند لانه می سازد



مگو شرط دوام دوستی دوری ست ، باور کن

همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد



فاضل نظری{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

گـمـشـده
گـمـشـده
کی دس به قلم و انشا نویسیش خوبه؟؟:خسته

حلما
حلما
بعد از "تو" هیچ خیابانی طاقت قدم زدن با من را ندارد..!

سکوت شب
سکوت شب


احساس

سنگ خارا نیست

که همین طور بماند و

بماند و

بماند…

احساس مثل شاپرک

مثل عطر

می پرد!

درست توی همان روزهایی که دوستت دارم

دوستم داشته باش!

صحرآ|مآمآنیه سآینآیی ها:)
صحرآ|مآمآنیه سآینآیی ها:)
@Shah_sanam
سلام عشق دلم صنم گیان خوش هاتی روله شیرین هر بژی نفس گیاااان:قلب

83 دیدگاه
1397/07/22 - 14:04 توسط موبایل · ۳ موافق

83 دیدگاه
【wolf】
【wolf】
شیداتر از این شدن چگونه؟

رسواتر از این شدن چگونه؟



بیهوده به سرمه چشم داری

زیباتر از این شدن چگونه؟



من پلک به دیدن تو بستم

بیناتر از این شدن چگونه؟



پنهان شده در تمام ذرات

پیدا تر از این شدن چگونه؟



ای با همه مثل سایه همراه

تنهاتر از این شدن چگونه؟



عاشق شدم و کسی نفهمید

رسواتر از این شدن چگونه؟



"فاضل نظری"

: اشک: اشک: اشک: اشک: اشک

هادی
هادی
سلام

هرچه میخواهد دل تنگت کامنت کن برام :دی

【wolf】
【wolf】
یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی !

زیر لب از آن کینه دیرینه چه گفتی؟



این دست وفا بود، نه دست طلب از دوست !

اما تو، به این دست پر از پینه چه گفتی؟



دل، اهل مکدر شدن از حرف کسی نیست

ای آه جگرسوز! به آیینه چه گفتی؟



از بوسه گلگون تو خون می‌چکد ای تیر!

جان و جگرم سوخت! به این سینه چه گفتی؟



از رستم پیروز همین بس که بپرسند:

از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟





‏فاضل نظری{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
یک رود و صد مسیر، همین است زندگی

با مرگ خو بگیر! همین است زندگی



با گریه سر به سنگ بزن در تمام راه

ای رود سر به زیر! همین است زندگی



تاوان دل بریدن از آغوش کوهسار

دریاست یا کویر؟ همین است زندگی!



بر گِرد خویش پیله تنیدن به صد امید

این "رنج" دلپذیر همین است زندگی



پرواز در حصار فرو بسته حیات

آزاد یا اسیر، همین است زندگی



چون زخم، لب گشودن و چون شمع سوختن

"لبخند" ناگزیر، همین است زندگی



دلخوش به جمع کردن یک مشت "آرزو"

این "شادی" حقیر همین است زندگی



با "اشک" سر به خانه دلگیر "غم" زدن

گاهی اگرچه دیر، همین است زندگی



لبخند و اشک، شادی و غم، رنج و آرزو

از ما به دل مگیر، همین است زندگی



فاضل نظری{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

【wolf】
【wolf】
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن

تو بگو من به تو مشتاق ترم یا تو به من؟



زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسی

از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن



بعد از این در دل من، شوق رهایی هم نیست

این هم از عاقبت از قفس آزاد شدن



وای بر من که در این بازی بی سود و زیان

پیش پیمان شکنی چون تو شدم عهد شکن



باز با گریه به آغوش تو بر می گردم

چون غریبی که خودش را برساند به وطن



تو اگر یوسف خود را نشناسی عجب است

ای که بینا شده چشم تو ز یک پیراهن





فاضل نظری{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو