یافتن پست: #هستی

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1538596382515234_large.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }

دوش با من یار کرد بد مستی .
.هی می زد بدستم هستی .
.بیخبر ازخودو .جام یاری ..با خبر باش دلی بشکستی
خیلی وقتها هست که نباید خودخواه بود و به بزرگان هم
دیگر امیدی نیست

به دنبال کسی می گردم که او مرا به کوچکتر از خودم وصل کند

یاسر
1556027047019351.jpg یاسر
وقتی لبخند می زنیم به عالم اعلام می کنیم که من با آنچه در زندگی ام رخ میدهد در صلح و آرامش هستم ، در این شرایط هورمونهایی که در مغزمان ترشح میشود بدن را به تعادل رسانده و سیستم ایمنی را تقویت می کنند تا به درستی کار کنند
در مقابل وقتی که جدی هستیم و زندگی را سخت می گیریم و مقاومت و گارد داریم و از آنچه در زندگیمان می گذرد رضایت نداریم مغز هورمونهای جنگ را ترشح می کند و چون چیزی برای جنگ وجود ندارد با خود سلولها میجنگد، پس هر تغییر روانی روی جسم اثرات متفاوتی را بوجود می آورد .
انواع سرطان ها و بیماری های خود ایمنی محصول تفکر و عکس العمل ما به ماجراهای زندگیمان است .



دیدگاه
1398/02/3 - 18:47 ·

دیدگاه
・❥✿صَحــرآ❀❧
・❥✿صَحــرآ❀❧
چرا انقد خلوت شده {-66-}
@hadi

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
images { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
بگذریم اصلاً قرار نبود از خودم بگویم.
اصلاً آمده بودم از تو بگویم.
از تو که انگار همه جا جریان داری. که انگار همه چیز بوی ترا دارد. هستی... همین... به همین سادگی... هستی و می خواهم برای همیشه باشی... اصلاً به همین خاطر است که دارم همه این روزهای را تحمل می کنم. فقط به خاطر اینکه: یکروز شاید یکروز...
برای همیشه در کنار تو باشم.
شاید به همین خاطر دارم زندگی می کنم. و نفس می کشم. شاید به همین خاطر خیلی چیزها را تحمل می کنم.
این امیدِ محال، مرا بی تو تا کنون زنده نگه داشته که روزی...!

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1555945978373557_orig.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
این روزها که مثلاً قرار است در زندگیم نباشی،
انگار بیشتر از هر وقت دیگری هستی.
انگار همه جا هستی.
در تک تک اجزاء اطرافم.
از خیابانها و ماشینها و پارکها و نیمکتها گرفته تا کتابها و دفترهای سیاه وسفید و همه شعرها و آهنگها و نقاشی ها و... در همه چیزهای قشنگ.

مَنـ
مَنـ
نظرسنجی میزارم میرم بخونم بعد ک اومدم توقع دارم بالای بیست تا باشع رخدادام:خسته....به منه خسته دلتون بسوزع:نگران
نظرسنجی ام نیس حالا:دی
میخام ببینم همه اونایی چ اینجا چ تو واقعیت برا بار اول ک با من اشنا شدن چ تصوری از من داشتن و حالا چ؟:)
دختر خوبی ام یا ارع؟:دی
این اخری خعلی مهمه:سوت
دیع خلاصع منتظرم....:ماچ
ضایع نکنین خواهشا:|

طهورا
15306670_1001129500032888_883660779230855168_n.jpg طهورا
دوباره نیمه ی شعبان رسید
تا نیمه ی وجودمان از نگاهت
پُر از عشق شود
تو آمدی تا همه ی هستی
از نفس کشیدنِ تو نفس تازه کنند
میلادت آغازی شد بر همه ی خوبی ها!




یاسر
500x888_1555674360379848.jpg یاسر
مـــــــا،
نســـــلی هستیم کــــه،
بهـــــــترین حــــــــرفهــــــای زندگــــــیمان را نگفتیـــــم…
تایــــــپ کردیـــــــــم...✔❤

طهورا
1494995490627886_large.jpg طهورا
حضرت ماه و دلبر زمین و آسمون
سلام ....
سلامی از جنس یه ذوق خیلی زیاد
برای توجه و مهربونیتون ....
سلامی از جنس اشک هایی قطره قطره میباره
برای نبودن شما ....
دست بوسی شما ...
و چقدر تلخ شیرین است این
نبودن شما کنار ذوق بسیارم ...........

امیدوارم لیاقت و سعادت کنیزی شما رو تا اخرین نفس عمر و جانم داشته باشم ....

مهربان پدرم نگاه مهربان و عطوفت چشمانتان بر سر زندگیم همیشگی باد .....
بدون شما زندگی بی معناس ....
بدون شما رنگ ها معنایی جز سیاهی پیدا نمیکنند ....
و دنیا و زندگی و هستی زمانی کنار شما باشد میشود
این چیزی که هست ....


سرور عالیمان و قلب کوچک من ....
چه بسیار حرف ها هست که میخواهم بگویم ولی
زبانم ............

عزیز دل مادر ......

روز ها و لحظه هاست که میگویم .........


و یاعلی مدد گویان ... از خودتان طلب کمک و یاری دارم ...راه سخت است و وظیفه سنگین ولی با شما همه سختی ها شیرین و همه راه ها هموار میشود .........

پدرانه دعایم کنین ....
و آنچه که خیر و صلاحم هست را برایم رقم بزنین

سکوت شب
IMG_۲۰۱۹۰۲۱۹_۱۸۳۶۴۲.jpg سکوت شب
منو زیستو شبهای بی خوابی:دلشکسته
منو زیستو یک دنیا بیماری :گررریه
منو زیستو بیتابیو تکرار :حباب
منو زیستو خاطرات بی شمار {-18-}{-18-}

مَنـ
مَنـ
اگه دنبال راهی هستین تا ی نفرو از خودتون دور کنین بش محبت کنین^^

تُــــ
images (20).jpg تُــــ
دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردم
سرم خورده به دیواری که فکرش را نمی کردم

مدارجبر هستی را فقط بیهوده می گردم
اسیرم کرده تکراری که فکرش را نمی کردم

خرابم می کند با اخم وبا لبخند می سازد
دلم را برده معماری که فکرش را نمی کردم

زمین را مثل اسکندربه حکم عشق او گشتم
شدم سرباز بیماری که فکرش را نمی کردم

ولی هرنقطه ای رفتم شعاع درد دورم زد
به دستش داشت پرگاری که فکرش رانمی کردم

به هر دستی که دور گردنم افتاد دل بستم
مرا زد عاقبت ماری که فکرش را نمی کردم .........


مرتضی خدمتی

او
او
سلام
خوبید؟
چخبرا؟:هوم

طهورا
طهورا
سلام حضرت ربیع ، مهدی جان



بسان درختی پیر در کنار جاده ای دور افتاده ، با شاخساری خشک و بی جوانه ، چشم به راهت خشکیده ام و با این نیمه جانی که دارم در دورترین خم جاده ، غبارِ گام ها را می پایم و دلخوشم که تا زنده ام باز رسی ...



می شود در بهارِ آمدنِ تو درختی پرشکوفه شوم ؟ ...

هادی
هادی
رنکیگ آلکسامونو باید بکشید پایینتر میتونید؟ من نیستم فاطمه خانمم تنهاس کمکش کنید

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو