یافتن پست: #نرگس_صرافیان_طوفان

گـمـشـده
گـمـشـده
خودت را تمام نکن ؛
برایِ کسانی که ظاهراً رفیقند و باطناً ، رقیب !
کسانی که هیچ اعتباری به
حرف هایشان نیست .
تمامت را برایِ خودت نگه دار .
من آدم هایِ این حوالی را خوب می شناسم ،
از معما و مشغولیتِ ذهنی بیزارند ...
آمده اند خودت را برایشان حل کنی تا
با خیالِ راحت بروند ...
عمیق باش ،
عجیب باش ،
شبیهِ بِرمودایی ناشناخته ؛
که در گردابِ ابهام ، غرقت می کند !
حواست باشد ؛
آدم هایِ اینجا ، بدجور تنوع طلب و کنجکاوند ،
فقط دنبالِ اکتشافاتِ تازه می گردند !:)


گـمـشـده
گـمـشـده
می خواهم کودک باشم !
می خواهم به دورانی برگردم که از بی انصافیِ دنیا سر در نمی آوردم .
روزهایِ خوبی که امنیتِ جهان ، میانِ آغوشِ مادرم بود و تمامِ آرزویم تویِ دستانِ مردانه ی پدرم جا می شد .
که کم آوردنِ من ، نشانه ی ضعف و ناتوانی ام نبود و نیازی نداشتم در نهایتِ بغض و خستگی ، ادایِ آدم هایِ شاد و قوی را در بیاورم .
هرکجا خسته می شدم ، بدونِ هیچ ملاحظه ای می نشستم و از تهِ دلم اشک می ریختم .
زمانی که بغض هایم خریدار داشت و همیشه دستِ نوازشی ، داوطلبانه اشک های کودکانه ام را پاک می کرد .
سخت است در زمانه ای که همه جا درسِ گرگ بودن می دهند ، بد شدن را بلد نباشی ،
که با تمامِ وجودت بخواهی خوب باشی و مهربانی ات را خرجِ آدم های نامهربانِ حوالی ات کنی ...
سخت است وقتی همه به منطق و بی تفاوتیِ شان می نازند ، پر از احساساتِ ساده ی کودکانه باشی .
در روزگاری که برایِ داشتنِ یک زندگیِ خوب ؛
لازم است گاهی اوقات ؛ بی احساس و بی رحم و بد باشی !:هعی


گـمـشـده
گـمـشـده
شنیده ام چپ دست ها
منطقی ترند!!
با دست دلشان می نویسند
و با پایِ منطقشان
راه می روند!!
چه اقلیت جالبی اند این
چپ دست ها..:دی


گـمـشـده
گـمـشـده
من برایِ حالِ خوبم ، می جنگم !
قوی بودن در دنیایِ من انتخاب نیست
یک قانونِ اساسی و اجباریست
اوضاع هرچقدر که می خواهد بد باشد
من شکست را نمی پذیرم !
به جایِ نشستن و افسوس خوردن
می ایستم و شرایط را تغییر می دهم !

می جنگم ،
زخمی می شوم ،
زمین می خورم ،
اما شکست هرگز !

من عمیقا باور دارم که شایسته ی آرامشم
و برایِ داشتنش با تمامِ توانم تلاش می کنم
من آفریده نشده ام که تسلیم باشم ،
که مغلوب باشم ،
که ضعیف باشم !
من آمده ام که جهان را تسلیمِ آرزوهایم کنم
"من" خواسته ام !
پس می شود ...


گـمـشـده
گـمـشـده
کاری به کارِ هم نداشته باشیم
یکی دیوانه‌ی اهل بیت است
یکی فقط احترام میگذارد
یکی هم اعتقادی ندارد
یکی با شرکت در مراسماتِ مذهبی وهیئت و حرم حالش خوب می‌شود
یکی در تنهایی
یکی هم جورِ دیگر
یکی باور دارد
یکی باور ندارد
اعتقاد یک مسئله‌ی کاملاشخصی ست...
کافیست فقط انسان باشیم
کافیست در رفتارهایمان افراط نکنیم
تا اعتقادمان برای سایرین قابلِ احترام باشد
کافیست باورهایِ ماموجبِ رنجش و آزارِهیچ کس نشود
کمالِ اعتقادِ ما
به نوعِ رفتار و گفتارِ خودمان
وابسته است
این روزها و این شبها
مراقب حرف ها و رفتارهایمان باشیم
مبادا دلی برنجد و اشکی بریزد
و عرش آسمان بلرزد
حسین برای آزادگی جنگید
تا زیرِ بارِ ظلم و تحمیل
و اجبار نرفته باشد
بیایید دیگران را اسیرِ اعتقادات و
باورهایِ خودمان نکنیم
هیچ آدمی برده‌ی طرزِ نگرشِ هیچ
آدمِ دیگری نیست
انسان ها حق انتخاب دارند
خوب باشیم و به جایِ
خشونت و تعصب
انسانیت را گسترش دهیم
بدونِ شک غایتِ تمامِ آیین‌ها
رسیدن به کمالِ انسانی ست
حواسمان باشد؛
مبادا از دین و ایمانِ ما
فقط نام و یاد و خاطره‌اش بماند
مبادا در نهایتِ غرور و خود بینی
مسیر را گم کنیم


wolf_1517
wolf_1517
تعارف که نداریم
من حسادت می کنم
به لیلای مجنون
و به آیدای شاملو
لعنتی!
تو هم مرا همانقدر دوست داشته باش
من از ورد زبان شدنهای این مدلی
خوشم می آید...!


گـمـشـده
گـمـشـده
باید بلد شد ؛
گذشتن از بعضی آدم ها را !
گذشتن از تمامِ وابستگی هایِ عذاب آور و
دلبستگی هایِ اشتباهی را ...
باید بی رحم بود ،
چشم رویِ همه چیز بست و عبور کرد .
تک تکِ خاطراتِ خوبِ گذشته را به بادِ سرکشِ فراموشی سپرد و رفت .
گاهی ، چاره ای بهتر از رفتن نیست !
ماندن به پایِ بعضی آدم ها ؛
پیر و فرسوده ات می کند ...

‌♥️

گـمـشـده
گـمـشـده
من برایِ حالِ خوبم ، می جنگم !
قوی بودن ؛ در دنیایِ من ، انتخاب نیست ،
یک قانونِ اساسی و اجباریست .
اوضاع ، هرچقدر که می خواهد ، بد باشد ؛
من شکست را ، نمی پذیرم !
به جایِ نشستن و افسوس خوردن ؛ می ایستم و شرایط را تغییر می دهم !
می جنگم ، زخمی می شوم ، زمین می خورم ، اما شکست ، هرگز !
من عمیقا باور دارم که شایسته ی آرامشم ،
و برایِ داشتنش ،با تمامِ توانم ، تلاش می کنم .
من آفریده نشده ام که تسلیم باشم ،
که مغلوب باشم ،
که ضعیف باشم !
من آمده ام که جهان را ، تسلیمِ آرزوهایم کنم ،
"من" خواسته ام !
پس می شود ...♥


گـمـشـده
گـمـشـده
آدم ها را برایِ خودتان مهم نکنید !
از هیچ کسی بت نسازید
اجازه ندهید یک نفر ، همه ی دنیایِ تان شود
آن وقت با یک اخم و بی توجهیِ ساده ؛
تمامِ غرور و خود باوریِ تان ، از هم می پاشَد ،
شخصیتِ تان زیرِ سؤال می رود ،
و از خودتان بیزار می شوید ...
دست از بزرگ نمایی بردارید
آدم ها همه شان مثلِ هم اند ؛
نه آنقدر بزرگ ، که تمامِ دنیایِ تان شوند ،
و نه آنقدر کوچک ، که زیرِ پایِ تان لِه شوند
پیچیده اش نکنید
آدم ها ، فقط آدم اند ،
همین !


گـمـشـده
گـمـشـده
درد برای گریستن زیاد است ...
اما دردِ ما ، همان انسانیتی ست ؛
که هر سال چنین روز هایی
سالگردِ شهادتش را می گیریم !
زخم ، همان است ،
فقط عمیق تر شده ،
خیلی عمیق !!!


گـمـشـده
گـمـشـده
من آدمِ یک جا نشستن و افسوس خوردن نیستم !
در هر شرایطی که باشم ، کاری که دلم بخواهد را می کنم ،
روحیه ام را هیچ جوره نمی بازم ،
و خودم را وابسته ی هیچ کس نمی کنم ،
می دانم که وابستگی ، از ارزشمندی ام کم می کند !
من حتی افسوسِ مردنم را هم نمی خورم ،
دلیلی ندارد بخواهم نگرانِ دنیایِ بعد از خودم باشم ... !
اما تا زمانی که هستم ؛
یک منِ منحصر به فرد و قوی خواهم ماند !
من خودم ، هوایِ خودم را دارم ،
من به خودم تکیه داده ام ...
در دنیایِ هدفمندِ من ؛
جایِ هیچ کسی خالی نیست !


گـمـشـده
گـمـشـده
پنج شنبه ، دلبرانه ترین روزِ خداست !
از همان اولش انگار پر از خبرهایِ خوب است ...
شبیهِ دخترکِ فال فروشی که تویِ کوله اش پر است از شعرهایِ زیبا و فال هایِ خوش ،
هر کدام را که برداری ، فرقی ندارد ؛
همه اش خیر است ...
پنج شنبه ؛
باید پنجره را باز کرد ، چشم ها را بست و نفس کشید ...
پنج شنبه ها همه شان خوبند !

♥️

گـمـشـده
20180926_220159.jpg گـمـشـده
من و انار
زاییده‌ی یک فصل مشترک بودیم
که هردویمان ترک برداشتیم
او از مهر، و من از بی مهری



گـمـشـده
گـمـشـده
من همان طفلِ دبستانیِ پر شور و شَرَم
و تو پائیزِ قشنگی،
که مرا عاشق کرد ...
در هوای تو ،
ز غوغایِ جهان ، بی خبرم !


گـمـشـده
گـمـشـده
پاییز که می شود ؛
حواستان به آدم هایِ زندگیِ تان باشد .
کمی بهانه گیر می شوند ،
حساس می شوند ،
"توجه" می خواهند !
دستِ خودشان که نیست ...
این خاصیتِ پاییز است ،
آدم ها را از همیشه عاشق تر می کند ...
مگر می شود پاییز باشد و دلت هوایِ قربان صدقه هایِ از تهِ دلِ کسی را نکند ؟!
مگر می شود پاییز باشد و
دلت هوس نکند ، عاشق باشی ؟!
که عاشقت باشند ؟!
باد باشد ، باران باشد ...
و یک خیابان پر از
برگ های خشک و نارنجی ...
تو باشی و تو ،
تو باشی و او ...
فرقی ندارد !!!
قدم زدن در بساطِ دلبرانه ی پاییز ،
همه جوره می چسبد ...


صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو