یافتن پست: #نرگس_صرافیان_طوفان

آخای خآنوم زنده بودی...
آخای خآنوم زنده بودی...
آخرش یک نفر از راه می رسد که بودنش ؛ جبرانِ تمامِ نبودن هاست
جبرانِ تمامِ بی انصافی ها
و شکستن ها ...
یکی که با جادویِ حضورش، دنیایِ تو را متحول می کند.
جوری تو را می بیند، که هیچ کس ندیده.
جوری تو را می شنود، که هیچ کس نشنیده،
و جوری روحِ خسته ی تو را از عشق و محبت، اشباع می کند؛
که با وجود او، دیگر،
نه آرزویی می مانَد، برایِ نرسیدن
و نه حسرت و اندوهی برای خوردن ...
بعضی آدم ها، خودِ معجزه اند.
انگار آمده اند تا
تو مزه ی خوشبختی را بچشی، آمده اند تا دلیلِ آرامش
و لبخندِ تو باشند،
آمده اند که زندگی کنی...


آخای خآنوم زنده بودی...
آخای خآنوم زنده بودی...
رابطه داشتن با آدم ها...
و حفظِ این ارتباط سخت ترین کارِ دنیاست !
وقتی آنها به تو نیاز دارند...
تو حوصله شان را نداری ...
و زمانی که تو نیاز به آنها داری ...
تازه می فهمی که هیچ کس را نداری !
می فهمی چقدر تنهایی ...
و چقدر نیاز داری با کسی حرف بزنی ...
و چقدر دردناک است اگر سراغشان بروی....
و حوصله ات را نداشته باشند ...
قصه این است که همه ی ما به هم محتاجیم...
اما در زمان هایی که نباید !
ما همان دست هایی هستیم که پس زدند...
و پاهایی که پیش نکشیدند ...
و یکی از همین روزها روی شانه هایی که نداریم ،
به اندازه ی یک عمر ، اشک می ریزیم ...
و در آغوشی که نیست ، می میریم ...

سکوت شب
IMG_20190815_165002_416.jpg سکوت شب
حال خوبت رابه هیچکس گره نزن
یادبگیر؛
بدونِ نیاز به دیگران
شاد باشی...
بخندی...
و امیدوار باشی!
باور کن؛
این مردم.. حوصله ی خودشان را هم ندارند!
تو باید خودت
دلیلِ اتفاقات خوب زندگی ات باشی!


...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
یک روزهایی هم هست که از همان ابتدایِ صبحش حالِ آدم ، بی دلیل ، خوب است ...
آدم دلش می خواهد ؛
بی هوا بخندد و شاد باشد ،
ببخشد و بی خیال باشد !
مهربان باشد و عاشقی کند !
من این روزها را دوست دارم ...
روزهایی که از همان اولش ، همه چیز خوب است ... !


...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
کم کم یاد می گیری ؛
همه ی دردها ،
همه ی مشکلات ،
و همه ی از دست دادن ها بد نیست !
درست شبیهِ واکسن ؛
که اولش کمی می سوزانَد
ولی قوی ترت می کند ...


گـمـشـده
گـمـشـده
دختر
معجزه ایست
که بعد از آفرینش آن
تمام فرشتگان
بی اختیار کف زدند
دخترها فرشته نیستند
فرشته ها
میخواهند دختر باشند
آری
دختر داشتن
سعادت میخواهد!



روز دختـر رو به تمام دخترای ساینا تبریک میگم❤️:گمشده

پ.ن : اگه کلیپ براتون باز نمیشه رو آدرس زیرش کلیک کنید (:

گـمـشـده
گـمـشـده
من عمقِ فاجعه را از عمقِ شیارِ پیشانیِ کارگرجوانی فهمیدم ، که دیروقت از سرِ کارش بر می گشت ، اما پولی برایِ خریدِ نان هم نداشت ...
هیس ... کارگرها نان نمی خورند !!!
عمقِ فاجعه را از شرمِ نگاهِ زنِ متاهلی خواندم که برایِ نسیه ی خوراکِ اهلِ خانه به بقالیِ سرِ کوچه رفته و با پیشنهادِ بی شرمانه ی مردِ بقال رو برو شده بود ...
هیس ... زن های نجیب ، سکوت می کنند ...
عمق فاجعه را در دستانِ واکسیِ کودکی دیدم که برایِ تامینِ دارویِ پدرِ سرطانی اش ، ترک تحصیل کرده بود ...
هیس ... کودکان ، اعتراض نمی کنند ...
من عمق فاجعه را وقتی فهمیدم ، که انسانیتی نبود ، تا برای این مردم تفسیرش کنم ... !!
فاجعه ی قرنِ اخیر ، آنقدر عمیق است که هزاران گاندی و مادر ترِزا هم از پسِ جبرانش بر نخواهند آمد ...
انسانِ ظالم ، حرفه اش ستم کردن است ،
فاجعه ماییم ؛
که سکوت می کنیم !!! ):


گـمـشـده
IMG_20190624_153413_171.jpg گـمـشـده
دختر اعتراض کرد
-"صدایت را روی من بلند نکن"
مرد اما بلند تر فریاد زد....
دختر این بار آرام تر و بابغض از مرد درخواست کرد
- "لطفا سرم فریاد نزن..."
مرد اما... از همیشه بلند تر فریاد کشید...!
دیگر ...هرگز کسی صدای دخترک را نشِنید...
اما من چشمانی را می بینم هرشب... که اشک را به دوازده زبان زنده ی دنیا ترجمه می کند...
و باخودم فکر می کنم...
این رسمش نیست...
این جنس ، ضعیف نیست..
بخدا قسم...بخواهد خیلی هایتان را یک تنه حریف است!
سکوتش را پای ضعفش نگذارید...
او فقط...دلش نمی آید بد باشد...
این روزها...
فرشته های زمین خسته اند
دیگر اعتراض هم نمی کنند....! (:


گـمـشـده
گـمـشـده
فردا دیر است ...
امروزت را همین امروز ، زندگی کن!
همین امروز لذتش را ببر ،
و همین امروز برای آرزوهایت تلاش کن ...
حسرت، یعنی در گذشته جا مانده‌ای،
و نگرانی یعنی، اسیرِ آینده‌ای شده‌ای که هنوز نرسیده و اتفاقاتی که هنوز نیفتاده!
آینده ای که شاید نرسد
و اتفاقاتی که شاید نیفتد!
بیخیالِ چیزهایی که نبودنشان کیفیتِ بودنت را کم میکند
آرامش و لبخند را در آغوش بگیر و امروز را همان جوری که دوست داری زندگی کن ...


shadi
shadi
همین روزها؛ اتفاقاتِ خوب خواهند افتاد درست وسطِ روزمرِگی هایمان،
دلخوشی ها راهشان را گم خواهند کرد و این بار به سمتِ ما روانه خواهند شد .
شب هایی را میبینم که از خستگیِ شادی و لبخندِ روزهایمان می خوابیم و صبح هایی که با اشتیاقِ دلخوشی هایِ تازه بیدار میشویم.
من شک ندارم یکی از همین روزها همه چیز درست خواهد شد!



گـمـشـده
گـمـشـده
در من ؛ نهنگ دیوانه ای ، شبانه به ساحل زد
ماهیِ سرکشی از تنگ ، بیرون پرید
و موریانه ی غمگینی ، به نقطه ی انهدام خویش رسید ...
در من ؛ هزار و یک چشم ، برای ابهام حادثه ای گریه می کند
هزار و یک زنِ خسته ، از راه های نمانده ، سر به بیابان زده
و هزار و یک کودکِ تنها و بی پناه ، جیغ می کشد ...
ولی من خوبم ، می خندم ، راه می روم ، چای می نوشم ،
و نفس می کشم ...
می بینی ؟ دنیا همینقدر می تواند خوب باشد ،
خوب تر از چیزی که فکرش را می کردی ...(:


...خآنوم زنده بودی...
500x888_1560607922284757.png ...خآنوم زنده بودی...
دوام بیاور ...
حتی اگر طنابِ طاقتت به باریک ترین رشته اش رسید
حتی اگر از زمین و زمانه بریدی
حتی اگر به بدترین شکلِ ممکن ، کم آوردی .
در ذهنت مرور کن ؛
تمامِ آرزوهایِ محال دیروز را که امروز ، زیرِ دست و پایِ روزمرگی ات ، جولان می دهند
تمامِ آن ثانیه هایی که مطمئن بودی نمی شود ، اما شد !
تمامِ آن لحظه هایی که فکر می کردی پایانِ راه است ، اما نبود !
می بینی ؟! خدا حواسش به همه چیز هست ؛
دوام بیاور ...


...خآنوم زنده بودی...
...خآنوم زنده بودی...
گاهی اصلاً "سکوت" باید کرد ؛

که سکوت ، اقتضایِ فریاد است !


...خآنوم زنده بودی...
500x623_1559986868667730.png ...خآنوم زنده بودی...
جالب تر از زن ها هم مگر موجودی هست ؟!!!
زنی را تصور کن که در نهایتِ بچگی ، موهایش را بافته ؛
در نهایتِ دخترانگی ، برایِ خودش آواز می خوانَد ،
و در کمالِ زنانِگی ، آستین ها را بالا زده و در همان حالتِ بچگانه ی دخترانه ی آواز خوان ، خیلی شیک و زنانه به نظافتِ خانه ای مشغول است ...
زنی که با تمامِ ظرافت ، آرزوهایش را گوشه ی ذهنش مچاله کرده و برایِ فرزندش مادری می کند ...
زنی را تصور کن که یک دستش به آشپزی و لباس شستن است ،
و در دست دیگرش کتابی قَطور ...
و با همان نگاهِ دلبرانه ی همیشگی ، خط به خط ، حرف هایِ تازه ای می خواند تا حالِ لحظه هایِ تنهایی اش برایِ همیشه خوب باشد ...
جانِ من ؛
می شود چنین صحنه هایی را دید و برای فداکاریِ معصومانه شان ضَعف نکرد ؟!
انصافا جالب تر از این موجوداتِ دوست داشتنی هم مگر هست ؟!
تازه ... کجایش را دیده اید ؟!
بعضی هایشان با تمامِ این شرایط ، شاغل هم هستند ...
خدا این موجوداتِ دوست داشتنی و عجیب را به دنیایمان ببخشد ...
اگر نبودند ، نفس کشیدن چقدر سخت بود !
زن ها ؛؛؛
واقعا خوبند !!!

...خآنوم زنده بودی...
500x1000_1559952604549572.jpg ...خآنوم زنده بودی...
و آغوشت ؛
چه مفهومِ عجیب و مبهمی دارد ...
هویدا گشته در آن ، رازِ کوهستانِ تنهایی
چنان دنج و خیال انگیز و رؤیایی !
پر از باور ...
پر از مفهومِ خواهش های چشمانت
که می خواهد کنارت باشم و از عمقِ آغوشت نپرهیزم .
پر از شوقم ،
پر از گرمای عالمگیرِ خورشیدم ،
کنارِ تو ،
در آغوشت ،
چه شاد و غرقِ امّیدم !
و آغوشت ؛
عجب آرامبخش و خاطرانگیز است بر این خسته ی بی تاب !
تو ای روشن ترین مهتاب !
کنارم باش تا دنیای پر غوغای آغوشت ؛
همیشه سهمِ من باشد ،
زمانِ "درد و سختی" بازوانِ تو ؛
پناه و تکیه گاهِ محکم و امنِ تنِ بی جانِ من باشد .
همانا ساحلِ امنی ست بر دریای پر آشوبِ احساسم
شبی فریاد خواهم زد :
که آغوشت ؛
چه مفهومِ عجیب و مبهمی دارد ...
.

صفحات: 1 2 3 4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو