یافتن پست: #ناله

هادی
هادی
آن دوست که من دارم وان یار که من دانم{-164-}

شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم{-164-}

بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را

بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم{-180-}

هادی
هادی
آرام و روان و نرم و سنجیده رَوَد
ما ناله‌کُنان و یار نشنیده رود!

یک عمر گذشت و عاقبت فهمیدیم
از دل نرود هر آنکه از دیده رود!


mmm
mmm
عواقب ناشکری در برابر بلاهای کوچک.... برو دیدگاه

khanpoor
khanpoor
برف پيري

هرگز نمیشد باورم
این برف پیری بر سرم
سنگین نشیند چون این
من بودم و دل بود و می
اواز من اوای نی
هرگوشه میزد همین
اکنون منم حیران
ز عمر رفته سرگردان
ای خدای من
با این تن خسته
هزاران ناله بنشسته
در صدای من .ای عشق نافرجام من رفتی کجا
ای ارزوی خام من رفتی کجا
ان دوره ی اشفتگی های تو کو
ای عمر نارام من رفتی کجا
تو بخوان شب همه شب برایم ای مرغ سحر
کی دل خسته من درامد از سینه به در
تو سبک بالی و من مسیر بشکسته پرم
تو پری از شوری و من ز عالمی خسته ترم

هادی
هادی
بی داد رفت لاله ی برباد رفته را
یارب خزان چه بود بهار شکفته را
هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید
نو کرد داغ ماتم یاران رفته را
جز در صفای اشک دلم وا نمی شود
باران به دامن است هوای گرفته را
وای ای مه دوهفته چه جای محاق بود
آخر محاق نیست که ماه دوهفته را
برخیز لاله ، بند گلوبند خود بتاب
آورده ام به دیده گهرهای سُفته را
ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین
بیدار کردی آن گُل در خاک خفته را
گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست
تب موم سازد آهن و پولاد تَفته را
گردون برات خوشدلی کس نخوانده است
اینجا همیشه ردّ و نکول است سَفته را
این گوژپشت ، تیرقدان راست تر زند
چندین کمین نکرده کمان های چفته را
یارب چها به سینه ی این خاکدان دراست
کس نیست واقف این همه راز نهفته را
راه عدم نَرُفت کس از رهروان خاک
چون رفت خواهی این همه راه نَرفته را
لب دوخت هرکه را که بدو راز گفت دهر
تا باز نشنود ز کس این راز گفته را
لعلی نسفت کلک دُر افشان شهریار
در رشته چون کشم دُر و لعل نسفته را

هادی
هادی
بر زهر کین تنت شده چون مبتلا حسن
پر شد جهان ز ناله ی واویلتا حسن

شد آشکار بعد پدر ظلمشان به تو
ای آخـــرین شهید دیــار جـفا حسن

مانند جدتان جگرت پاره پاره شد
آمد مقابلت همه ی روضه ها حسن

با ذکر تو تمام جهان میشود بهشت
ای نام تو برای همه جان فزا حسن

با یک حدیث خود همه را برده‌ای حرم
هر اربعین ببر همه را کربلا حسن...!


حلما
حلما
بگذار همه از کنارت بروند ولی تو یک دوست داری که از رگ گردن به تو نزدیک است وتو می توانی در پناهش باشی وبا اودرد دل کنی وراز ونیاز کنی وسنگ صبورت باشد وبه او شکوه وناله کنی وازجفای مردم ونا مهربانیهای آنها به اوپناه ببری وآرامش پیدا کنی

هادی
هادی

کاش میدانستم این را پیشتر
هر که عشقش بیش دردش بیشتر

ادامه شعر دیدگاه اول

هادی
هادی
منم باید برم سید رضا نریمانی

حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام

منو یکم ببین سینه زنیمو هم ببین
ببین که خیس شدم عرق نوکریمه این

دلم یه جوریه ولی پر از صبوریه
چقدر شهید دارن میارن از تو سوریه

منم باید برم آره برم سرم بره
نذارم هیچ حرومی طرف حرم بره

یه روزیم بیاد نفس آخرم بره
حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام

یه دست گل دارم برای این حرم میدم
گلم که چیزی نیست برا حرم سرم میدم

برای قربونی اسماعیلو میدم به عشق
خودم با بچه هام فدای بانوی دمشق

منم یه مادرم پسرمو دوسش دارم
ولی جوونمو به دست بی بی میسپارم

بی بی قبول کنه بشه مدافع حرم
حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام

اونا که از جنون یه کلمه نفهمیدن
شبیه شامیا به گریه هام میخندیدن

کنایه میزنن دلمو میسوزنن و
میخوان با حرفاشون خالی کنن دل منو

قسم به اون بدن که چیدنش روی حصیر
منم شبیه اون عقیله ای که شد اسیر

به غیر زیبایی نمی بینم تو این مسیر
حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام

ای سایه ی سرم تا که تو رفتی همسرم
همش بهونه ی تو رو میگیره دخترم

به جای لالایی روضه براش میخونمو
دم بابا باباش داره میگیره جونمو

هادی
هادی
اینجا یه کاناله پر از گیره های روسری قشنگ

جهت سفارش در تلگرام با آی دی زیر تماس بگیرین
@shahidAkhondzade
هزینه ارسال با مشتری میباشد

برای تهران 5 و شهرستان 7

فروش حضوری نداریم. [لینک ]

هادی
هادی
این وبلاگ برای شماس؟

@khaterah [لینک ]

sayad
sayad
{-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}
تنگ اولور باشیمه تک لیگ ساری عالم گجه لر
{-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}
بیر نفر اولمادی منله اولا همدم گجه لر
{-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}
عشقه بیگانه اولانلار نه بیلر کیم نه چکیر
{-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}
چکمسین من چکنی اهل جهنم گجه لر
{-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}
بیر منم بیر ده قلم بیر ده بو ویرانه اووم
{-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}
گلیریگ هر اوچوموز ناله یه با هم گجه لر
{-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}
کیمسه بیلمز اورگیم سیرینی دنیاده منیم
{-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}
یاز قلم دور ماکی سن سن منه محرم گجه لر
{-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}
بو سینان قلبیمه گوندوز وورولان یاره لر
{-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}{-35-} {-35-}
مهربان یار الی ایستر قویا مرهم گجه لر
{-78-}{-78-}{-188-}{-188-}{-78-}{-78-}

وفا
وفا
کانال soroush معرف کانالهای غیر رسمی معتبر در سروش
با معرفی کانال های خود در جمع مدیران کانالهای *سروش* در آدرس زیر اقدام به عضو گیری نمایید.
@suroush

دیدگاه
1395/08/20 - 03:21 ·

دیدگاه
Ayda
Ayda
به عشق فرزند بي كفن زهرا (س)
كم كم بايد پيراهن مشكي بر تن كنيم


کم کَمَکْ دارد مُحرم می رسد
ماه حزن و گریه و غم می رسد

حضرت زهرا"س" که صاحب روضه هست
وقت روضه با قدی خَم می رسد

هر مُحرم بر مشامِ نوکرت
بوی ناله بوی ماتم می رسد

وقت روضه که رسید از چشم ها
اشک هایی مثل زمزم می رسد

روضه ی سقا بخوانی العجل
مهدی صاحب زمان"عج" هم می رسد

روضه ی گودال و تیغ و نیزه ها
آخرش دارد به یادم می رسد

ظهر عاشورا به دقت گوش کن
ناله های واحسینم می رسد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

لحظه ی مردن که اربابم حسین "ع"
حتم دارم که به دادم می رسد

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
خانم فتاح زاده:
زن خوب زن بی خیال است!

سال های اخیر یکی از مهم ترین تمرین های من در زندگی تمرین بی خیال بودن است.

وقتی توی لیست خرید نوشته ام سیر و همسرم به جای یک بوته سیر با یک کیلو سیر برمی گردد، زن غرغروی درونم میخواهد سر خودش را بکوبد به دیوار که آخر بعد چندسال زندگی هنوز نمی داند سیر را بوته ای می خرند نه کیلویی! یکبار من اندازه ننوشتم... اما قبل از اینکه دهانش به غرغر باز شود زن بی خیال درونم لبخند می زند و می گوید: بی خیال! بیا فکر کنیم حالا این همه سیر رو چیکارش کنیم؟ و نتیجه اش می شود یک شیشه پودرسیر خانگی خوش عطر. غز نمی زنم، الکی اوقات تلخی نمیکنم ولی از دفعه بعد سعی میکنم یادم نرود که اندازه هرچیز را بنویسم حتی اگر خیلی واضح باشد.

وقتی از مهمانی برگشته ایم و تا پایمان به کوچه میرسد زن غرغرویی که تمام مدت مهمانی خودش را به خاطر فلان رفتار یا حرف شوهرش خورده می آید دهان باز کند و شکایت کند و تذکر دهد... زن بی خیال درونم سریع دستش را میگیرد که ولش کن! حالا که گذشت! کی یادش می مونه؟ ماهو نگاه کن که چه قشنگه امشب...

وقتی از حرف مادرشوهرم ناراحت شده ام و زن

صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو