یافتن پست: #مولانا

Yas
Yas
دل نخواهم ، جان نخواهم ،
آنِ من کو ؟ آنِ من ..

فقط خدا
فقط خدا
همسایه ها یاری کنید
تا من اتاق تکانی کنم:وای

shadi
shadi
.
زندگی می‌کشد آخر به کجا کارت را
باید از دور تماشا بکنی یارت را
.
روز دیدار، خودت را به ندیدن بزنی
شب ولی دوره کنی لحظهٔ دیدارت را
.
عاشقش باشی و تا عشق، خریدارت شد
دور سازی خودت از خویش خریدارت را
.
دوستش داشته باشی و نبیند هرگز
«دوستت دارم» در سینه گرفتارت را
.
بهترین پاسخ این درد، سکوت است، سکوت
نکند باز کنی مخزن‌الاسرارت را
.
رفتنی می‌رود و باز تو خواهی پرسید
از «نسیم سحر آرامگه یار...» ت را
.

.

.
.
.
{ صبح جمعتون بی دلتنگی }
.
.
.
.
.

تُــــ
تُــــ
گفتی که تو دیوانه و مجنون خویی
دیوانه توئی که عقل از من جویی

گفتی که چه بی‌شرم و چه آهن رویی
آیینه کند همیشه آهن رویی

“مولانا”

سکوت شب
سکوت شب
ای زندگی، تن و توانم همه تو

جانی و دلی، ای دل و جانم همه تو

تو هستی من شدی، از آنی همه من

من نیست شدم در تو، ازآنم همه تو

مولانا

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
خسته نباشی هم وطن{-70-}
عملکرد تعداد امتياز
ارسال پست در شبکه 133 199.5
دنبال کردن کاربران 0 0
دنبال شدن توسط کاربران 5 6
حاضري در سايت 0 0
مديريت گروه 0 0
عضويت در گروه 1 0.6
نظرات ثبت شده در پست هاي شما 348 522
نظرات ارسالي توسط شما 470 564
تعداد لايک هاي ارسالي توسط شما 110 11
بازنشر پست‌هاي شما 1 1.5
بازنشر هاي شما 0 0

مَنـ
مَنـ
قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی
قند تویی سم تویی بیش میازار مرا

یاسر
0cfc0093054d268f4e5b34f05857df5f.jpg یاسر
مولانا

Sepidar
thumb_HamMihan-20152005378307246741449878664.2599.jpg Sepidar
اندر دل من درون و بیرون همه او است

اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست

اینجای چگونه کفر وایمان گنجد

بی چون باشد وجود من چون همه اوست


Sepidar
thumb_HamMihan-201810465819109288031535051667.3947.jpg Sepidar
تا نَقشِ خیالِ دوست با ماست

ما را
همه عمر
خود تماشاست...!


جان

muhammad
muhammad
من مست و تو دیوانه
ما را که برد خانه ؟؟؟

گـمـشـده
گـمـشـده
پاییز کوچکِ من ؛
گنجایشِ هزار بهار
گنجایشِ هزار شکفتن دارد..
وقتی به باغچه مینگرم
روح عظیمِ مولانا را میبینم
که با قبایِ افشان و دفترِ کبیرش
زیر درخت هایِ گلابی قدم میزند
و برگ هایِ خشک زیرِ قدم هایش شاعر میشوند
وقتی به باغچه مینگرم.....


گـمـشـده
گـمـشـده
‏قشنگ مشخصه وقتی مولانا میگه ؛ " از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود " . رفته اتاق سر کمدش و نمیدونه چی میخواسته از کمد برداره. ((:

تُــــ
تُــــ
ای مونس روزگار چونی بی من
ای همدم غمگسار چونی بی من

من با رخ چون خزان خرابم بی تو
تو با رخ چون بهار،چونی بی من؟!

{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

تُــــ
تُــــ
هیچ قَراری نَبُوَد، بر سَرِ دریا کَف را
زان که قَرارش نَدَهَد، جُنبشِ موجِ مَددی

زان که کَف از خشک بُوَد، لایقِ دریا نَبُوَد
نیک به نیکی رَوَد و بَد بِرَوَد سوی بَدی


❤️

{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

صفحات: 1 2 3 4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو