یافتن پست: #معصومه_صابر

a
a
شست همه کوچه خیابان‌ها را



پس چرا مانده غمت بر دل بارانی من؟






گـمـشـده
گـمـشـده
يك فنجان يادت كافيست
تا باران بند نيايد..
تا صبح پشتِ پنجره بنشيند
و انگشتش را جلوی دهانش بگيرد
رو به گنجشك ها كه: هيس!!
آرام بگيريد
اينجا كسي توی فنجانش
ماه را دارد هنوز..:هعی


Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
خواب اگر نبود
چقدر آدم ها دق میکردند،
همان هایی ک به شوق دیدار
کسی چشم هایشان را می‌بندند...


تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو