یافتن پست: #معشوق

dearyourselfd
10531476548043595314.jpg dearyourselfd
.

بادیدن را به#اتش-میکشد [لینک ]

دیدگاه
1397/10/3 - 20:43 ·

دیدگاه
صحرا
صحرا
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دل تنها به چه شوقی پی برود؟
گله ها را بگذار
ناله ها را بس کن
فرصتی نیست که صرف گله و ناله شود
تا بجنبیم تمام است تمام!
مهر دیدی که به برهم زدن چشم گذشت
یا همین سال جدید
باز کم مانده به عید...!

مهرابه
مهرابه
فکر میکنم به اینکه چند سالِ بعد حتما ما هم پیر میشیم اما پیر شدن ما کجا و پدربزرگ و مادربزرگ هامون کجا؟
نه به عشقی وفادار موندیم که نوه هامون پزشونو بدن ، نه تصور ذهنیِ خوبی برای هم باقی گذاشتیم که وقتی معشوقه ی دوره ی جوونیمونو دیدیم لبخند بزنیم و اشک تو چشامون جمع شه؛ نه وقت گرفتاریِ بچه هامون دعا و قرانی بلدیم براشون بخونیم که پشت و پناهشون بشه نه هیچ وقت بچه هامون میتونن تو انشاهاشون از چهره ی نورانی ما سر سجاده بنویسن ، نه آلبومی داریم که بشینیم برای هم ورق بزنیم و بگیم یادش بخیر فلانی عجب آدمِ خوبی بود؛ حتی مطمئنم تو جیب هیچ کدوممون نخود و کشمش هم پیدا نمیشه‌...
خیلی دیگه سنت ها رو حفظ کرده باشیم کنسرو قرمه سبزی ها ی آماده رو گرم میکنیم که فقط یادمون باشه یک زمانی این غذا برای ما نمادِ عشق و خانواده بود...
در واقع ما همین آدم های بدجنسی هستیم که برای هم میزنیم ؛ خیانت میکنیم ؛ دل میشکنیم ؛ دروغ میگیم و پشت هزارتا عمل جراحی خودمونو گم کردیم...
ادامه دارد...

ایدز ساینا
ایدز ساینا
دنیای دنی پر هوس را چه کنی
آلوده هر ناکس و کس را چه کنی

آن یار طلب کن که تو را باشد و بس
معشوقه صد هزار کس را چه کنی

ایدز ساینا
ایدز ساینا
ترسم که تو هم یار وفادار نباشی
عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دو صد بار بمیرم
تو از دل من هیچ خبردار نباشی

【wolf】
【wolf】
در کنج قفس بوده اگر، باز پریده است

آن کس که ز خود رفته و تا عشق رسیده است



چون کوه، بزرگی ز تعلّق نگرفته است

خورشید که از هر چه زمین است بریده است



خورشید، نه ماه است که با ننگ بسازد

شب را به کناری زده و صبح دمیده است



یوسف اگر عاشق شود از ننگ نترسد

هی چاک دهد پیرهنی را که دریده است



حوّا هوس سیب کند، آدمِ عاشق

با سر ز پی خواهشِ معشوق دویده است



(آدم نشود آدمِ عاشق به جهنّم

عاشق اگر آدم بشود، سیب نچیده است)



از عشق چه گوییم که عیش است، ولیکن

کِی فهم کند آن که ندیده است و شنیده است؟



ما عاشق آنیم که آن دارد و آن را

جز آن که مگر لایق آن است ندیده است



رضا احسان‌پور

【wolf】
【wolf】
این مهم نیست که دل تازه مسلمان شده است

که به عشق تو ، قمر ، قاری قرآن شده است

مثل من باغچه ی خانه هم از دوری تو

بس که غم خورده و لاغر شده ، گلدان شده است

بس که هر تکه ی آن با هوسی رفت ؛ دلم

نسخه ی دیگری از نقشه ی ایران شده است

بی شک آن شیخ که از چشم تو مَنعم می کرد

خبر آمدنت داشت که پنهان شده است

عشق مهمان عزیزی ست که با رفتن او

نرده ی پنجره ها میله ی زندان شده است

عشق زاییده ی بلخ ست و مقیم شیراز

چون نشد کارگر ، آواره ی تهران شده است

عشق دانشکده ی تجربه ی انسان هاست

گر چه چندی ست پُر از طفل دبستان شده است

هر نو آموخته در عالم خود مجنون است

روزگاری ست که دیوانه فراوان شده است

ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری

بر حذر باش که این کوچه خیابان شده است





غلامرضا طریقی

【wolf】
【wolf】
گیرا تر از چشم تو هم درگیر خواهد شد

زیبا ترین معشوقه روزی پیر خواهد شد



امروز تعبیرم کن اما خاطرت باشد

خوابی که یوسف دیده هم تعبیر خواهد شد



مردی که عمری تشنه ی جام محبت بود

یک روز از این نا مهربانی سیر خواهد شد



غره مشو این امپراطوری قدرت مند

با حمله ی مشتی مغول تسخیر خواهد شد



دستی بجنبان تا که امروز تو زیبا ییست

دستی بجنبان چون که فردا دیر خواهد شد



حسین زحمتکش

【wolf】
【wolf】
با خنده کاشتی به دل خلق ، "کاش ها"

با عشوه ریختی نمکی بر خراش ها



هرجا که چشم های تو افتاد فتنه اش

آن بخش شهر پر شده از اغتشاشها



گیسو به هم بریز و جهانی ز هم بپاش!

معشوقه بودن است و «بریز و بپاش» ها



ایزد که گفته بت نپرستید پس چرا؟

دنیا پر است این همه از خوش تراش ها؟!



از بس به ماه چشم تو پر میکشم شبی

آخر پلنگ می شوم از این تلاشها!





حسین زحمتکش

گـمـشـده
گـمـشـده
کوروش کبیر چه زیبا گفت :
اگر در دل کسی جایی نداری ،فرش زیر پایش هم نباش ❤️

جایی که بودن و نبودنت هیچ فرقی نداره، نبودنت رو انتخاب کن اینگونه به خودت احترام گذاشتی ...

محبوب همه باش ، معشوق یکی
مهرت را به همه هدیه کن ، عشقت را به یکی
با هر رفتنی اشک نریز و با هر آمدنی لبخند نزن
شاید آنکه رفته بازگردد و آنکه آمده برود
آنقدر محکم و مقتدر باش که با این‌ محبت ها و مهر ها زمین‌گیر نشوی ...

لازم است گاهی در زندگی ،
بعضی آدمها رو کم کنی تا خودتو پیدا کنی ...

بعضی آدما رو باید دوست داشت
اما بعضی از آدما رو فقط باید داشت

s-h-k
s-h-k
شاید برای شما هم سوال شده باشه که معشوق سعدی کی بوده که سعدی این همه ابیات عاشقانه براش گفته، و طرف باز هم پا نمی‌داده؟
رازش در این بیت آشکار میشه:
«زنِ نو کن ای دوست هر نوبهار،
که تقویم پاری نیاید بکار»
بزرگوار هر سال روی مخ یکی کار می‌کرده.

سکوت شب
سکوت شب
پاییز میاد که اصلا ما بِفهمیم ؛
هیشکی به هیشکی
رَحم نمیکُنه و
نِمیمونه ..
همین دِرخت ..
مگه بَرگاش ؛ دِلبستگیش نیستَن ؟
تا پاییز میشه ؛
دسته بَرگارو وِل میکنه تا بیافتَن ..
دیگه چه انتظاری آدم ؛
از معشوقه و دِلبستگیاش
میتونه داشته باش ؟!

سکوت شب
سکوت شب
پایان یکی ست، پنجره ی آسمان یکی ست
خورشید بین این همه رنگین کمان یکی ست
ما دست داده ایم به هم، چشممان به اوج…
ما را به سمت دست خدا نردبان یکی ست
هم مَسلکیم، قامتمان پیش حق دو تاست
تا روز حشر، قبله ی ایمانمان یکی ست
هنگام همکلامی معشوق، بین ما
در سجده و رکوع و تشهد، زبان یکی ست
پیرانمان نصیحتمان کرده اند و ما
آموختیم عاقبت داستان یکی ست:
تکبیرگو به کشتن تکفیر می رویم
سنگر یکی ست، دشمن این دودمان یکی ست
قرآن سپرده است به ما: «لا تَفَرَّقُوا»
منشور عشقبازی ما در جهان یکی ست
دریا برای ماست نترسیم از مسیر
پایان رودهای مداوم روان یکی ست

【wolf】
【wolf】
"عشق "یعنی
دفن کردن غرور؛
واسه شاد کردن
دل معشوقش...
اما حالا...
دل معشوق را دفن می کنیم
برای حفظ غرور...!!{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

صحرا
صحرا
از یه جایی به بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره! فلان ریمل و فلان خط چشم و کدوم لباسم با کدوم شالم سِته و وقتی نشستم رو به روش دستمو چجور بذارم زیر چونم و با کدوم زاویه بخندم که بیشتر دلش بلرزه!
قشنگ بودن خوبه ها، ولی تهِ تهش اونی میمونه که داغون و خسته و لهتم دیده. عرق ریزون تابستون با آرایش ریخته و موهای فرخورده و صورت خیس و کلافه، باهاش دوئیدی، باهاش خندیدی، باهاش غر زدی به هرچی گرما و آفتاب کوفتیه... و برف ریزون زمستون با صورت سرخ و سفید پیچیده شده لای شالگردن که ازش فقد دوتا چشم مونده دلت گرم شده کنارش.

آدم مگه چی ازین دنیا میخواد جز اینکه یه نفر داغون و له و خستشُو هم بخواد؟
که داغون و له و خستم که باشه بتونه باهاش بخنده و مهم نباشه اگه ریملش ریخته یا رنگ رژش رفته یا لباسش لک شده و با معشوقه های با پرستیژ توی کتابا زمین تا آسمون فرق داره! آدم ته تهش تنهاییشو با اونی تقسیم میکنه که خیالش راحته کنارش هرجوری هم که باشه، "خودشه"
وگرنه خیابونا پره از آدمایی که انگار بازیِ "کی از همه قشنگتره، من من من من" راه انداختن!

صفحات: 1 2 3 4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو