یافتن پست: #مرگ

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
1539600343194145_large.jpg { من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }

و من ترا دوست دارم ..با اینکه زیبا ی ..اما سمی ................
میدانم
از این عشق جز مرگ نصیب نخواهد .....................
ولی عشق آید عقل فاسد گردد ............................................. دنیای عاشقانه من

دیدگاه
1398/02/3 - 20:22 ·

دیدگاه
تُــــ
images (9).jpg تُــــ
عین مرگ است اگر بی تو بخواهد برود
او که از جان خودت دوست ترش میداری ...!

سیده تکتم حسینی

تُــــ
images (6).jpg تُــــ
مرگ خیلی آسان می‌تواند الان به سراغ من بیاید
اما من تا می‌توانم زندگی میکنم !
نباید به پیشواز مرگ بروم ،
البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم
که میشوم مهم نیست
مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در
زندگی دیگران داشته باشد ...!


تُــــ
تُــــ
شب خوش ...تا دیداری دیگر بدرود{-29-}{-35-}

تُــــ
تُــــ
باید تو هم محکوم در خود سوختن باشی

یا مثل چایی که می افتد از دهن باشی



زخمی که من برداشتم فهمیدنش سخت است

سخت است حتی لحظه ای هم جای من باشی



توی دلم هر روز و هر شب رخت می شویند

باید برای درک این دلشوره زن باشی



در من دو روح بی قرار انگار در جنگ اند

سخت است با تنهایی ات در یک بدن باشی



در قاب آیینه خودت را گم کنی هر روز

در جالباسی هات دنبال کفن باشی



راهی برای صلح با دنیا نمی ماند

با مرگ وقتی گرم جنگی تن به تن باشی

...

مثل جذامی ها شدم، می رانی ام از خود

یک شب نشد با عشق در یک پیرهن باشم





لیلا عبدی

تُــــ
تُــــ
شبیه آتشی در باد خاکستر نمی گیرم
اگر خاموش گردم شعله را از سر نمی گیرم

به من از خم شدن چیزی مگو چون آنچنان سختم
که شکل از ضربه های پتک آهنگر نمی گیرم

گرفتی هر چه را دادی، خیالی نیست اما من
دلی را که سپردم دست تو،دیگر نمی گیرم

من آن مرغم که بگشایی قفس را باز می ماند
به هر جا خو کنم دیگر، از آنجا پر نمی گیرم

به من گفتی که هر چیزی بهای در خوری دارد
بهای عشق من مرگ است از آن کمتر نمی گیرم

مرتضی جهانگیری

سکوت شب
سکوت شب
تو و اشتیاقِ پُرصداقتِ تو

من و خانه‌مان

میزی و چراغی...

آری

در مرگ‌آورترین لحظه‌ی انتظار

زندگی را در رؤیاهای خویش دنبال می‌گیرم

در رؤیاها و

در امیدهایم!

احمد شاملو

سکوت شب
سکوت شب
بین این همه ی شلوغی زندگی

بین این همه ی دلواپسی

بین این همه ی نگرانی

بین این همه ی روزمرگی

یادت نره زندگی کنی

P158
29317_413.jpg P158
زحمت دارد آدم بودن را میگویم این را میشود از مترسک ها آموخت آن ها تمام عمر می ایستند تا آدم حسابشان کنند ۱۹ فروردین سالمرگ صادق هدایت نویسنده، داستان نویس، مترجم و روشنفکر ایرانی گرامی

مَنـ
مَنـ
از مرگ ماهی ها میترسم؛وگرنه درد دلم را به دریا میگفتم(:

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
ای آب زندگانی با تو کجاست مردن

در سایه تو بالله جستم ز مرگ جستم

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
هر جا روی بیایم هر جا روم بیایی

در مرگ و زندگانی با تو خوشم خوشستم

{  من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
{ من براي تومينويسم تو براي او بخوانــــــــــــــ }
زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری**من هم از آن زلف دارم یادگاری بیقراری

روزگاری دست در زلف پریشان توام بود##حالیا پامالم از دست پریشان روزگاری

خود چو آهو گشتم از مردم فراری تاکنم رام**آهوی چشم تو ای آهوی از مردم فراری

گر نمی آئی بمیرم زانکه مرگ بی امان را**بر سر بالین من جنگ است با چشم انتظاری

دیدگاه
1398/01/17 - 19:06 ·

دیدگاه
تُــــ
تُــــ
عشق از دوستی پرسید :تفاوت من و تو در چیست؟ دوستی گفت: من افراد را به سلامی آشنا می کنم ولی تو با نگاهی...... و من آنان را با دروغی جدا می کنم ولی تو با مرگ !!!!

تُــــ
791597_891.jpg تُــــ
روز و شب خونِ
جگر می‌خورم
از دردِ جدایی
ناگوار است به
من زندگی ،
ای مرگ کجایی؟

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو