یافتن پست: #قهوه_سرد_آقای_نویسنده

گـمـشـده
گـمـشـده
دفترچه تلفن من ...
پر از اسم های جور واجوره!
اما وقتی دنبال کسی می گردم که ...
باهاش چند کلمه بتونم حرف بزنم ...
می بینم که به صورت مفتضحانه ای ...
هیچ کس رو ندارم ...
و اون اعدادی که جلوی اسم ها نوشته شده ...
مثل اعدادی که روی یه چک بی محل نوشته شده ...
بی ارزش و مسخره هستن!





حلما
حلما
می‌ گفت پیدا کردن نیمه گمشده مثل بازی با خمیر می‌مونه! وقتی می‌گردی دنبال نیمه گمشده ات، منتظری کسی پیدا شه که همان طوری که تو هستی، زندگی کنه، آهنگ گوش بده، فکر کنه، حرف بزنه، درست مثل یک نیم کُره فلزی که واسه کامل شدن دنبال یک نیم کُره دیگه می‌گرده. بعد یک آدم خمیری پیدا می شه که می‌تونه تغییر شکل بده، مثل تو زندگی کنه، آهنگ گوش بده، فکر کنه، با خودت میگی این همونه که دنبالش بودم اما خب اون خمیریه، موندنی نیست، تو سختی‌ها کم میاره، با اولین ضربه شکلش عوض می شه، وا میره، از دست میره، چند وقت بعد می‌بینی نیمه گمشده کسی شده که هیچ شباهتی به تو نداره! می‌گفت حاضرم نیمه گمشده ام یک مثلث متساوی الاضلاع باشه، اما بمونه!


تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو