یافتن پست: #فلسفه

تُــــ
images (1).jpg تُــــ
افسوس که در دست تو آیینه جادوست
زیبایی و بی رحم چو دیوی که پری روست

در تیررس چشمی و حاجت به کمان نیست
مقصود تماشای خرامیدن آهوست

زیبایی دنیا دل ما را نفریبد
در جام طلا زهر منوشان به من ای دوست

از عمر گران کاست و جز رنج نیفزود
این منطق دنیاست، زیان فلسفه ی اوست

بر سر در بازارچه ی عمر نوشتند
اینجا خبری نیست، اگر هست هیاهوست


فاضل‌نظری

تُــــ
photo_2019-04-08_14-56-16.jpg تُــــ
دور کنید مرا،
از آن عقلی که گریستن نمی‌داند،
و آن فلسفه‌ای که خندیدن نمی‌شناسد،
و آن غروری که در برابر کودکان سر خم نمی‌کند...


‌_جبران

حلما
حلما
حوصلم سررفت {-75-}

{  من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
images { من براي تو نوشتم* تو براي او بخوانــــــــــــــ }
این چه ایست تو دارد

تُــــ
تُــــ
@payam158

قسم به نم نم باران که دوستت دارم

به اشک های خیابان که دوستت دارم



قسم به سعدی و حافظ، به منزوی... قیصر

به شاعران پریشان که دوستت دارم



قسم به مجلس مادر، به کاسه ی شله زرد

به نذرهای فراوان که دوستت دارم



ورای فقه، ورای کلام، باور کن

ورای فلسفه... عرفان... که دوستت دارم



بجای این که بخواهم ... و یا ... ولش کن! نه!

عجیب نیست کماکان که دوستت دارم



قسم نمی خورم اما اگر قسم بخورم

به آیه آیه ی قرآن که دوستت دارم . . . !



رضا احسان پور

تُــــ
Love_HD_Wallpapers_99_.jpg تُــــ
@payam158 بگذار زمین زیر پر و بال تو باشد

خورشید نماینده ی فعال تو باشد



بگذار پس از این همه حرافی بی ربط

خط های جهان جمله در اشغال تو باشد



هر چند خداوند غزل را به بشر داد

تا شعر برازنده ی امثال تو باشد



اوضاع جهان بدتر از آن است که بالکل

مضمون غزل فلسفه ی خال تو باشد



یک عمر قرار است به هر خاک بیفتی

تا یک وجب از خاک جهان مال تو باشد



سیمرغ شوی بگذری از قاف به قاشق!

تا مرغ نحیفی نوک چنگال تو باشد



با این همه، بگذار به جای جدلی پوچ

در این جگر سوخته جنجال تو باشد



غلامرضا طریقی

تُــــ
تُــــ
آخر فلسفه این عشق را نفهمیدم
دوستت دارم را میگویی هوایی میشوند و میروند
دوست دارم را نمیگویی از دیگری محبت میبینند و میروند...
مغروری این غرورت خسته شان میکند
از غرورت میگذری هر چه دلشان بخواهد میکنند و میگویند..‌
از احساست برایشان میگویی دیوانه خطابت میکنند
سکوت میکنی بی احساس و بی ذوق صدایت میکنند
این عشق چه فلسفه ای دارد؟؟؟
خیلی دوست دارم با آن هایی که بهم رسیدند ساعت ها حرف بزنم و بگویم چه گفتید،چه کردید که به اینجا رسیدید
شاید مشکل از من است
شاید من بلد نیستم عاشقی کنم...

・❥✿صَحــرآ❀❧
・❥✿صَحــرآ❀❧
@sohabanoo

سلام سها بانو کم پیدایی؟ :هعی:سوال

40 دیدگاه
1397/05/18 - 11:33 توسط موبایل · ۱ موافق

40 دیدگاه
حلما
حلما
من همان آدم پر منطق بی احساسم
پس چرا آمدنت حال مرا ریخت بهم!!

مهرابه
مهرابه
- من و عشق و دلِ دیوانه بساطی داریم...
عقل هی فلسفه ،
می بافدُ ما می خندیم!!!

هادی
هادی


هی رد شو از این کوچه
و هی دل ببر از ما
تو فلسفه ی بودن این
پنجره هایی ...

امین_پور_حاجی

سیده شهید حجّاری
سیده شهید حجّاری
داستان کوتاهی به نام:«سادگى يا پيچيدگى؟»

امتحان پايانى درس فلسفه بود. استاد فقط يك سؤال مطرح كرده بود! سؤال اين بود:
شما چگونه مى‌توانيد مرا متقاعد كنيد كه صندلى جلوى شما نامرئى است؟
تقريباً يك ساعت زمان برد تا دانشجويان توانستند پاسخ‌هاى خود را در برگه امتحانى‌شان بنويسند،
به غير از يك دانشجوى تنبل
كه تنها 10 ثانيه طول كشيد تا جواب را بنويسد!

چند روز بعد كه استاد نمره‌هاى دانشجويان را اعلام كرد،
آن دانشجوى تنبل بالاترين نمره كلاس را گرفته بود!!
او در جواب فقط نوشته بود :
«كدام صندلی؟»
نتيجه:
مسائل ساده را پيچيده نكنيد!

گابریل گارسیا مارکز

یا زهرا (س)
یا زهرا (س)
سی و چهارم داستان دنباله دار مبارزه با دشمنان خدا: فرشته مرگ

.

دیدم جوانی مقابلم ایستاده ... خوشرو ولی جدی ... دستش رو روی مچ پام گذاشت ... آرام دستش رو بالا میاورد ... با هر لمس دستش، فشار شدیدی بر بدنم وارد می شد ... خروج روح رو از بدنم حس می کردم ... اوج فشار زمانی بود که دست روی قلبم گذاشت ... هنوز الرحمن تمام نشده بود ... .

.

حاجی بهم ریخته بود ... دکترها سعی می کردن احیام کنن ... و من گوشه ای ایستاده بودم و فقط نگاه می کردم ... .

.

وحشت و ترس از شب اول قبر و مواجهه با اعمالم یک طرف ... هنوز دلم از آرزوی بر باد رفته ام می سوخت ... .

با حسرت به صورت خیس از اشکم نگاه می کردم ... با سوز تمام گفتم: منو ببخشید آقای من. زندگی من کوتاه تر از لیاقتم بود ... .

.

غرق در اندوهی بودم که قابل وصف نیست ... حسرت بود و حسرت ... .

.

هنوز این جملات، کامل از میان ذهنم عبور نکرده بود که دیوار شکاف برداشت ... جوانی غرق نور به سمتم میومد ... خطاب به فرشته مرگ گفت: امر کردند؛ بماند ... .

جمله تمام نشده ... با فشار و ضرب سنگینی از بالا توی بدنم پرت شدم ... .

.

برگشت ... نفسش برگشت ..

سیده شهید حجّاری
1463584496208273_orig.jpg سیده شهید حجّاری
مهدی رستم پور خبرنگار ورزشی در مورد عکس بالا نوشت:رسانه‌های مختلف این عکس را منتشر کرده و نوشته‌اند: «سیامک خرمی رئیس سبک کیک جیتسو، در خاک آمریکا با مداحی توانست حریف آمریکایی را شکست دهد.»
هموطنان عزیز، این خبر واقعیت ندارد!
*اینجا آمریکا نیست، اوکراین است.
*این حریف هم آمریکایی نیست، اسمش ایوان است اهل اوکراین. شورت آمریکا را به وی پوشانده‌اند!
*سایت تسنیم گزارش داده: «در مسابقات کیک جیتسو در آمریکا مرسوم است آهنگ مورد علاقه فایتر پخش می‌شود.»
با عرض سلام و تحیت خدمت همکاران محترم در سایت تسنیم، خرمی به شما اطلاعات صحیحی نداده.
آمریکا اصلاً فعالیتی در "کیک جیتسو" ندارد چون این سبک وطنی هنوز به ایالات متحده صادر نشده و در این سبک هم کنش سیاسی یا پخش مداحی یا آهنگ و موسیقی ممنوع است!( ديدگاه)

صفحات: 1 2 3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو