یافتن پست: #فرج

سکوت شب
سکوت شب
چرا از مرگ می‌ترسید

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می‌دانید

مپندارید بوم نا امیدی باز

به بام خاطر من می‌کند پرواز

مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است

مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است...

بهشت جاودان آن جاست

جهان آنجا و جان آنجاست

نه فریادی نه آهنگی نه آوایی

نه دیروزی نه امروزی نه فردایی

جهان آرام و جان آرام

زمان در خواب بی فرجام

خوش آن خوابی که بیداری نمی‌بیند

سر از بالین اندوه گران خویش بردارید

در این دوران که آزادگی نام و نشانی نیست

در این دوران که هر جا هر که را زر در ترازو، زور در بازوست

جهان را دست این نامردم صدرنگ بسپارید

که کام از یکدیگر گیرند و خون یکدیگر ریزند

همه بر آستان مرگ راحت سر فرود آرید

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می‌دانید

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید

چرا از مرگ می‌ترسید!

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
باران میان سجده و سجاده ات جاریست

گاهی دچار بغضی و لبخند اجباریست



دیگر درونت شوق پروازی نمی بینی

این قصه پر درد نامش عاشق آزاریست



آبی ترین احساس رویا های شیرینم

نا دیده ام می گیری و از روی ناچاریست



قرآن بخوان محکم بگو این بار می مانی

تصویر ما در قاب خاتم عین بیداریست



من با تو ام من تا همیشه با تو می مانم

فرجام ما تکرار این عشق است و دلداریست



مشتاق باشی بر وصالم دست خواهی یافت

تصویر چشمت چشمه جوشان غمخواریست



غوغا به پا کن در میان دفتر اشعار

وقتی نباشی این غزل این واژه تکراریست



دلتنگی و اشک است افطارم بیا دیگر

کار دلم در ربنایت گریه و زاریست





امیر طاهری

فقط خدا
1053500x600_1513864268628534.jpg فقط خدا
اللهم عجل لولیک الفرج:گل

دیدگاه
1397/10/1 - 01:06 ·

دیدگاه
Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
@zira چیرا ساکت بیدی؟؟{-196-}{-196-}{-196-}{-184-}

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
شانه را در هوس زلف کجت آزردم

بار کج بود که بر شانه به منزل بردم



اشک ، لبهای پُر از زخم مرا تر میکرد

عوض بوسه فقط زخم زبان میخوردم



با دل تنگ به امید فرج میرفتم

باز با سر به دل سنگ تو برمیخوردم



مست میکردم و دنبال خودم میگشتم

آنقدر مست ، که گاهی به خودم میخوردم



دور باطل زدم و باختم و بازی را

در همان نقطه ی آغاز به پایان بردم



دم رفتن، نفسی تنگ در آغوشم گیر

چادر گلگلی ات را کفنم کن، مُردم



بهمن صباغ زاده

فقط خدا
فقط خدا


پنجشنبه ای دیگر

و چشم انتظاری اموات

به خیرات شما خوبان

دسته گلی از صلوات و فاتحه

نثارِ روح عزیزشان کنیم

یاد کنیم تا یادمان کنند

روحشان شاد و یادشان گرامی

:گل اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم:گل

فقط خدا
AndroidOnlineNewsImage.aspx فقط خدا
پنجشنبـــــــــه.است

روز شاد کردن دلِ آنهایی که

در زیر خاک در انتظارنــد

روز لمس کردن خاطره ای که

در ذهن داریم

که باخود میگوییم چقدردلم

برایت تنگ شده

براےشادےروح اموات صلوات

:گل اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم:گل

s-h-k
s-h-k
من هر روز با صدای دعای فرج خوندن بچه های مدرسه بغل خونمون از خواب بیدار میشم
اگه این اسمش بیداری اسلامی نیست پس چیه؟

فقط خدا
فقط خدا


{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}

دست ما بر کرم و رحمت مهدی باشد

عشق ما آمدن دولت مهدی باشد

اول ماه ربیع از کرمت یا سلطان

روزی ما فرج حضرت مهدی باشد

ان شاالله

{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}

خدایا؛

تو را به مناسبت‌های عزیز این ماه گرامی قسم می‌دهیم؛

این ماه را بر تمام شیعیان جهان، مبارک و پر خیر و برکت قرار بده،

و در ظهور ارباب و مولای ما؛ امام زمان(عج) تعجیل بفرما،

و به ما توفیق بهره بردن از فضایل این ماه عنایت فرما،

و تمام مریضها را به حرمت این ماه شفا بده،

و مشکلات و گرفتاری تمام شیعیان را برطرف بفرما.

آمین ربّ العالمین.

{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}

فرا رسیدن ماه شریف و پر خیر و برکت

«ربیع‌الاول» را به امام زمان(عج) و شما دوستان عزیز

تبریک و تهنیت عرض می‌کنم.

{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}{-153-}

سکوت شب
1263148925503.jpg سکوت شب
{-123-}

S҉A҉H҉R҉A҉
S҉A҉H҉R҉A҉
سلام بچه ها

شاه صنم امروز عمل داره

تو رو خدا براش دعا کنید عملش باموفقیت انجام شه و باز بیاد کنارمون :دعا اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم:گل اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم :گل اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم :گل

28 دیدگاه
1397/07/28 - 11:45 توسط موبایل · ۲ موافق

28 دیدگاه
سکوت شب
سکوت شب
پاییز

نگاه خشکیده ی من بود

بر تنِ خسته ی کوچه

و عشق نافرجامی

که داشت کم کم غروب می کرد

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
مثل تو هرکس آشنایی در سفر دارد

مانند من، مانند من چشمی به در دارد



در سربزیری حاجتی دارد که می‌خواهد

روی زمین تا تکّه نانی دید بردارد



اشکی‌ست اشک او که می‌گویند یاقوت است

آهی‌ست آه او که می‌گویند اثر دارد



من اشک‌هایی داشتم، تنها خودم دیدم

شاید فقط آیینه از دردم خبر دارد



من بغض‌هایی را فرو بردم که ترسیدم

از رازهای سر‌به‌مُهری پرده بردارد



یک عمر در خود ریختم تنهاییِ خود را

انگار کن کوهی که آتش بر جگر دارد



انگار کن آتشفشانی در سرم دارم

روزی مرا بیدار کن اما خطر دارد



دلشوره‌یی دارم، گمانم ماهیِ سرخی

در عمق دریایی به قلّابی نظر دارد ...



مهدی فرجی{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
چشم وا کردم و دیدم خبر از رویا نیست

هیچ کس این همه اندازه ی من تنها نیست



بی تو این خانه چه سلول بزرگی شده است

که دگر روشنی از پنجره اش پیدا نیست



مرگ؛ آن قسمت دوری که به ما نزدیک است

عشق؛ این فرصت نزدیک که دور از ما نیست



چشم در چشم من انداخته ای می دانی

چهره ای مثل تو در آینه ها زیبا نیست



هیچ دیوانه ای آن قدر که من هستم نیست

چون که اینگونه شبیه تو کسی شیدا نیست



مردم سر به هوا را چه به روشن بینی!؟

ماه را روی زمین دیده ام آن بالا نیست



مهدی فرجی

: اشک: اشک: اشک: اشک: اشک

Z²_82_21²5
Z²_82_21²5
می بینی ام وقتی به مویم برف غم باشد

روزی که پشتم مثل پشت کوه خم باشد



با تو شبی از حسرت امروز خواهم گفت

وقتی که حرفم محض پیری محترم باشد



می گویم از روزی که خوردم حرفهایم را

ترجیح میدادم که نانم در قلم باشد



روزی که گریان از خیابان آمدی گفتی

نفرین به شهری که سگی در هر قدم باشد



یادت می آرم گفتی امید بهاری نیست

وقتی زمستان و زمستان پشت هم باشد



آن روز وقتی سروهای سبز را دیدیم

شکرخدا شب رفته باید صبحدم باشد



چای از دهان افتاد ول کن شاید آن فرصت

روزی برای کودکانت مغتنم باشد



میخواستم از بوسه بنویسم هراسیدم

توی کتابم بیتی از این شعر کم باشد



مهدی فرجی{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}{-118-}

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه اجتماعی ساینا · قدرت گرفته توسط شِیرترانیکس طراحی توسط گروه طراحی وب ابتکارنو