یافتن پست: #غزل

Zahra
Zahra
این غزل‌ها به خدا مفت نمی‌ارزیدند
اگر این دختر و این عشوه و این ناز نبود ... ❤️

Zahra
Zahra
☆⇜سخت است دلم پیش "

☆⇜تو باشد تو نباشي "

☆⇜احساس غزل خواڹ تو "

☆⇜باشد تو نباشي "

☆⇜سخت است ڪہ محدوده ے "

☆⇜ممنوع خیالم "

☆⇜جولاڹ گہ افڪار تو باشد "

☆⇜تو نباشي "

arman
arman
{-95-}{-95-}{-95-}
_____________________________
به چی دلخوشین؟
_____________________________

ترنم
ترنم
مرا تو
بی سببی
نیستی
به راستی
صلت ِ کدام قصیده ای
ای غزل؟

دیدگاه
1399/03/21 - 11:01 ·

دیدگاه
ترنم
ترنم
وقتی کنارمی از زندگی پرم از بس کنار تو دور از تصورم
جز توو خیاله تو سفر نمیکنم زیباتر از تو رو باور نمیکنم

حستو ازم نگیر که از هوای تو بگم من ترانه خون شدم که از چشای تو بگم
چشمای تو غزل سکوته تو یه مثنوی من حافظم اگه ترانه مو تو بشنوی

حستو ازم نگیر که از هوای تو بگم من ترانه خون شدم که از چشای تو بگم
چشمای تو غزل سکوته تو یه مثنوی من حافظم اگه ترانه مو تو بشنوی

ترنم
ترنم
چشمای تو یعنی دریای سینه ریز یعنی یه برکه با آرایش غلیظ
چشمای تو یعنی آیینه ی خودم من بی چشای تو شاعر نمیشدم

حستو ازم نگیر که از هوای تو بگم من ترانه خون شدم که از چشای تو بگم
چشمای تو غزل سکوته تو یه مثنوی من حافظم اگه ترانه مو تو بشنوی

دیدگاه
1399/03/21 - 10:57 ·

دیدگاه
Bita
Bita
یا باید بماند
یا برود
آنکه در استانه در ایستاده
تو را
بیشتر خواهد کشت

shadi
shadi
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز

ندانم از پی چندین جفا که با من کرد
نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟

به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار
جواب داد فلانی ازان ماست هنوز

چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد
به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز

عداوت از طرف آن شکسته پیمانست
وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز

بتا تو روی ز من برمتاب ودستم گیر
که در سرم ز تو آشوب و فتنه‌هاست هنوز

کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشق
میان عاشق و معشوق ماجراست هنوز

نیازمندی من در قلم نمی‌گنجد
قیاس کردم و ز اندیشه‌ها و راست هنوز

سلام من برسان ای صبا به یار و بگو
که سعدی از سر عهد تو برنخاست هنوز


دیدگاه
1399/03/17 - 12:00 ·

دیدگاه
shadi
shadi
شکست عهد مودت نگار دلبندم
برید مهر و وفا یار سست پیوندم

به خاک پای عزیزان که از محبت دوست
دل از محبت دنیا و آخرت کندم

تطاولی که تو کردی به دوستی با من
من آن به دشمن خون خوار خویش نپسندم

اگر چه مهر بریدی و عهد بشکستی
هنوز بر سر پیمان و عهد و سوگندم


دیدگاه
1399/03/17 - 11:56 ·

دیدگاه
सीयद ❤️ अली*برای(ط) نوشتم*
1591176423924183.png सीयद ❤️ अली*برای(ط) نوشتم*

نیست که بر دو بیگانه افتد ............
.وان دورا به سوی هم
غزلی ست که دو اشنا.هر یک از ان را سر میدهند [لینک]

सीयद ❤️ अली*برای(ط) نوشتم*
1546190178454666_large.jpg सीयद ❤️ अली*برای(ط) نوشتم*

در ..........
چگونه می توان بی تو بال#پرواز گرفت....... [لینک]

सीयद ❤️ अली*برای(ط) نوشتم*
1546193120141167_large.jpg सीयद ❤️ अली*برای(ط) نوشتم*
نمیدونم چرا؟ هروقت غزل های را می خوانم می گیرد بااین از استاد یاد می کنم: ای ادب دنیاسنه سلطان سلام اولسون سنه... از زندگانیم گله دارد شرمنده جوانی از این [لینک]

सीयद ❤️ अली*برای(ط) نوشتم*
1546200469275912_large.jpg सीयद ❤️ अली*برای(ط) نوشتم*
میان ها ..شاه ........
به رخ در برابر ..
سرد تو در ..
مرا چنان ..که نیست [لینک]

wolf_Owl
wolf_Owl
بیاین مشاعره ...:معتاد

❤️MOBAREZ❤️
❤️MOBAREZ❤️
کوه پرسید ز رود
زیر این سقف کبود
راز ماندن در چیست
گفت در رفتن من
کوه پرسید و من؟گفت در ماندن تو
بلبلی گفت و من ؟
خنده ای کرد و بگفت
در غزلخوانی تو
اه از ان بادی
که در ان کوه رود
رود مرداب شود
و
در ان بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد
و نخواند دیگر
من و تو بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز در خواندن من ماندن تو نیست
بدان

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ